ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - ١ آثار و فوايد ابتلائات الهى
عاشورا محور سلوك
سيد محمّد مهدى ميرباقرى
دو راه براى قرب به خداى متعال وجود دارد، يك راه كه راه مرسوم مى باشد، اين است كه انسان به اندازه همّتى كه دارد نتيجه مى گيرد، در اين بين اگر كفران كرد، از هدايت هايى كه شامل حالش شده، محروم مى شود؛ لذا بعد از وارد شدن به ميدان مجاهده باطنى، ميزان شكر و كفر انسان، در امر هدايتش تأثير دارد، ولى بعد از همه اين زحمات، يكى از مهم ترين چيزهايى كه در موفقيت انسان تأثيرگذار است، ابتلائات الهى است كه، متناسب با موقعيت عبد، براى رشد معنوى او فراهم مى گردد؛ يعنى براى رشد انسان همه رياضت ها مفيدند، ولى هيچ كدام به اندازه ابتلائات الهى، مؤثر نيستند. به عبارت ديگر ابتلائات الهى بهترين نردبان سير و سلوك است.
بين ابتلائات و رياضت ها تفاوت هايى وجود دارد؛ از جمله بعضى از آفت هايى كه رياضت ها را تهديد مى كنند، مثل عجب و خروج از حدّ تقصير در بندگى و تكبر بر بندگان خدا، در ابتلائات الهى نيستند؛ البته بايد انسان در مجاهده هاى باطنى تلاش داشته، مواظب مفاسد آن باشد و خود را در آخر كار گنهكار دانسته، واقعاً تقصير خود را در بندگى ببيند؛ لذا خوب است براى در امان ماندن از عجب، عبادات و مراقبه هاى اولياى خدا و اصحاب ائمه (ع) را با عبادات خود مقايسه كند- حالا عبادات معصومين (ع) به جاى خود- با اين مقايسه ها و محاسبه ها بدهكارى انسان معلوم شده، تلاش هاى او در مقابل عنايت ها و نعمت هاى الهى خيلى ناچيز جلوه مى كند. مخصوصاً اگر توجه پيدا كند كه، اين تلاش ها با توفيق خداى متعال بوده و بدون دستگيرى خداوند، انسان موفق به هيچ كار خيرى نمى شود:
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ.[١]
١. آثار و فوايد ابتلائات الهى
به هر حال آفت هايى در رياضت ها بر خلاف ابتلائات الهى وجود دارد زيرا با بيمارى، فقر و يا در جايى كه لازم باشد آبرو دادن، انسان دچار عجب و تكبر نمى شود؛ بلكه بالعكس حالت انكسار و شكستگى در درگاه الهى كه از ارزشمندترين سرمايه هاى انسان است- به وجود مى آيد، حتى يكى از بركات پيرى، همين انكسار است، زيرا همه قوا معكوس مى شوند:
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ.[٢]
نشاط، حافظه، سلامت جسم و ... كاهش مى يابد و مقدمات انكسار درست مى شود. يكى از بزرگان مى فرمودند: «خدمت آقاى فلسفى (واعظ معروف) بوديم، ايشان فرمودند: خداوند همه چيز را در پيرى مى گيرد، الّا سرفه، به آقاى فلسفى گفتم: ولى به انسان در پيرى حالت انكسار مى دهد، ايشان خيلى اين حرف را پسنديدند». پيرى غرورهاى جوانى انسان را كه، احساس مى كرد، همه عالم را مى تواند، فتح كند، از انسان مى گيرد و حالت بدهكارى به وجود مى آورد، اين براى رفتن سرمايه خوبى است.
ابتلائات الهى متناسب با گرفتارى مؤمن است. يعنى كسى كه بايد بيمار شود خداى متعال بيمار و كسى كه بايد فقير شود، فقيرش مى كند.