هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٤٤
٥. فرستادن نيروهاى امنيتى و حفاظتى و توزيع آنان در اطراف اردوگاه.
٦. فرستادن واحدهاى اطلاعاتى تا مسافتهاى لازم، بويژه در محورهاى خطرناك.
٧. برنامهريزى براى جنگ و تقسيم نيروها به تشكيلات رزمى.
٨. سازماندهى امور ادارى.
اين اقدامات در هر بار كه لشكر، متوقف مىشد براى آمادگى رزمى يا جهت استراحت يا در انتظار فرمانهاى نظامى جديد يا در صورت انتقال به يك مرحله جديد از مراحل جنگى انجام مىگرفت.
«از روشهاى جنگى پيشينيان، كندق خندق در اطراف اردوگاه بود آنگاه كه براى هجوم و جنگ نزديك و آماده مىشدند تا مبادا در حال خواب، دشمن بر آنها شبيخون زند؛ از اينرو، اطراف خود را با حفر خندق، امنيت مىبخشيدند تا دشمن، شبانه غافلگيرشان نكند.» «١» ابوبكر صيرفى، شاعر اندلسى درباره تعليمات دينى چنين سروده است:
هر جا اردو زدى در اطراف خود خندق حفر كن، چه تو دشمن را پيروزمندانه دنبال كنى يا دشمن تو را تعقيب كند. از رودخانه مگذر و در كنار آن فرود آى، و بگذار از ميان تو و دشمن فاصله بيفكند. «٢» و در نامهاى كه عبدالحميد كاتب، از طرف خليفه اموى، مروان بن محمد به فرزندش عبداللَّه نوشت، چنين آمده است:
برحذر باش از اينكه فرود آمدنت در جايى بدون خندق باشد و در پناهگاهى كه از شبيخون دشمنت در امان بمانى فرود آى، هرگاه باروبنه را بر زمين نهادى و خيمههاى سپاهيان را فرود آوردى، هيچ خيمهاى