هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٦٨
خدا را نداشته است. بيم آن دارم كه پيروز نشوند و شكست نصيبشان گردد يا در اسارت گرفتار شوند. مردم را براى يارى ايشان فراخوان و پيش از آنكه با دشمن روبرو شوند، به آنها ملحق كن. «١» «عتبة بن غزوان» با سرعت وارد عمل شد و نيروهاى علاءِ حضرمى را كه در محاصره پارسيان قرار گرفته بودند و نابودى حتمى در انتظارشان بود نجات داد.
علت ممنوعيت دريانوردى در زمان عمر، ترسى بود كه او از غرق شدن سربازان مسلمان و هلاكت آنها، در دل داشت. اين حرص بر زندگى مسلمانان از حدود عاطفه پدرانه تجاوز نمىكرد و حد و مرز آن در حدود انجام وظيفه بود.
در نامهاش به ابوموسى اشعرى پس از آنكه او را فرماندار بصره قرار داد نوشت:
«از بيماران مسلمانان عيادت كن و در تشييع جنازههايشان حاضر شو. در خانهات را به روى آنان بگشا و خودت شخصاً كارهايشان را حل و فصل كن.» «٢» «از سپاهيانت غافل مشو كه تباه شوند و بر آنان جاسوس مگمار كه رسوايشان كنى. رازهاى آنها را نزد ديگران فاش منما و به آنچه در آشكار دارند بسنده كن.» «٣» اين رفتار پدرانه و اين حرص تا آنجا ادامه خواهد داشت كه حدود الهى هتك نشود. اما اگر حدود خدا مورد تجاوز قرار گرفت در اين صورت جارى ساختن حد، سزاى حتمى و عادلانهاى است كه بر همه اجرا خواهد شد و هيچ فرقى ميان سرباز و فرمانده نيست و الگوى آنان رسول خدا صلى الله عليه و آله است.
آنجا كه فرمود: