تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٦ - جلسه اول
كه غيبت
ادامُ كِلابِ النّارِ [١]
است؛ كسى كه غيبت بكند، كلبهاى آتش او را مىبلعند- نه بلعيدنى كه موجود بشود و تمام بشود، [٢] بلعيدنى كه او هست و مىبلعندش، آنجا هم كه مىرود مىبلعندش- اگر آدم باورش بيايد غيبت نمىكند. اينكه ما خداى ناخواسته يك وقت غيبت مىكنيم براى اين [است] كه آنجا را باورمان نيامده است.
آدمى كه باورش بيايد كه تمام كارهايى كه در اينجا انجام مىدهد در آن عالم يك صورتى دارد، اگر خوب است صورت خوب، و اگر بد است صورت بد، حساب در كار هست [٣]- حالا تفصيل قضيه لزومى ندارد- اما اين معنا كه هر كارى حساب دارد؛ اگر چنانچه غيبت بكند، آنجا محاسبه هست، جهنم هست، اگر اذيت كند مؤمنين را، جهنم است آنجا، و اگر خيرات و مبرّات داشته باشد، بهشت است در آنجا، كسى كه باورش آمده باشد اين را [عمل هم مىكند.] نه اينكه همان كتاب خوانده باشد و عقلش ادراك كرده باشد؛ بين ادراك عقلى و باور نفسانى و قلبى خيلى فاصله هست.
بسيارى وقتها انسان عقلًا يك چيزى را ادراك مىكند، لكن چون باورش نيامده، تبعيت نمىكند؛ آن وقتى كه باورش بيايد، تبعيت مىكند.
[١] على- عليه السلام- در ضمن مواعظ خود به نوف بكالى مىفرمايد:
إجْتَنِبِ الْغَيْبَةَ فَإنَّها إِدامُ كِلابِ النّارِ؛
از غيبت دورى كن؛ زيرا كه آن نانخورش سگهاى آتش است؛ وسائل الشيعة؛ ج ٨: ابواب احكام العشرة؛ باب ١٥٢، ص ٥٩٩، ح ١٣؛ و خمينى، روح اللَّه؛ شرح چهل حديث؛ ح ١٩.
[٢] يعنى يك بار بلعيدن انجام نمىپذيرد و پايان كند، بلكه دائماً بلعيدن تكرار مىشود.
[٣] اشاره به مسأله تجسّم اعمال و صفات و ملكات انسانى است كه در عوالم برزخ و قيامت بروز مىكند. براى اطّلاع بيشتر صدر المتألّهين؛ شواهد الربوبية؛ «الشاهد الثالث»، «الاشراق السابق»، ص ٣٢٩؛ خمينى، روح اللَّه؛ شرح چهل حديث؛ شرح احاديث ١، ٤، ٧، ١٩، ٢٧.