فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٦ - مبحث يازدهم عقل، علل و مقاصد شريعت
الف - عقل بمثابه كاشف از دليل شرعى: برخى از تفسيرهاى اجماع نزد فقهاى شيعه نشان از كشف عقلى از دليل شرعى دارد. اجماع دخولى و اجماع حدسى و اجماع لطفى كه حاكى از قول معصوم (ع) است هركدام به نوعى با استدلال عقلى همراه مىباشد و در واقع بين اجماع و اثبات حكم شرعى يك قضيه عقليه به صورت واسطه در اثبات و به اصطلاح منطقى «حدوسط» قرار مىگيرد كه بدون آن نمىتوان از اجماع، حكم شرعى به دست آورد و به نظر مىرسد اثبات اراده خدا از طريق آيات قرآن و اراده معصومين توسط سنت نيز به عقل بمثابه كاشف نياز دارد.
ب - عقل بمثابه دليل شرعى: عقل به اين معنى خود به دو صورت مستقلات عقليه و غيرمستقلات عقليه مورد بحث اصوليين قرار مىگيرد. كه در بحثهاى گذشته به اجمال درباره آن دو توضيح داده شد و اصول عمليه در موارد برائت، استصحاب، تخيير و احتياط از نوع مستقلات عقليه و مقدمه واجب و مسأله ضد از نوع دوم مىباشد.
آنچه كه در مسأله كشف حكم شرعى از طريق علم به مقاصد شريعت مورد بحث قرار گرفته، عقل بمثابه دليل شرعى است و اما عقل بمثابه كاشف از دليل شرعى در مورد هيچكدام از مستقلات عقليه و غيرمستقلات عقليه صادق نيست.
در اصول عمليه عقل كاشف از سنت معصومين (ع) نمىباشد بلكه خود بمثابه دليل شرعى مانند سنت معتبر كاشف از حكم شرعى است همچنين در مورد غيرمستقلات عقليه چون مقدمه واجب و مسأله ضد، نقش عقل بمثابه دليل شرعى است نه كاشف از دليلى شرعى مانند سنت.
برخى در اين مسأله دچار خلط شده و نقش عقل در احكام ثانويه و اصول عمليه و مقدمه واجب و ضد و عقل قاطع يا ظان به حكم شرعى را بمثابه كاشف از دليل شرعى دانسته و نقش عقل در تشخيص مستقل حسن و قبح افعال را بمثابه دليل مستقل در رديف كتاب و سنت شمردهاند. در حالى كه مورد دوم مىتواند از مقوله عقل بمثابه كاشف از دليل شرعى و موارد اول از مقوله عقل بمثابه دليل مستقل محسوب گردد:
١. كسانى كه براساس مبانى عدليه تشخيص حسن و قبح افعال را به شرع