هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٦٢
عمر به فرمانده خود «سعد» چنين سفارش كرده است:
پيشتازان را از خردمندترين و سلحشورترين افراد خود انتخاب كن و دوندهترين اسبها را در اختيارشان قرار ده. اگر با دشمن برخورد كردند، دشمن با نيرومندترين رزمندگانت برخورد داشته است. «١» ابوبكر صيرفى نيز در رابطه با انتخاب رزمندگان پيشتاز چنين سروده است:
با شهامتترين يارانت را به پيشتازى بگمار و بايد همچنين راستگو باشند كه تو را فريب ندهند. «٢» چون پيشتازان، نيروهايى هستند كه با دشمن روبرو مىشوند و گزند دشمن بطور مستقيم متوجه ايشان است از اين جهت پيوسته مورد توجه فرمانده مىباشند و خود او عناصر اين نيروها را انتخاب مىكند از آنان تفتيش و بازرسى به عمل مىآورد و چه بسا همراه ايشان فعاليت مىكند و سعى دارد تا پيوسته آنان را سبكبار نگاهدارد و ايشان را از بار و توشه اضافى منع كند.
اين مطلب، بوضوح در وصيت مروان بن محمد به فرزندش عبداللَّه، آن هنگام كه او را به رزمگاه مىفرستد، به قلم نويسندهاش عبدالحميد كاتب به چشم مىخورد:
برحذر باش از اينكه رزمندهاى را به شفاعت و وساطت ديگرى در اين نيروها بپذيرى يا به علت دوستى، او را در ميان پيشتازان جاى دهى ... يا اينكه در ميان آنان استرى اضافى باشد، يا بار اضافى و توشهاى بسيار سنگين همراهشان باشد كه اين لوازم سنگين، بر آنها فشار وارد كند و آنان را از سنگينى بار، سرخورده و ملول نمايد و موجب واماندگى ايشان در برابر دشمن گردد.