فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١١ - مبحث سوم مصلحت فردى، گروهى و عمومى
به عنوان مثال مصلحت تعدد زوجات پيامبر اسلام (ص) را مورد بررسى قرار مىدهيم. در يك نگاه پيامبر (ص) حق شخصى و زندگى زناشويى اختصاصى خود را فداى ايجاد وحدت جامعه و امت نمود و از آن براى رسيدن به امت واحد يعنى مصلحت عمومى اسلام بهره گرفت. مقايسه سن پيامبر (ص) به هنگام ازدواج با هر كدام از همسرانش دليل روشنى بر اين ديدگاه است. [١]
در نگاه ديگر، چنين مصلحتى، قومى و قبيلهاى شناخته شده و از آن به عنوان عامل پيوند قبيله ياد شده است كه پيامبر (ص) در صدد حفظ برترى و پاسدارى از منزلت قريش چنين مصلحتى را برگزيده است.
اين نگاه كه شخصيت الهى پيامبر (ص) را در حد يك ناسيوناليست، پايين مىآورد، مصلحت تعدد زوجات پيامبر (ص) را در سطح منافع گروهى و قبيلهاى مىشناسد.
در نگاه سومى كه بيشتر از مستشرقان كم اطلاع و يا پيشگامان استعمار ديده مىشود اين مصلحت كاملاً به معنى فردى و در مسير ارضاى خواستههاى غريزى شخصى تفسير مىشود.
عكس اين مثال را در الگوى انقلاب سفيد شاه و مردم در رژيم ستمشاهى مىتوان مشاهده نمود.
شاه و حاميان او سعى داشتند مصلحت تقسيم اراضى و انقلاب سفيد را در قالب تماميت جامعه ايران و به معنى تأمين منافع عموم مردم در بهرهورى از امكانات كشور و آزاد سازى قشر كارگر و كشاورز و نوسازى جامعه سنتى ايران قلمداد نمايند. اين يك ديد دولتى و نگاه شاهانه بود. لكن ماركسيستها و سمپاتهاى آنها اين مصلحت را طبقاتى تفسير نموده و آن را در جهت تأمين منافع گروه سرمايهدارى و بورژواى ملى مىدانستند.
در حالى كه در نگاه ديگرى شاه با اين طرفند و جلب حمايت خارجى بر آن بود
[١] . پيامبر (ص) در بيست و پنج سالگى با خديجه چهل ساله و در پنجاه و پنج سالگى با عايشه يازده ساله و در سن كهولت با ديگر همسران خود كه بعضاً هفتاد و چند ساله بودند ازدواج نمود و پيشنهاد ازدواج از طرف همسران و يا اولياء آنان صورت گرفته و كسب افتخار انگيزه آنها بوده است.