فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٦ - مبحث هفتم قلمرو مصلحت در شريعت
برخاسته از انديشههاى بشرى از شريعت ارائه مىشود چهره اسلام را به گونههاى متفاوت و احياناً متضاد ترسيم نمايد.
مبحث هفتم: قلمرو مصلحت در شريعت
بررسى نظريات كسانى كه به عنوان بنيانگذاران اوليه رجوع به مصلحت در استنباط احكام شرعى از قلمرو مصلحت سخن گفتهاند نشان مىدهد كه اينان از اين روش اجتهادى به عنوان يك اصل و قاعده ياد كردهاند.
از اشاراتى كه مالك، مؤسس مذهب مالكى و نيز شافعى بنيانگذار فقه شافعى در زمينه مقاصد الشريعه داشتهاند [١] بگذريم، جوينى (فقيه شافعى، م. [٤] ٧٨) نخستين كسى است كه بهطور صريح از مقاصد شرع به عنوان دليلى بر حكم شرع ياد كرده است [٢] و غزالى شاگرد وى آن را مشروحتر بيان نموده است [٣] و بر دليل و اماره بودن مصلحت بر كشف حكم شرع تأكيد ورزيده است٤ و از آن پس، آمدى در كتاب «الاحكام فى اصول الاحكام» به تنقيح اين قاعده پرداخت و به آراء غزالى سامان بخشيد [٥] .
به مرور زمان با تحولاتى كه در اين زمينه شكل گرفت، فقهاى مالكى وارث اين قاعده و شارحان آن به شمار آمدند و شاطبى، گوى سبقت را از ديگران ربود و به نظريه پرداز قاعده مصلحت مشهور گرديد.
همه مذاهب فقهى بر اين اصل متفقاند كه احكام، شرع بر اساس مصالح و مفاسدى از جانب خدا تشريع گرديده كه به ساماندهى دنيا و آخرت مكلفان مربوط مىگردد و خداى بى نياز را از اين همه تكاليف و احكام سهمى متصور نيست. لكن
[١] . رك: احمد ريسمونى، پيشين، ص ٩٥ و ٤٢٩.
[٢] . رك: جوينى، البرهان، ج ٢، ص ٢٩٥ و ٩١٣ به بعد.
[٣] . رك: غزالى، المستصفى، ج ١، ص ٢٨٦ و ٣١٠.
[٤] . رك: غزالى، المنخول، ص ٣٥٥.
[٥] . رك: آمدى، الاحكام فى اصول الاحكام، ج ٤، ص ٣٧٦ و ٣٨٠ و ج ٣، ص ٣٩٤.