تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - جلسه اول
شما مسائل را، معارف را با برهان به عقلتان برسانيد، هنرش همين قدر است. «پاى استدلاليان چوبين بود»، [١] مقصود همين است كه چوب است، پاى چوبى است. آنكه انسان را مىتواند راه ببرد، انسان حقيقتاً با آن مىتواند راه برود، عبارت از آن پايى است كه انسان [با آن] جلوه خدا را ببيند، عبارت از آن ايمانى است كه در قلب [وارد] مىشود، و وجدان ذوقى است كه انسان مىكند، و ايمان مىآورد. اين هم يك مرتبه است و مرتبه بالاتر هم دارد.
و اميدوارم كه ان شاء اللَّه ما فقط قرآن نخوانيم و تفسير نخوانيم، و باورمان بيايد مسائل، و هر كلمهاى كه از قرآن مىخوانيم به طور باور [باشد. قرآن] كتابى است كه مىخواهد آدم درست كند، مىخواهد يك موجودى را بسازد. يك موجودى را كه خودش ايجاد كرده است و با اسم اعظم ايجاد كرده، با «اللَّه». مىخواهد از اين مرتبه ناقصى كه هست او را برساند به آن مرتبهاى كه لايق اوست؛ و قرآن براى اين آمده است، همه انبيا هم براى اين آمدهاند، همه انبيا آمدهاند براى اينكه دست انسان را بگيرند و از اين چاه عميقى كه در آن افتاده است- آن چاهى كه از همه عميقتر است، چاه نفسانيت انسان است- در آورند و جلوه حق را به او نشان بدهند، تا اينكه همه چيز را نسيان كند؛ و خداوند ان شاء اللَّه نصيب همه ما بكند.
[١] اشاره به اين بيت از مولوى است:
|
«پاى استدلاليان چوبين بود |
پاى چوبين سخت بىتمكين بود» |
|