ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - مسيحيت صهيونيست از نظر تا عمل
چون بيشتر علاقمندند با دولت اسرائيل رابطه خوبى داشته باشند. اين گروه تلاش مىكنند براى رابطه ميان دولت آمريكا و دولت اسرائيل تلاش كنند.
دولت اسرائيل به آيندهاى كه مسيحيان آخرالزمانى ترسيم مىكنند علاقمند نيست. آنها مىخواهند با كمترين خسارت سرزمين را اشغال كنند؛ مىخواهند از دست فلسطينيان خلاص شوند اما جنگ هستهاى را دوست ندارند.
من فكر مىكنم شاخه مسيحيان صهيونيست آخرالزمانى ما را به سمتى مىكشانند كه [اسرائيلىها] از آن هراس دارند، اما شاخه سياسى احتمالًا قدرتمندترند چون ما خبر نداريم در بحثهايشان چه مىگذرد. آنها مصمماند به سياست غرب در قبال خاورميانه شكل دهند؛ مثلًا جابجا كردن سفارتخانه. آنها آمريكا را وادار مىكنند سفارتخانهاش را از تلاويو به اورشليم جابجا كند. اگر آمريكا اين كار را انجام بدهد كار تمام است و ديگر اميدى براى فلسطين باقى نمىماند. چون در آن صورت آمريكا مىگويد اورشليم پايتخت اسرائيل است. درنتيجه پايتختى براى فلسطينيان باقى نمىماند. اما بر اساس قوانين بين الملل، مجامع بين المللى مىگويند تلاويو پايتخت شماست. ما در اورشليم كنسولگرى داريم نه سفارتخانه. بنابراين مسيحيان صهيونيست دولت آمريكا را وادار مىكنند سفارت خانهاش را جابجا كند. چون مىدانند كه اين كار مثل بازى شطرنج است؛ با يك حركت ممكن است بازى را ببرند.
شما گفتيد يهوديان به مسيح اعتقاد دارند؛ مىشود در اين باره بيشتر توضيح بدهيد؟
بله. حواريون عيسى (ع)، مثل يحيى، پطرس، يهودى بودند. آنها عيسى (ع) را به عنوان منجى درك كردند. اكثريت يهوديان عيسى (ع) را به عنوان منجى موعود قبول ندارند. اما اولين پيروان مسيح يهودى بودند. تا اينكه پيام مسيح به سامريه رسيد و برخى سامرىها هم پيرو عيسى (ع) شدند و بعد غير كليميان كشورهاى مختلف درباره عيسى (ع) شنيدند.
بنابراين در آغاز، كليسا يهودى بود و بعد يهودى و غير يهودى شد (يهوديان و غير يهوديان مسيحى شدند) و بعد تعداد غير يهوديان بيشتر شد و عده معدودى يهودى عضو كليسا شدند. من دوستانى دارم كه پدر و مادر يا مادربزرگشان يهودى است، درنتيجه از ديد يهوديان يهودى هستند، ولى مسيح را قبول دارند. پس همه يهوديان عيسى (ع) را انكار نمىكنند؛ عده اندكى او را قبول دارند. آنها اسم خودشان را يهوديان منجىگرا مىگذارند نه مسيحى. كلمه مسيحى را دوست ندارند چون مسيحيان را در آزار و اذيت يهوديان سهيم مىدانند. خودشان را معتقدان منجىگرا مىنامند، روزهاى شنبه عبادتشان را انجام مىدهند نه يكشنبه، براى خودشان كنيسه مىسازند نه كليسا و سنن يهودىشان را حفظ مىكنند. اما پيرو عيسى (ع) هستند يا سعى مىكنند باشند. ممكن است بتوانيد برخى از آنها را در اسرائيل پيدا كنيد؛ هرچند اگر يك يهودى مسيحى بشود از طرف يهوديان طرد مىشود و ممكن است حق شهروندىشان را در اسرائيل از دست بدهند يا از اسرائيل اخراج شوند. عده زيادى از آنها در آمريكا زندگى مىكنند. اگر در گوگل عبارت «مسيحيان منجىگرا» ٨ يا «يهوديان منجىگرا» ٩ را تايپ كنيد، به اسم «انجمن اتحاد يهوديان منجىگراى آمريكا» ١٠ و «انجمن يهوديان منجىگرا» ١١ برميخوريد؛ سازمانهاى متعددى وجود دارد، «يهوديان طرفدار عيسى» ١٢ بزرگترين گروهشان است. آنها طرفدار مسيحند اما طرفدار اسرائيل هم هستند. اين به اين دليل است كه مثلا اگر من عضو كليساى يهوديان طرفدار مسيح باشم و بخواهم به يك يهودى كمك كنم تا مسيح را بشناسد، چنانچه به اسرائيل علاقهمندى نشان بدهم بيشتر به حرفم گوش مىدهد تا اينكه با اسرائيل مخالفت كنم.
بعضى يهوديان براى اينكه نشان دهند بيشتر از يهودى، يهودىاند خود را صهيونيست معرفى مىكنند؛ براى اينكه ثابت كنند هنوز يهودىاند.
آيا اين جنبش تنها در ايالات متحده تا اين اندازه قدرتمند است يا در ساير كشورها هم قدرت دارد؟
متأسفانه در ساير كشورها هم قدرتمند است. كشورهايى كه بيشتر از سايرين تحت تأثير اين جنبش قرار دارند، آنهايى هستند كه با بريتانيا يا آمريكا ارتباطى داشتهاند. در آفريقاى جنوبى نيرومند است به اين خاطر كه در گذشته قسمتى از سفيدپوستان آفريقايى حامى آپارتايد با يهوديان ارتباط داشتند. گروههاى نيرومندى در سوئد وجود دارد، همينطور در هلند (باز در هلند به اين خاطر كه كليساى اصلاح شده هلند حامى آپارتايد بود. جالب است كه در مالزى كه اسلام جوّ حاكم است در مقابل، جريان مسيحى صهيونيست هم حضور دارد. پس جريان مسيحيت صهيونيستى بين المللى است. اگر به سايت «سفارتخانه بينالمللى مسيحيت» ١٣ يا سايت «دوستان مسيحى اسرائيل» ١٤ مراجعه كنيد، مسيحىهايى كانادايى، آفريقايى ... مىبينيد؛ آنها بينالمللىاند. گروه عمدهشان در آمريكاست، گروه كوچكى در بريتانيا هستند اما درحال بزرگتر شدناند.
كدام وجوه مسيحيت صهيونيستى يا كدام عقايد سياسى آن بحرانسازند؟
يكى از غمانگيزترين جوانب مسيحيت صهيونيستى، عقيدهاش درباره آينده است كه بسيار تقديرگرا و جبرگراست. [بر اساس آن] جنگى ميان يهوديان و اعراب درخواهد گرفت؛ آمريكا مدافع اسرائيل خواهد بود؛ از نظر آنها موقعيت اروپا به خطر مىافتد؛ آنها معتقدند امپراتورى روم بار ديگر برمىخيزد و طرفدار شرّ مىشود. همچنين معتقدند ضدّ مسيح مىآيد، بسيارى را فريب مىدهد، مذاكرات صلحآميزى با اسرائيل انجام مىدهد كه حقيقى نيستند و با اين كار اسرائيل را مدتى فريب مىدهد و بعد به آن حمله مىكند.
بنابراين مسيحيان صهيونيستى كه به اين موضوع اعتقاد