تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٥ - جلسه دوم
آنهاست كه عاشق عبادتند. او را سزاوار معبوديت يافته و عبادت مىكنند. مراتب ديگر هم هست كه در فكر ماها نيست.
اول قدم اين است كه از اين بيت، بنا بگذاريد خارج بشويد. اول قدم اين است كه انسان قيام كند، قيام للَّه؛ بيدار بشود، خواب نباشد مثل ما. ما الآن خوابيم در صورت بيدار، بيدارى حيوانى است و خواب انسانى. ما خوابيم همه:
النَّاسُ نيامٌ فَإذا ماتُوا انْتَبهُوا [١]
الآن نيام است، خواب است، وقتى كه موت حاصل شد، آن وقت تنبه پيدا مىشود كه چه هياهويى بوده است. [إِنَ] جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ؛ [٢] يعنى الآن هم محيط است، منتها چون او در خدر طبيعت است، آدمى است كه تخديرش كردهاند، طبيعت تخديرش كرده است، ادراك نمىكند. وقتى كه اين تخدير برداشته بشود، مىبيند كه همه آتش شد. بايد از اين راه رفت، چاره نيست، ما را مىبرند؛ منتها ما را از آن طرف مىبرند. بايد خودمان بيدار بشويم و از آن راه مستقيمى كه بايد برويم، برويم. بايد تحت تربيت انبيا واقع بشويم.
انبيا همه آمدند آدم را درست كنند. يك نبىاى نيامده است كه مقصدش اين معنا نباشد كه انسان را اصلاح كند. اقامه عدل، همين درست كردن انسانهاست. عدل، يك چيزى نيست الّا آنكه از انسان صادر مىشود؛ ظلم هم آن است كه از انسان صادر مىشود. اقامه عدل، متحول كردن ظالم به عادل است، متحول كردن مشرك به مؤمن است. [نبى] متحول مىكند يك موجودى را كه اگر رهايش بكنند به هاويه مىرود، و به جهنم منته مىشود؛ به يك موجودى كه راه را به او مىنمايند كه اين راه
[١] مردم در خوابند و همين كه مىميرند، بيدار مىشوند؛ شرح على المائة كلمة؛ كلمه دوم، ص ٥٤؛ عوالى اللئالى؛ ج ٤، ص ٧٣، ح ٤٨.
[٢] همانا دوزخ فراگير كافران است (توبه/ ٤٩).