هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٣٧

الف. تعيين سلسله مراتب نظامى:
ابن‌خلدون براى اين پديده در ارتش عربى اسلامى چنين استدلال كرده است:
افزايش نامحدود سربازان و بسيج آنها از چهارگوشه كشور باعث شد تا يكديگر را نشناسند و هنگام درگيرى با دشمن و گاه شمشيرزدن و نيزه‌افكندن، به اشتباه با نيروهاى خودى روبرو شوند، بدين جهت نيروها را به مجموعه‌هايى تقسيم مى‌كردند و افرادى را كه با يكديگر آشنا بودند در يك مجموعه قرار مى‌دادند و به هر مجموعه يك گردان مى‌گفتند ونيروها را در يك گردان در صف‌هاى منظم آرايش مى‌دادند. «١» بدين‌گونه ابن‌خلدون علت سازماندهى لشكرى مسلمانان را در مسأله آشنايى آنها با يكديگر خلاصه مى‌كند، ولى علت‌هاى بعدى نيز در كار بوده تا اين جهت ياد شده را تكميل كند.
ظهور گردان‌ها نخست در معركه يرموك و سپس در جنگ قادسيه بود و اولين بار، تقسيمات ده نفرى و وضع نظام رده‌بندى در منطقه جنگى، در محلّ «شراف» پيش از عزيمت به سوى قادسيه بود. از نقطه‌نظر ديگر، ضرورت سازماندهى جديد از سخنان خالد بن وليد در جلسه فرماندهان آشكار مى‌شود، آنجا كه خطاب به ايشان گفت:
روا نيست كه دشمن منظم باشد و ما بى‌نظم باشيم.
دوّمين علّتى كه سبب ايجاد نظم در لشكرهاى عربى- اسلامى شد ضرورت مقابله با نيروهاى منظم و سازماندهى شده دشمن بود. و اين امر ميسّر نمى‌شد جز با به وجود آوردن تنظيماتى مشابه آنچه دشمن از آن بهره مى‌بُرد.
سوّمين علت، لزوم تعيين شرايط فرماندهى و امكان دادن به فرمانده در