تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٢ - جلسه دوم
اسم واقع مىشود؛ و در سوره ديگر، مثلًا قُلْ هُوَ اللَّهُ آن، چه اسمى است كه با اللَّهُ أَحَدٌ و هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مناسب است. در فقه هم اين مسأله هست كه اگر چنانچه يك بِسْمِ اللَّهِ^ را براى يك سورهاى گفتند، بخواهند يك سوره ديگر بخوانند، كافى نيست؛ [١] بايد بِسْمِ اللَّهِ^ را دوباره بگويند. اين هم مناسب با همين معناست كه اين بِسْمِ اللَّهِ^ با آن بِسْمِ اللَّهِ^ فرق مىكند. اگر بِسْمِ اللَّهِ^ ها اين طور باشد كه در همه جا يك معنى داشته باشد، ديگر بِسْمِ اللَّهِ^ اين سوره و آن سوره ديگر با هم تفاوتى ندارد، چنانچه بعضى مىگويند بِسْمِ اللَّهِ^ اصلًا جزو سوره نيست الّا در حمد، و من باب تبرك ذكر شده است؛ و اين صحيح هم نيست. [٢] حالا در اين صورت كه بِسْمِ اللَّهِ در حمد متعلّق به معناى حمد باشد، يك احتمال اين بود كه «الحمد» تمام مصاديق حمد باشد؛ حمد از هر حامدى، هر حامدى كه حمد مىگويد، اين به اسم اللَّه حمد مىگويد؛ يعنى گوينده خودش اسم است و همه اعضا و جوارحش هم از اسما هستند؛ و حمد كه از انسان واقع مىشود به اعتبار اينكه او اسم است، حمد به اسم
[١] ص ١٧- ١٨، پاورقى ١.
[٢] اقوال در پيرامون بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ^ مختلف است، مهمترين آنها چنين است:
١. گروهى معتقدند كه اين نه آيهاى از سوره حمد است و نه هيچ يك از ديگر سورههاى قرآن.
٢. عدّهاى قائلند آيهاى از اوّل سوره حمد و ديگر سورههاست، و هر كس آن را ترك كند ١١٣ آيه از قرآن را رها كرده است.
٣. دسته سوّم آن را آيه اوّل سوره حمد مىدانند؛ ولى جزء ديگر سورهها نمىشناسند.
٤. عدّهاى هم آن را آيه اوّل سوره حمد مىدانند و در ديگر سورهها آن را جزء آيه اوّل مىشمرند؛ بدين معنا كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ^ با عبارت پس از خود يك آيه مىشود.
الخلاف؛ ج ١: كتاب الصلاة؛ «مسائل القراءة»، ص ١٠٢، مسأله ٨٢؛ خمينى، مصطفى؛ تفسير قرآن؛ ج ١، ص ٤٠ به بعد؛ تفسير كشاف؛ ج ١، ص ٢٤- ٢٥؛ تفسير تبيان؛ ج ١، ص ٣١؛ تفسير كبير؛ ج ١، ص ٢٥؛ تفسير الميزان؛ ج ١، ص ١٧- ١٨.