ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - فرو ريختن همه ابرقدرت ها
اتكاى به خدا
در كتاب همگام با خورشيد نقل شده و خودم هم از مرحوم فردوسى پور كه به تازگى فوت كردهاند، شنيدم كه وقتى صدام معدوم، امام خمينى را از عراق به تركيه تبعيد كرد روزى به امام عرضه داشتم: صدام كه ما را اخراج كرده، به كويت هم كه ما را راه ندادند، اگر هم به تهران برگرديم كه اعدام خواهيد شد؛ حال چه كنيم؟ امام فرمودند: «فردا صبح به شما مىگويم». بعد از آن هم براى عبادت رفتند. من كنجكاو شدم كه ببينم در ساك شخصى ايشان چيست. باخودم مىگفتم حتماً كسى كه در مقابل دنيا ايستاده در ساكش اسلحه و پول هنگفتى بايد داشته باشد. ساك را بىاجازه باز كردم و در نهايت ناباورى ديدم كه در آن ساك تنها يك حوله و يك دست پيجامه است. ديديم با آن قدرتى كه خدا به امام داده بود و با اتكايى كه به امام زمان- ارواحنا فداه- داشتند، به پيروزى كامل رسيدند. امام، نظام شاهنشاهى را براى هميشه نابود كرد كه امر غير ممكنى مىنمود؛ صدام را به ذلت كشاند و ابهت آمريكا را هم با ماجراى لانه جاسوسى و همچنين طبس از بين برد.
فرو ريختن همه ابرقدرتها
اين نكته را درباره عظمت و اعجاز انقلاب اسلامى متذكر شوم؛ كتابى از رونكى- نويسنده ايتاليايى- مىخواندم. او در آنجا نوشته كه، ماجراى طبس- طوفان شن و انهدام هواپيماهاى ارتش امريكا- از نظر علمى حيرتآور است. او به طور مفصل نوع هواپيماها، بالگردها و ديگر تجهيزاتى را كه آمريكا پس از پيشبينى دقيق آب و هوا، با همراهى عربستان، رژيم صهيونيستى، دولت گذشته تركيه و منافقان استفاده كرده بود، شرح مىدهد و از اينكه ناگهان همه محاسبات به هم خورد، تعجب مىكند. يعنى قدرتى كه توانسته در كره ماه نيرو پياده كند، در طبس تمام محاسبات و تكنولوژىاش زمينگير مىشود. سپس مىنويسد: «عقاب آمريكا در طبس بال و پرش ريخت».
خاطرات كارتر را مىخواندم. او گفته بود در طول چهار سال رياست جمهورىام سه بار گريه كردم: دفعه اول وقتى بود كه شاه فرار كرد. برايم قابل باور نبود. (اين اولين سيلى امام زمان- ارواحنا فداه- به صورت آمريكا بود)، دفعه دوم هنگام اشغال سفارت ما در ايران بود و سومين بار هم در ماجراى طبس بود. منشى وقت كاخ سفيد در خاطراتش نوشته است: كارتر عمليات را از طريق يك تلويزيون مدار بسته رهبرى مىكرد. در مرحلهاى ژنرال آمريكايى ظاهر مىشود و مىگويد عمليات با صد در صد شكست مواجه شد. منشى نقل مىكند، چشمان كارتر به قدرى از شدت خشم قرمز شده بود كه به شوخى به او گفتم چشمانتان با كراوات قرمز رنگى كه پوشيدهايد همرنگ شده است. اين شكستها را در حالتى در نظر بگيريد كه امام كاملًا با دستان خالى در ميدان قرار داشتند. اينها همه مصاديق اين عبارتند كه «ما صاحب داريم». خود حضرت امام هم روى اين عبارت خيلى تأكيد مىكردند.
پىنوشت:
[١]. حكيمى، محمدرضا، متأله قرآنى، ص ٣٥٣.