تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٥ - جلسه پنجم
ظاهراً در سوره حديد است. در روايت وارد شده است كه شش آيه اول سوره حديد مال كسانى است كه در آخر الزمان مىآيند، آنها مىفهمند؛ [١] و در آن واقع شده است كيفيت خلقت و [غير آن]. در آنجا هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ، هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ در آخر الزمان هم به اين سادگى نمىتواند كسى بفهمد، يكى- دو تا شايد در عالم [بفهمند].
عمده نظر من به اين بود كه اين سوء تفاهم برداشته بشود، و اين اختلافى كه در مدرسه هست و بين اهل علم است، برداشته بشود؛ و جلوى معارف گرفته نشود. اسلام، فقط عبارت از احكام فرعيه نيست؛ فرعند اينها، اساس، چيز ديگر است، نبايد ما اصل را فداى فرع بكنيم؛ و بگوييم كه اصل، از اساس بيخود [است و] اگر هم اصلى بگوييم، يك اصلى كه خلافِ واقع است بگوييم. يكى از آقايان مىگفت كه ظاهراً مرحوم آقا شيخ محمد بهارى [٢] [يك وقتى كه] اسم يك كسى آمد، گفت: «عادل كافرى است». گفتيم: «خوب، عادل است يعنى چه؟ كافر است يعنى چه؟» گفت: «اما عادل است، براى اينكه روى موازين عمل مىكند؛ هيچ معصيت نمىكند؛ اما كافر است، براى اينكه آن خدايى كه او مىپسندد، خدا نيست، آنكه او مىپرستد اصلًا خدا نيست.» در روايات ما هم هست كه لَعَلَّ كه نَمْلَه خيال كند براى خدا دو تا شاخ است، [٣] اين حبِّ نفس است. معلوم مىشود در نمله هم اين هست.
اين
[١]. اصول كافى؛ ج ١: كتاب التوحيد؛ «باب النسبة»، ص ٩٣، ح ٣.
[٢] شيخ محمد بهارى (متوفّى ١٣٢٥ ه. ق.) اهل بهار همدان و از سرآمد شاگردان عارف بزرگ، ملا حسينقلى همدانى است.
[٣] امام باقر- عليه السلام- مىفرمايند:
... وَ لَعَلَّ النَّمْلَ الصِّغارَ تَتَوَهَّمُ أَنَّ لِلَّهِ زَبانِيَتَيْنِ فَإِنَّهُما كَمالُها، وَ تَتَصَوَّرُ أنَّ عَدَمَهُما نُقْصانٌ لِمَنْ لا يَكُونانِ لَهُ؛
و چنين گمان كند مورچه كوچك كه براى خدا دو شاخك است و اين دو كمال اوست؛ و تصور مىكند هر كس آن دو را نداشته باشد براى او نقص است؛ المحجة البيضاء؛ ج ١، ص ٢١٩- ٢٢٠.