هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٦٧
١٨. سرباز در سپاه اعراب مسلمان سرباز عرب از جايگاه ويژهاى در سپاه برخوردار بود و اين به علت مسؤوليت سنگينى بود كه بر دوش وى قرار داشت چه، او رسالت امت را به جاى جاى سطح كره زمين مىرساند. و با توجه به اندك بودن تعداد اعراب مسلمان نسبت به مجموع نيروهاى دشمن، عنصرى گرانقدر نزد فرماندهان و لشكرش بود و فرماندهان در ردههاى گوناگون در حفظ و نگهدارى او كوشش مىكردند. عمر در بيشتر نامههايش، فرماندهان خود را اينگونه سفارش مىكند:
هيچگاه نيرو يا سريهاى اعزام مكن در راهى كه احتمال شكست، ضايعه و تلفات باشد. «١» يعنى سريه يا نيرو را در جهتى اعزام مكن كه احتمال رويارويى با نيروى بزرگتر از خود باشد يا در كمينگاه دشمن واقع شود يا در بيراههها گم گردد. پس از آن، عمر با تشديد بيشتر نسبت به اعزام نيروها و محافظت از آنها چنين به ابوعبيده جراح فرمان مىدهد:
به طمع به دست آوردن غنيمت جان مسلمانان را به خطر مينداز- برحذر باش از در مهلكه انداختن مسلمانان ... هيچ سريهاى روانه مكن مگر با زيادى از نيروها. «٢» وقتى عمر آگاه شد كه «علاء حضرمى» بدون كسب اجازه از وى به جنگ با پارسيان رفته است و دانست كه با نابودى قطعى روبرو خواهند شد، اين نامه را به «عتبة بن غزوان» نوشت:
علاءِ حضرمى عدهاى از سپاهيان مسلمان را با خود برده و به سوى فارس كشيده است. او مرا نافرمانى كرده و گمان مىكنم قصد نافرمانى