ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - مدّعى مهدويت در عربستان سعودى
اين گروه جنازههايى با خود حمل مىكنند و مىخواهند پس از نماز صبح، نماز ميت را آنجا بخوانند، فريب دادند. اما حقيقت اين بود كه آن تابوتها چيزى جز اسلحه و فشنگ نبود. اندكى پس از نماز صبح، جهيمان و دامادش در برابر نمازگزاران حاضر در مسجدالحرام برخاستند و خبر ظهور مهدى موعود [دروغين] و گريختن او از دست دشمنان خداوند و پناه بردن او به مسجدالحرام را دادند.
جهيمان در آن روز يعنى آغاز قرن جديد هجرى، دامادش، محمد بن عبدالله قحطانى، را به عنوان مهدى موعود و منتظر و تجديد كننده دين اسلام معرفى كرد! ...
جهيمان و پيروانش با آن مهدى خيالى بيعت كردند و از تمام نمازگزاران خواستند تا با او بيعت كنند. او درهاى مسجدالحرام را بست و در همان زمان نامههايى را كه جهيمان قبلًا آنها را در عربستان و برخى كشورهاى حاشيه خليج فارس نوشته بود، توزيع كردند. جهيمان و افراد گروهش تمام كسانى را كه داخل حرم بودند، به زور در آنجا نگه داشتند و به آنها اجازه خروج ندادند. آنها مردم را كه زنان و كودكان نيز در ميان آنها بودند، به مدت سه روز در آنجا نگه داشتند. پس از آن جهيمان، زنان و كودكان را آزاد كرد و تعداد قابل توجهى از مردان داخل مسجد باقى ماندند.
پايان كار: حكومت عربستان از همان لحظات نخستين تلاش مىكرد اين مشكل را بدون اعمال خشونت و از طريق گفتوگو حل كند و جهيمان تسليم شود و از حرم بيرون آيد و گروگانها را آزاد كند، اما او نپذيرفت.
به اين ترتيب برگزارى نماز و مراسم عبادى ديگر در مسجدالحرام تعطيل شد و نيروهاى حكومتى و افراد طرفدار جهيمان و محمد بن عبدالله شروع به تيراندازى به سوى هم كردند. جنگ سختى در گرفت و مسجدالحرام در طى اين حوادث، آسيب زيادى ديد. هنگامى كه كاسه صبر حكومت عربستان لبريز شد، نيروهاى خود را با پشتيبانى كماندوها و نيروهاى ويژه، در يك عمليات گسترده وارد كار كرد. اين نيروها از تجهيزات و سلاحهاى بسيار پيشرفتهاى برخوردار بود كه جهيمان و پيروانش با آن آشنايى نداشتند. شمار زيادى از پيروان جهيمان كشته شدند و در اين ميان داماد جهيمان، محمد بن عبدالله نيز كه آنها ادعا مىكردند مهدى موعود است، كشته شد. با كشته شدن محمدبن عبدالله، ضربه سختى به پيروان جهيمان وارد آمد. آنها گمان مىكردند او نمىميرد و به همين دليل پس از كشته شدن او، دچار تزلزل شدند. در پى آن، جهيمان و بقيه پيروانش كه زنده مانده بودند، تسليم شدند. پس از مدت كوتاهى، دادگاه حكم اعدام ٦١ نفر از اعضاى اين گروه را صادر كرد و جهيمان نيز جزو محكومان به اعدام بود و اين گونه داستان اشغال مسجدالحرام و ادعاى مهدويت در عربستان پايان يافت.
معرفى كتاب
بهائيان
نويسنده: سيد محمدباقر نجفى/ ناشر: شعر مشعر (سازمان حج و زيارت)
اثر حاضر، در بر دارنده تاريخچه شكلگيرى بهائيت و همچنين پژوهشى جامع درباره قرقه شيخيه است. فصول كتاب، به هم پيوسته و مرتبط به يكديگر است. اين اثر، به طور كلّى به دو كتاب تقسيم مىشود كه هر يك از چند فصل تشكيل يافته است. كتاب اول، مشتمل بر اين فصول است: ١. شيخيه، زمينهساز بهائيت، ٢. بابيه زمينهساز مهدويه، ٣. قائميت زمينه من يظهره الّلهى، ٤. من يظهره الله، ٥. الوهيت، من يظهره اللهى بهاء، ٦. جانشينى و انشعاب. به طور اجمالى، در اين بخش از كتاب، تلاش شده است، ادعاهاى مختلف شيخيه و بابيه طرح و نقد شود. عناوين و فصلهاى كتاب دوم نيز عبارتند از: ١. خشونت و فتنه، ٢. حمايت سياستهاى خارجى، ٣. پوششى بر بيگانهپرستى.
در اين بخش نيز، سعى بر آن بوده تا نقش اين فرقههاى در فجايع مختلف در كشور (مازندران، قزوين، رشت، تبريز، زنجان، ...) و حمايت استعمار بيگانه از فعاليتهاى اين فرقه (روسيه، انگلستان، دولت عثمانى، صهيونيسم، ...) تبيين و برخى از سران مؤثر آن معرفى گردند.
اين كتاب از جمله نادرترين نوشتهها درباره بهائيت و بهائيان است كه مطالعه آن را به عموم علاقهمندان توصيه مىكنيم.