ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - انتظار به مثابه يك كل
رويكرد استراتژيك به اخبار آخرالزمان
قسمت سوم
محسن قنبريان
اشاره:
تاكنون گفتيم كه روايات آخرالزمان به دو گونه نشانهگذار و استراتژيك قابل دستهبندى هستند و نگرش استراتژيك به اين اخبار، پيشنيازهاى فكرى، فرهنگى و ... ويژهاى را مىطلبد: اول، جمع بين اعتقاد به تقدير علمى و عينى خداوند با زمينهسازى و دوم، درك فلسفه تاريخى از ظهور. نويسنده در اين قسمت، به بيان سومين پيشنياز و نيز، نيازهاى متدلوژيك اين نگرش مىپردازد.
ترويج معناى استراتژيك انتظار در مقابل انتظار فردى
در فرهنگ شيعى ما واژگانى وجود دارد كه اين گفتمان را پديد آورده و جهت مىدهد. از جمله مشهورترين آنها واژه انتظار است. به راستى انتظار چيست؟ در اين باره گفته و نوشته بسيار است اما به نظر مىآيد حق آن هنوز ادا نشده و آن را بيشتر به اميد، رجا، آرزو و ... برگردان كردهاند. حتى در تقريرهايى انتظار ظهور به تمناى حضور فرو كاسته شده است. البته ديدن جمال دلآراى حضرت صاحب (ع) آرزوى هر عاشق و مشتاقى است اما آرزوى اين ديدار در خواب يا بيدارى با انتظار ظهور او همسنگ نيست و مرزبانان فرهنگى بايد به شدت مراقب باشند كه، اولى جاى دومى ننشيند؛ چه رسد به اينكه حسرت ملاقات از انتظار ظهور بچربد و پتانسيل بالاى انگيزه و ميل محبان در راه انتظار ظهور آزاد نگشته نتايج عظيم خود را به بار ننهد!
غير از اين توليداتى كه بر اساس ترجمان انتظار ظهور به رجا و آرزوى و اميد ساخته و پرداخته شده و در لايههاى فرهنگى جامعه نفوذ كرده (يعنى عمده توليدات مهدويت) هم كمبودهاى بسيارى دارد كه موجب فعاليت لازم و زمينهسازى ظهور نشده است. در اين ترجمان از انتظار، هميشه كار براى ظهور و زمينهسازى را بايد به آن سنجاق كرد و هرگز از بطن آن نمىجوشد. در حالى كه در انتظار با ترجمان درست، جدّ و جهد جزو ذات آن بوده و از عوارض تحميل شده به آن نيست. امام صادق (ع) در روايات، جدّيت و انتظار را عطف به هم نموده، در واقع انتظار را به معناى جديتى خاص در عصر غيبت معرفى فرمود:
براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد آن را محقق مىسازد ... آنگاه فرمود: هر كس دوست مىدارد از ياران قائم (ع) باشد بايد منتظر باشد و در اين حال به پرهيزگارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالى كه منتظر است. پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم به پا خيزد پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است. پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد. گوارا باد بر شما اى گروه مشمول رحمت خداوند.[١]
انتظار به مثابه يك كل
انتظار نه اميد است نه آرزو و نه اجتهاد و تلاش بلكه همه آنهاست؛ با ميزان و نسبتى خاص. از همين رو به كرات افضل عبادات امت معرفى شده است. يك منتظر با خود خوف، رجا، اميد، تلاش و دهها چيز ديگر را به نسبتهاى معين دارد و از اين رو نگاهدارى همه اين فضايل در دورانى پر فتنه رياضتى بسيار سخت است. در اين ترجمان انتظار «در طول» ملكات اخلاقى و رفتارى است نه در عرض آنها لذا افضليت آن موجّه مىگردد و الا تخلف از قاعده «افضل الاعمال اهمزها؛ برترين اعمال دشواترين آنهاست» لازم مىآيد. اگر انتظار در حدّ اميد و رجا فرو كاسته شود كجا از جهاد، صبر و ... سختتر و با فضيلتتر باشد؟ چنانچه انتظار يك كلّ شناخته شد، لاجرم استراتژيك خواهد شد. چون تا ندانيم منتظر چه هستيم انتظار در ما شكل نمىگيرد. براى روشن