فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٣ - مبحث يازدهم عقل، علل و مقاصد شريعت
٣. علت خاص يك حكم: در فقه شيعه علل خاص احكام به رابطه خاص موضوع حكم و علت خاص آن مربوط مىشود و قابل تسرى و تعميم به موضوعات مشابه ديگر نيست در حالى كه در فقه اكثر مذاهب اهل سنت چنين عللى از طريق قياس قابل تسرى به موضوعات مشابه است و به اين ترتيب موردى ديگر براى نقش عقل در استنباط حكم شرعى آشكار مىگردد. بىشك تأثير استدلال عقلى از طريق قياس هرچند به كمك نص، حاكى از علت حكم خاص مىباشد لكن بدون توجيه عقلى قياس امكان تسرى حكم به موضوع مشابه ديگر وجود ندارد.
٤. استكشاف علل و مقاصد، با عقل: عدالت و تكامل كه دو هدف اصلى زندگى بشرى است آيا تنها از طرق و مقاصد و اهدافى كه در شريعت به لسان شارع بيان شده قابل تحقق است يا راهها و علل عقلانى هم مىتواند داشته باشد؟ به عبارت ديگر بىشك عدالت و تكامل در قالب علل و مقاصد شريعت قابل تحقق است لكن در حوزه «مالانص فيه» آيا مىتوان طرق و مقاصد عقلانى بجز آنچه كه در شريعت آمده جستجو نمود؟
به تعبير ديگر آيا علم به ملاكات و طرق عدالت و تكامل از غير طريق شرع مىتواند حكمساز و شرعاً الزامآور باشد و به اين ترتيب احكام عقلى محض مىتواند شرعى هم باشد؟ مثلاً پارهاى از ورزشها يا رياضتها و يا ترنمها و سرودهاى غيرحرام اگر با روشهاى علمى جامعه را به عدالت و تكامل رهنمون گردد، چنين كشف عقلى مىتواند منتهى به افتا و صدور حكم شرعى باشد. در حالى كه چنين ملاكهاى واقعى از طريق عقل نظرى يا عملى به اثبات برسد كه مقصود شرع و هدف رسالت بوده، هرچند كه شرع آن را نگفته است. [١]
مناقشه در اين كه آيا عقل بدون راهنمايى وحى و شرع مىتواند به ملاكهاى واقعى برسد يا نه؟ نظير جدال و خدشه در مواجهايى كه عرفايى چون محىالدين عربى داشتهاند خارج از بحث ماست. فرض ما اين است كه انسان با اتخاذ شيوههاى نظرى يا علمى تحقيقى و عرفانى بتواند به منبعى كه وحى به آن اتصال
[١] . اگر حكم عقل در چنين مواردى قطعى باشد مشمول حجيت قطع شده و الزامآور خواهد بود.