تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٣ - تفسير الرحمن الرحيم
التفصيلي، فى عين العلم الاجمالى فى الحضرة الواحدية. [١] كما أنّه تعالى، ذو الرحمة الرحمانية و الرحيمية الفعليتين، و هى تجلى الذات فى ملابس الأفعال ببسط الفيض و كماله على الأعيان، و اظهارها عيناً طبقاً للغاية الكاملة و النظام الأتم؛ و هذا احد الوجوه فى تكرار الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ فى فاتحة الكتاب التدويني، للتطابق بينه و بين الكتاب التكوينى فإن الظاهر عنوان الباطن، و اللفظ و العبارة عبارة عن تجلى المعنى و الحقيقة فى ملابس الأشكال و الاصوات و اكتسائه كسوة القشور الهيئات.
[١] رحمت رحمانى، مقام بسط وجود است و رحمت رحيمى، مقام بسط كمال وجود. پس، وجود با رحمت رحمانى پديدار شد و هر پديدهاى با رحمت رحيمى، به كمال معنوى و هدايت باطنى خويش مىرسد؛ و بدين لحاظ وارد شده است: «اى رحمن در اين سراى، و رحيم در آن سرا»، و «رحمن به همه آفريدهها، و رحيم تنها به مؤمنان»، پس با حقيقت رحمانى خويش، وجود را بر ماهيات معدوم و هياكل نيست شونده ارزانى داشته و با حقيقت رحيمى، همه را به راه راست خود رهنمون شده است؛ و ظهور سلطنت رحيميت حق تعالى و طلوع دولت آن در عالم آخرت بيشتر است.
و در برخى آثار آمده است: «اى رحمن در اين و آن سرا، و هم رحيم در اين و آن»؛ و اين بدان اعتبار است كه خداوند، عشق طبيعى را در هر موجودى نهاده و سير به سوى كمال، و گام نهادن رو به مقام شايسته وى را در حيات دنيا و در آخرت، و روز درويدنِ محصول كار بدو واگذارده است؛ و هر كدام را به فعليت و كمال لايق آن رسانيده است؛ اما نفسهاى پاك و ناآلوده را به مقامهاى قرب الهى و كرامتها و باغهايى كه پهناى آنها چون پهناى آسمانهاست؛ و اما نفسهاى باژگونِ درنده و حيوانى و شيطانى را به جهنم و دركات و عقربها و مارهاى آن هر كدام به حسب آنچه كه كِشته است؛ چرا كه نيل به اين مراتب براى نفسهاى واژگون اهريمنى و غير آن كمال است، گرچه نسبت به نفسهاى پاك و مستقيم انسانى، نقص و كاستى است.
و اما نظر به طريقه شيخ محيى الدين عربى مسأله رحيميت خداوند در دو عالم روشن است، چه صفت ارحم الراحمين نزد صفت منتقم شفاعت مىكند و دولت از آنِ او مىشود و منتقم تحت سلطه و فرمانش قرار مىگيرد.
و رحمانيت و رحيميت، يا ذاتى است و يا فعلى. پس، خداوند تعالى داراى رحمت رحمانى و رحيميت ذاتى است كه عبارت است از تجلى ذات براى ذات، و ظهور صفات و اسما و لوازم آنها، كه همان اعيان ثابت باشد، به نوع ظهور علمى و كشف تفصيلى در عين علم اجمالى، در حضرت واحديت.