فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٨ - مبحث هفتم مصلحت و فلسفه فقه
فقيهى چون صاحب العروة الوثقى با تمام انعطافپذيريهايى كه در آراء فقهى آنان مشاهده مىشود هرگز نمىتوانند زمينهساز فلسفه فقه بدان معنى كه در كتاب الموافقات شاطبى به چشم مىخورد باشند. با وجود اين، نوعى روش تحليل عقلانى به منظور اصلاح قواعد (به صورت تقييد يا تعميم آنها) و پىگيريهاى مسائل فقهى متناسب با مقتضيات زمان (تفريع) و نيز سمتگيرى به سوى عرفىسازى قواعد فقهى در متكب فقهى اين فقيهان ديده مىشود كه بر اساس آن، طرح بسيارى از مسائل جديد فلسفه فقه را مىتوان امكانپذير دانست.
به عنوان مثال، نظريه شيخ انصارى در زمنيه امكان اكتفا به احراز رضايت باطنى در معاملات كه در باب معاملات فضولى و مكره و نظاير آن دو، تأثير گستردهاى دارد و نيز نظريه صاحب العروة الوثقى در الزامآور بودن شروط ابتدايى كه مىتواند تحولى در نظام حقوقى ايجاد نمايد از جمله مواردى مثبت و قابل استناد در تأسيس فلسفه فقه به معنى انشايى و دستورى آن در فقه شيعه محسوب مىگردد. لكن از ديدگاه مبانى فقهى شيعه اين راه بس خطير ممكن است در تداوم و سامانپذيرى خود تا خط ممنوع تشريع و بدعت پيش برود.
در هر حال اين نكته قابل قبول است كه شايد در حوزه طبيعت (بودها) عقلانيت فلسفى به توصيهها (بايدها) منتهى نگردد [١] . اما در حوزهاى چون فقه هر نوع تحليل در زمينه (بودها) مىتواند به توصيههاى ارزشى مبدل گردد ولى امكان عقلى اين تلازم هرچند در علوم سياسى يا حقوق، مىتواند كارساز باشد. لكن در قلمرو فقه به
[١] . بسيارى از علوم امكان تنزل بحثهاى فلسفى و نظرى محض را به قواعد ارزشى و توصيههاى الزامآورفراهم نموده است مانند آنچه كه از زمينشناسى براى پيشگيرى زلزلهها و از علم ژنتيك براى تغيير خصايص انسانى و بيماريهاى ژنتيك و از علم جنينشناسى به باوريهاى صحيح جنينهاى سالم و كامل بهرهبردارى مىشود و مشابه اين موارد را در فلسفه هر علمى مىتوان يافت و فلسفه كلى نيز از اين قاعده مستثنى نيست. جدا كردن دانش از ارزش و گزارشهاى علمى از توصيههاى ارزشمند، جهت بهبود بخشيدن به نظام زندگى انسان در واقع به معنى جدا كردن دانش از هدف و رسالت آن است و حداقل، اولويت در تأملات عقلانى با مسائلى است كه در عمل راهنماى انسان باشد؛ چنانكه امام كاظم (ع) فرمود: «اوجب العلم عليك ما يجب عليك العمل به» اگر اين اصل را در كنار مفاد آياتى كه تدبر و تفكر در خلقت جهان را مورد تأكيد قرار مىدهد به تحليل بگذاريم نتيجه آن مىشود كه در انديشيدن در كل آفرينش و فلسفه به معنى كلى آن نيز نتايج ارزشى نهفته است.