ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - كانون هاى استعمارى و پيدايش بابى گرى
جاى گرفتند.[١] خاندان ساسون بنيانگذاران تجارت ترياك ايران بودند و با تأسيس بانك شاهى انگليس و ايران نقش بسيار مهمى در تحولّات تاريخ معاصر ايران ايفا نمودند.[٢]
دوم، ارتباط نزديك مانكجىهاتريا، رئيس شبكه اطلاعاتى حكومت هند بريتانيا در ايران در سالهاى ١٨٥٤- ١٨٩٠، با سران بابى و از جمله با شخص ميرزا حسينعلى نورى (بهاء).[٣]
نقش شبكه زرسالاران يهودى و شركا و كارگزاران ايشان در گسترش بابىگرى و بهايىگرى را از دو طريق مىتوان پيگيرى كرد:
اوّل، حركتهاى سنجيده و برنامهريزى شده برخى از دولتمردان قجر، به ويژه منوچهرخان معتمدالدوله گرجى حاكم اصفهان،[٤] كه به گسترش بابىگرى انجاميد؛ دوم، گرويدن وسيع يهوديان به بهايىگرى كه سبب افزايش كمّى و كيفى اين فرقه و گسترش جدّى آن در ايران شد.
درباره مانكجى هاتريا و پيوندهاى او با بابىگرى و بهايىگرى اوّليه در فرصتى ديگر سخن خواهم گفت.
پىنوشتها:
[١]. گزارش حزبالوطن مصر در نشريه اللواء. بنگريد به: حسن نيكو، فلسفه نيكو در پيدايش راهزنان و بدكيشان، بىجا [تهران]، بىنا، بىتا [حوالى ١٣١٠ ش،]. ج ٢، ص ٢١٤.
[٢].
Encyclopaedia Iranica. London and New York, Routledge Kegan Pall. Vol. ١, ٥٨٩١, p ٩٤٤.
[٣]."Bahai faith ",Britannica CD ٨٩٩١
[٤]. براى آشنايى با نمونهاى از اعتراضهاى آيتالله العظمى بروجردى بنگريد به: «نامه مورخ ٦ تير ١٣٢٤ آيتالله بروجردى به فضلالله زاهدى (نخستوزير)» در: سيد محمدحسين منظورالاجداد. مرجعيت در عرصه اجتماع و سياست: اسناد و گزارشهايى از آيات عظام نائينى، اصفهانى، قمى، حائرى و بروجردى. تهران، شيرازه، ١٣٧٩. صص ٤٩٨- ٤٩٩.
[٥]. ظهور و سقوط سلطنت پهلوى: خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست. تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، ١٣٧٠. ص ٢٠٣.
[٦]. خاطرات دكتر مهدى حائرى يزدى، به كوشش حبيب لاجوردى، تهران، نشر كتاب نادر، ١٣٨١. ص ٤٥.
[٧]. حسين خطيبى، كه از جنجالىترين اقدامات او قتل سرتيپ افشار طوس رئيس شهربانى دولت دكتر مصدق است، در سالهاى قبل از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ رهبرى يك شبكه مخفى از نظاميان را بر عهده داشت و با شخص شاه مرتبط بود. پس از كودتا، بسيارى از عزل و نصبهاى مقامات نظامى، از جمله انتصاب باتمانقليچ، پس از رايزنى با خطيبى انجام گرفت.
[٨]. «نامه مورخ ٣٠/ ٢/ ١٣٣٤ حسين خطيبى به دكتر مظفر بقايى»: مجموعه اسناد خصوصى دكتر مظفر بقايى كرمانى، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى. خطيبى در اين نامه به دو جريان متفاوت اشاره مىكند. جريان اول مردم و علما هستند كه، در واقع، خواستار ريشهكن كردن بهاييان مىباشند و جريان دوم آمريكايىها و شاه كه پس از اشغال حظيرهالقدس خواستار پايان دادن به موج ضدّ بهايى هستند. او مىنويسد: «مخصوصاً چيزى كه سر رشته را ردراز مىكند اصرار آيتالله بروجردى، براى شدت عمل دولت نسبت به افراد بهايى است؛ از طرف اعلىحضرت، رئيس شهربانى و يك [يكى] دو نفر در عرض هفته اخير چند بار آيتالله را ملاقات كرده ولى از اين ملاقاتها نتيجه نگرفتهاند. طبق يك اطّلاع خصوصى، اساساً از ايام عيد به اين طرف، آيتالله از اعلىحضرت گلهمند شده است و تاكنون با همه اقداماتى كه صورت گرفته است از ايشان رفع گله نشده است.»
[٩].Iranica ,ibid ,pp .٩٤٤ -٠٥٤ .
[١٠].ibid ,pp .٣٦٤ -٤٦٤ .
[١١]. كسروى (بهايىگرى، تهران، كتابفروشى پايدار، بىتا. صص ١٢١- ١٢٢) و آدميت (اميركبير و ايران). تهران، خوارزمى، چاپ پنجم، ١٣٥٥، صص ٤٤٣- ٤٤٤)، كه هر دو نسبت به بهايىگرى سخت بدبيناند، بابىگرى را به عنوان يك جنبش اجتماعى- اصلاحى دينى و انقلابى معرفى مىكنند و نفوذ استعمار در اين فرقه را از زمان انشعاب بابىگرى به دو فرقه ازلى و بهايى مىدانند. اين نظر تقريباً در تاريخنگارى معاصر ايران رسميت يافته و مورخان ماركسيست ايرانى و خارجى از جمله احسان طبرى (برخى بررسىها درباره جهانبينىها و جنبشهاى اجتماعى در ايران، تهران، انتشارات حزب توده ايران، ١٣٥٨) و ميخائيل ايوانف (جنبش بابيه در ايران، مسكو، ١٩٣٩). نيز چنين نظرى ابراز داشتهاند.
[١٢]. درباره دو نمههاى عثمانى و فرانكيستهاى لهستانى و اروپاى شرقى، كه اوّلى در اواخر قرن هفدهم و دومى اواخر قرن هجدهم ميلادى پديد شدند، مراجعه شود به: عبدالله شهبازى، زرسالاران يهودى و پارسى، استعمار بريتانيا و ايران. تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، ١٣٧٧. ج ٢، صص ٣٣١- ٣٥٧.
[١٣]. بنگريد به: تحقيق آنتونى الفرى درباره رابطه ادوارد هفتم، پادشاه بريتانيا و زرسالاران يهودى با عنوان: ادوارد هفتم و دربار يهودى او.
( Anthony Allfrey. Edwand VII and his Jewish Court. London. Wcidenfeld Nicolson. ١٩٩١. )
[١٤]. بنگريد به: [عبدالله شهبازى،] «ساسونها، سپهسالار و ترياك ايران»، مطالعات سياسى، كتاب اول، پاييز ١٣٧٠، صص ١٢٥- ١٣٩؛ عبدالله شهبازى. نظريه توطئه، صعود سلطنت پهلوى و تاريخنگارى جديد در ايران تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، ١٣٧٧. صص ٩٦- ١٠٠.
[١٥]. مانكجى هاتريا بنيادگذار واقعى اولين سازمان فراماسونرى ايران (فراموشخانه) است كه به دليل فقدان تحقيقات بنيادين در اين زمينه تأسيس آن به غلط به ميرزا ملكم خان نسبت داده شده است.
[١٦]. منوچهرخان معتمدالدوله مورد احترام فراوان بابيان و بهائيان هر ساله در ٢٨ شعبان ب هزيارت قبر او در قم مىروند. او ظاهراً نياى ارتشبد بهرام آريانا است.