تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٣ - خاتمه
و تحصيل توحيدات ثلاثه، و رابطه ما بين حق و خلق، و كيفيّت سلوك الى اللَّه، و كيفيّت رجوع رقايق به حقيقة الحقايق، و معرّفى تجلّيات الهيّه جمعاً و تفصيلًا و فرداً و تركيباً، و ارشاد خلق سلوكاً و تحققاً، و تعليم عباد علماً و عملًا و عرفاناً و شهوداً؛ و جميع اين حقايق در اين سوره شريفه با كمال و جازت و اختصارى كه دارد موجود است.
پس، اين سوره شريفه «فاتحة الكتاب» و «امّ الكتاب»، و صورت اجماليّهاى از مقاصد قرآن است؛ و چون جميع مقاصد كتاب الهى برگشت به مقصد واحد كند و آن حقيقت توحيد است، كه غايت همه نبوّات و نهايت مقاصد همه انبياى عظام- عليهم السلام- است، و حقايق و سراير توحيد در آيه مباركه بِسْمِ اللَّهِ منطوى است؛ پس اين آيه شريفه، اعظم آيات الهيّه و مشتمل بر تمام مقاصد كتاب الهى است؛ چنانچه در حديث شريف وارد است. [١] و چون «باء» ظهور توحيد، و نقطه تحت الباء [٢] سرّ آن است، تمام كتاب ظهوراً و سراً در آن «باء» موجود است؛ و انسان كامل، يعنى وجود مبارك علوى- عليه الصّلاة و السلام- همان نقطه سرّ توحيد است؛ [٣] و در عالم، آيهاى بزرگتر از آن وجود مبارك نيست پس از رسول ختمى- صلى اللَّه عليه و آله- چنانچه در حديث شريف وارد است. [٤]
[١] بحار الأنوار؛ ج ٨٩: كتاب القرآن؛ باب ٢٩، ص ٢٨٩، ح ٣٧، ٣٩.
[٢] قولنا نقطه تحت الباء و اگر اشكال شود كه در رسم الخط كوفى- كه در وقت نزول قرآن كريم متعارف بوده- نقطه وجود نداشته است، مىتوان گفت كه اين به حقيقت و واقعيت ضرر نرساند، گرچه نقش در ظهور متأخر باشد كه آن را تأثيرى در حقايق نيست؛ بلكه در صحت اين ادعا به طور مطلق نيز دليلى قانعكننده نيست و مجرد تعارف، دليل بر عدم مطلق نيست، تأمَّل.
[٣] ص ٥٦، پاورقى ١.
[٤] تفسير صافى؛ ج ٥، ص ٢٧٣ (ذيل آيه شريفه عن النبأ العظيم).