تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٤ - جلسه پنجم
روحانيون همه اين طورند. من اشكالم اين است كه همه را رد نكنيد، نه اينكه همه را قبول كنيد، همه را رد نكنيد. اينجا هم همين است حرفم كه گمان نكنيد هر كس يك مطلب عرفانى گفت، يك حرف عرفانى زد، او كافر است. ببينيد كه چه مىگويد. اول آدم بفهمد مطلبى كه اين آدم مىگويد چيست؛ بعد از اينكه فهميد چيست، آن وقت گمان ندارم كه [انكار كند او را.] اين همان قضيه انگور و عنب و اوزوم است. همان قضيه است، شما از آن تعبير مىكنيد به كذا، و يكى عليت و معلوليت مىگويد، ديگرى سببيت و مسببيت مىگويد و آن [ديگر] ظهور و مظهر مىگويد؛ و اينها وقتى هم مىرسند به آنجايى كه ما چطور تعبير كنيم از يك موجودى كه همه جا هست و هيچ يك از اين اشياء هم نيست، يك وقت مىبينيد كه مىگويد: عَلِىٌّ يَدُ اللَّهِ، عَلِىٌّ عَيْنُ اللَّهِ. ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى، آنكه با تو تعهد كرد، با خدا تعهد كرد، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ. [اما آيا اين] «فوق» معنايش اين است كه دستى روى دست ديگر قرار بگيرد يا «فوق» معنوى است، فوقى است كه تعبير ندارد، فوقى است كه نمىتوانيم يك تعبيرى از آن بكنيم كه حق تعبير باشد؟
همان طور كه خداى تبارك و تعالى اجلِّ از اين است كه مخلوط شىء يا مربوط به شىء، به اين معنى باشد، اجلِّ از اين است كه ما حتى جلوهاش را هم [بتوانيم] بفهميم چطورى است. حتى جلوهاش هم مجهول است پيش ما؛ اما ما ايمان داريم به اينكه چنين مسائلى هست، ردش نمىكنيم؛ و ما اميدواريم كه وقتى اعتقاد به اين داشته باشيم كه چنين مسائلى هست، چنين چيزهايى هست، اينكه در كتاب و سنت واقع شده است، يك واقعيتى است [ديگر انكار نكنيم آن را]. قرآن، آنجايى كه راجع به جلوه حق نسبت به خلق مىگويد، ظهور [تعبير مىكند]: هو الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ؛ و اين