هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٣٦
اين طرح كه ميان هدف و امكانات موجود هماهنگى برقرار مىكند و سياست گام به گام را جهت ايجاد توازن در معادله «هدف- امكانات» به اجرا در مىآورد، از بزرگترين خصايص عقل و فكر استراتژيك دوران فتوحات اسلامى به شمار مىرود عامل اساسى پيروزىهاى اعراب مسلمان است.
١٤. سازماندهى براى نبرد اعراب پيش از اسلام- بنابر طبيعت زندگيشان- در شبيخون زنى، هجوم غافلگيرانه و عقبنشينى فورى و انجام عمليات جنگى به صورت سريع و قاطع، مهارت داشتند. اين روش آنها با تعداد محدود نيروهاى جنگى و با طبيعت موقعيتهاى رزمى آنان موافق بود. اعراب در دولتهاى غسّانيان و منذريان روشهاى پيشرفته هجوم را مىدانستند و عمليات دفاعى و استخدام سلاحهاى گروهى مانند منجنيق و زرهپوش را آموخته بودند، همانگونه كه عرب يمن نيز اين فنون را مىدانست. با ظهور اسلام و آغاز فتوحات اسلامى، ضرورت انجام تغييرات در روشهاى جنگى، آشكار شد.
صحنه عمليات جنگى تغيير كرده بود و ديگر افق درگيرىها به يك قطعه زمين كوچك در جزيرةالعرب محصور نمىشد. حجم رزمآوران نيز افزايش يافته بود و از اين پس جنگاوران، تعداد محدودى از افراد يك قبيله و يا مجموعهاى از چند قبيله همپيمان نبودند، بلكه ارتشى متشكل از رزمندگانى از همه جا و همه قبايل به وجود آمده بود. دشمن نيز تغيير يافته بود و اعراب، ديگر با يكديگر درگير نبودند، بلكه پس از ظهور اسلام با دو ابرقدرت آن زمان درگير بودند.
اوّلين پديدهاى كه در اين تكامليابى به چشم مىخورد، تنظيم نقاط تجمع نيروها و تقسيمبندى واحدهاى ارتش در ضمن مجموعههاى رزمى «گردانها» است. دومين پديده، جنگ نيروهاى عربى- اسلامى از چند محور عملياتى و سرانجام سومين پديده، تكامل خود هنر جنگ است.