تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٦ - فرع فقهى
از زبان كمّل بخوان، و يا صرف قرائت صورت قرآن در نظرت باشد كه اقلًا دعوى باطل و ادعاى كاذب نكنى.
فرع فقهى
بعضى از فقها قصد انشا را در مثل إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، مثلًا جايز ندانستهاند، به گمان آنكه منافى با قرآنيّت و قرائت است؛ زيرا كه قرائت نقل كلام ديگرى است؛ و اين كلام را وجهى نيست؛ زيرا كه چنانچه ممكن است انسان به كلام خود مثلًا مدح كسى را كند، ممكن است به كلام ديگران مدح كند. مثلًا اگر با شعر حافظ مدح كسى را نموديم، صدق مىكند كه ما مدح كرديم و صدق مىكند كه شعر حافظ خوانديم. پس اگر با الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ حقيقتاً تمام محامد را براى حق انشا نماييم و با إِيَّاكَ نَعْبُدُ قصر عبادت را به حق انشا كنيم، صدق مىكند كه با كلام خدا حمد او را نموديم و با كلام خدا قصر عبادت نموديم؛ بلكه اگر كسى كلام را از معنى انشايى تجريد كند، مخالف احتياط است؛ اگر نگوييم قرائتش باطل است. بلى، اگر كسى معنى آن را نداند، لازم نيست ياد گيرد؛ بلكه قرائت صورت- بِما لَها مِنَ الْمَعْنى- كفايت مىكند.
و در روايات شريفه اشاره به اينكه قارى انشا مىكند دارد؛ چنانچه در حديث قدسى است كه مىفرمايد:
فَاذا قالَ اى الْعَبْدُ فِى صَلاتِهِ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، يَقُولُ اللَّه: ذَكَرَنِى عَبْدى. وَ اذا قال: الْحَمْدُ لِلَّهِ، يَقُولُ اللَّه:
حَمَدَنى عَبْدى ... الخ [١]
و تا انشا «تسميه» و «حمد» از طرف عبد نباشد، «ذَكَرَنى» و «حَمَدنى» معنى ندارد؛ و در احاديث معراج است كه
[١] بحار الأنوار؛ ج ٨٩: كتاب القرآن؛ باب ٢٩، ص ٢٢٦، ح ٣؛ محجة البيضاء؛ ج ١، ص ٣٣٨؛ عيون اخبار الرضا؛ ج ١، باب ٢٨، ص ٣٠٠، ح ٥٩.