ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - راه هاى جلب توجّه امام زمان (ع)
لازمه آن محبوبيّت است. وقتى دست امام زمان (ع) روى سر انسان آمد، نمىگذارد شيطان او را به دام بيندازند [آنگاه «محفوظ» مىشود] فرق «محفوظ» با «معصوم» در اين است كه معصوم خطا و اشتباه نمىكند اما اين شخص اشتباه مىكند امّا از گناه «محفوظ» است. اشتباه مىكند، امّا پيرامون گناه نمىرود و از گناه مصون و محفوظ مىشود.
حجّت وقت و ولى امر كه مظهر رحمتِ واسعه حق است از معصيت بندگان خدا ناراحت مىشود. در حديث داريم: «لا تسوؤا؛ رسولالله[١] رسول خدا را ناراحت نكنيد». به اين معنا كه معصيتِ خدا را نكنيد تا پيغمبر خدا ناراحت شود. امام زمان هم همين طورند؛ يعنى اگر ما معصيت كرديم، امام زمان (ع) ناراحت مىشوند. برعكس اگر رو به خدا رفتيم، ايشان مسرور مىشوند. به هر حال بايد حضرت را خوشحال كنيم تا مشمول عنايت آن حضرت قرار گيريم. در آن صورت حضرت كمكمان مىكنند كما اينكه كمك كردهاند.
راههاى جلب توجّه امام زمان (ع)
جلب توجّه مهدى فاطمه (ع) راه دارد. خدا مىداند امام زمان خيلى رؤفاند و زود مىشود توجّهشان را جلب كنيم. سلام، جواب دارد، بىجواب نيست. اگر كسى جدّى به كسى سلام كرد، جواب هم مىشنود. ما در نمازهايمان، دستِ كم، روزى پنج مرتبه مىگوييم:
«السّلام علينا و على عبادالله الصّالحين» آيا امام زمان هم اين سلام را در نمازشان مىفرمايند يا نه؟ بله! امام زمان هم اين سلام را مىفرمايند و به بندگان صالح خدا، سلام مىدهند. حضرت به [همه] واجبات و متسحبّات عمل مىكنند. اصلًا سلامِ كامل و تمام عيار را حضرت (ع) مىدهند. اين «السّلام علينا و على عبادالله الصالحين، يعنى چه؟ يعنى سلام بر ما و همه بندگان صالح خدا! يك وقت است من و شما اين سلام را مىگوييم، يك وقت امام زمان (ع). پس بندگان صالح در همين دنيا مشمول سلامِ حضرت ولىعصر (ع) مىشوند.
اگر ما به امام زمان (ع) دعا كنيم، حضرت هم به ما دعا مىكند. دعاى امام زمان مُستجاب است از خدا بخواهيم «اللهمّ هب لى رأفته و رحمته و دعاه ...»[٢]؛ خدايا مرا مشمول رأفت، رحمت، و دعاى امام زمان (ع) قرار بده»!
روشن شدن قلبها و طهارت دلها كه بر اثر محبّت خدا مىآيد، به واسطه اتصال و پيوند به مقام ولايت است و راه آن توجّه است؛ توجّه مداوم. بايد بگويم انسان بدون متوسّل شدن به حجّت وقت، هيچ كارى نمىتواند بكند. اگر ارتباط بر قرار شد قلب نور مىگيرد و انسان با نور و چراغ بهتر پيش مىرود. انسان متوسّل با نور ولايت پيش مىرود هر موجود ضعيفى حتماً بايد تكيهگاهى و پناهگاهى داشته باشد كه از او استمداد كند. انسان هم، چون ضعيف آفريده شده حتماً بايد در همه مطالب معتصم به حق و اولياى حق و معتصم به امام زمان (ع) باشد. امام زمان قدرتمندترين قدرتمندان در عالم امكان است، واسطه فيض خداست، تمام فيضها به وساطت او بايد افاضه شود. خدا از مجراى امام زمان (ع) خواسته است كه مردم با او ارتباط داشته باشند. انسان اگر خواست با خدا و مقام ولايت اتّصال پيدا كند، راه آن آسان است. خيلى آسان، و آن توجه به خداست، توجّه هم [امرى] اختيارى است. همان لحظه كه حقيقتاً در سرّ و قلبش به ياد خدا مىافتد، همان لحظه كه توجه به امام زمان (ع) پيدا مىكند، همان وقت، سيم متصل مىشود. و روح مطلب و اساس كار همين برقرارى ارتباط با خدا و اولياى خداست.
به قول آن آقايى كه مرحوم شده و به خواب كسى آمده و گفته بود: «شما هم مثل من عمل كنيد تا بعد از مرگ خوشتان باشد»، پرسيده بود: چه كار كنم؟ گفته بود: پيوندتان را با امام زمان (ع) قرص و محكم بكنيد، توسّلات شما به امام زمان (ع) قطع نشود.
دو چيز را هم اسم برده بود كه يكى از آن دو كه الان در ذهنم هست، نماز توسل به امام زمان (ع) بود كه اين نماز را حتماً بخوانيد؛ مثل اينكه خود آن مرحوم اين برنامه را داشته، آن ديگرى را فراموش كردهام.
ولايت دو بُعدى است: از خصوصيات اهل تقوا اين است كه ولايت آنها دو بعدى است؛ يعنى به واسطه جذب محبّت و ولايت، دو طرف نسبتِ به هم علاقمند مىشوند. يعنى اگر شخصى متّقى و شيعه واقعى دوستدار امام زمان خودش باشد، محال است كه امام زمان او را دوست نداشته باشد. لذا مىبينيم كه ائمه (ع) نسبت به آنهايى كه واقعاً اهل تقوا بودند چقدر اظهار محبّت مىكردند و چقدر آنها را دوست داشتند. معاملههايى كه با آنها مىكردند كه كاشفِ از اين است كه امام حدّ اعلاى محبّت را نسبت به آنها داشتهاند؛ مثلًا سيّد بحرالعلوم يكى از قضايايش كه مولاى سلماسى نقل مىكند اين است كه مىگويد:
يك روز در مجلس درس سيّد، يكى از حاضرين سئوال كرد: «آيا در [عصر] غيبت امكان دارد كسى تشرّف حاصل بكند؟ سيّد سرش را زير انداخت، گويا با خودش صحبت مىكرد، سپس گفت: «ما اجيب له و قد ضمنّى صلوات الله عليه الى صدره؛[٣] من به اين آقا چه پاسخى بدهم و حال آنكه حضرت مرا به سينه خود چسباندند.
تا محبّت نباشد چنين چيزى مىشود؟ اين چقدر عنايت است؟ چقدر لطف است؟ چقدر سيّد را دوست مىدارند كه او را به سينه خود مىچسبانند؟
سيّد بحرالعلوم آنقدر به حضرت (ع) نزديك بوده كه از اصحاب سرّ و مخزنِ اسرار آن حضرت بوده است. همه ائمه (ع) اصحاب خاصّ و اصحاب سِرّ داشتهاند. در هر زمان عدّهاى بودهاند كه روابط خصوصى با ائمّه (ع) داشتهاند تا حدّى كه صندوقچه سرّ امام مىشوند. حالا هم همينطور است. مرحوم حاجى نورى صاحب نجمالثاقب مىگويد: «اگر بخواهيم قضاياى مرحوم بحرالعلوم (ره) را جمع كنيم، خودش كتابى مىشود». يعنى اينقدر ايشان تشرّف داشتهاند