هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٢٧
١. در جاى خود باش و از آن دور مشو.
٢. هرگاه احساس كنند كه تو بر آنان يورش بردهاى و يكپارچه در برابر تو بايستند، تو آنها را يكجا درياب.
٣. اگر شما در برابر دشمن ايستادگى كرديد و صبورانه با او جنگيديد و در رسالت خود امانت را رعايت كرديد، اميدوارم بر دشمن پيروز شويد.
٤. آنها در صورتيكه پراكنده شدند ديگر بار نيرويى مثل آنها در مقابل شما فراهم نخواهد شد مگر نيرويى كه قلبشان تهى است. «١» سير عمليات در جنگ قادسيه و وقايع پس از آن، مصداقى بود كه بر اهميت اين نبرد، تأكيد مىكرد و بر پيشبينىهاى پسر خطاب، صحّه گذاشت.
٩. هماهنگ كردن جبههها پس از اشغال سوريه، «ابوعبيده جرّاح» در «حمص» و «خالد بن وليد» در «قنسرين» باقى ماندند. ساكنان «جزيره» با «هرقل» تماس گرفتند و از وى كمك خواستند. او از ايشان خواست كه به «حمص» بروند و خود نيز نيروهايى از روم به حمص فرستاد. اطلاعات در اين باره به خليفه عمر بن خطاب رسيد. آن زمان جنگ قادسيه به پايان رسيده بود و در نتيجه، عمر توان آن را داشت تا به پشتيبانى از جبهه شمالى بپردازد. او به سعد بن ابىوقاص نوشت:
١. مردم را به فرمانبرى از قعقاع بن عمرو فراخوان و در لحظهاى كه اين نامه را مىخوانى ايشان را به حمص روانه كن، چون ابوعبيده مورد محاصره قرار گرفته است با جدّيت و كوشش به سوى او بشتاب.