فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣١ - مبحث يازدهم عقل، علل و مقاصد شريعت
چهره اسلام را در رويارويى با تحولات، سازگار و بر اساس تساهل و تسامح [١] ترسيم كنند.
مبحث يازدهم: عقل، علل و مقاصد شريعت
جايگاه عقل در انديشه فقهى يكى از مهمترين مباحث كليدى و معيار اصلى در بحثهاى فقه مقارن و مطالعه تطبيقى مذاهب فقهى مىباشد و ما در مناسبتهاى ديگر اين كتاب از آن سخن به ميان آوردهايم. در اينجا با اين زاويه به مسأله جايگاه عقل مىنگريم كه نقش آن را در مقاصد شريعت اسلام بازيابى نماييم.
بىگمان در بسيارى از مكاتب فقهى اهل سنت براى عقل در تشخيص مقاصد شريعت، نقشى اعطا شده و بر اساس آن ادله استكشاف حكم شرعى مانند قياس، مصالح مرسله و استحسان شكل گرفته است و آراء شاطبى در الموافقات بهترين شاهد بر اين نگرش و كاملترين آن است [٢] .
در مورد فقه شيعه تصور آن است كه چون ادله نامبرده حجيت و اعتبار ندارد، عقل نيز جايگاهى در تشخيص ملاكها و مقاصد شريعت احراز نكرده است و نتيجه آن است كه در فقه شيعه علل مستنبطه جايى در استنباط فقهى ندارد و در فقه مذاهب سبى از مهمترين ادله اثبات حكم شرعى به شمار مىآيد.
براى توضيح بيشتر و روشن شدن ماهيت مسأله، نقش احتمالى عقل را در استنباط حكم شرعى در چند مرحله مورد مطالعه قرار مىدهيم.
١. علل عام منصوص: گاه عقل به استناد قواعد ادبى، علت حكم شرعى را از نصوص معتبر به دست مىآورد به اين ترتيب كه به كمك عموم يا اطلاق و يا قرائن موجود علت حكم از نص قرآنى يا متن حديث استكشاف مىشود و از آنجا كه در اينگونه موارد، دلالت لفظى است معمولاً آن را به عقل نسبت نمىدهند. در حالى
[١] . «بعثت للشريعة السمحة السهله» حديث نبوى مشهورى است كه زمينه امكان انطباق اسلام با مشكلاتزمان را فراهم نموده است.
[٢] . رك: شاطبى، الموافقات، ج ١، ص ٣.