ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - تولد سوشيانس
بوده است.
بنا به روايت اين كتاب، افراسياب هزار چشمه آب كوچك و بزرگ از جمله رود هيرمند و وادينى وشش رودخانه قابل كشتيرانى ديگر را كه به اين دريا مىريخت بست و مردمان را در آنجا مستقر كرد.
«حمدالله مستوفى» در نزهة القلوب مىنويسد:
ولايت سيستان را جهان پهلوان گرشاسف ساخت و زرنگ نام كرد كه امروزه زرنج خوانند و بر راه ريگ روان نزديك به حيره زره بندى عظيم بست تا شهر از آسيب ريگ روان ايمن شود بعد ازآن بهمن تجديد عمارتش كرد و سگان خواند، عوام سگستان واعراب سجستان خوانند كه هم اكنون به سيستان معروف است.
تولد سوشيانس
حال كه در مورد ريشه موعود گرايى و همچنين مكانى كه سوشيانسها از آن ظهور خواهند كرد سخن رانديم؛ بهتر است به سراغ كيفيت تولد آنان برويم.
زرتشت سه بار با زن خود هوو (hvov) نزديكى كرد و نطفه او به زمين رفت. نريوسنگ ايزد روشنى و زور آن نطفه را برگرفت و براى نگهدارى به ناهيد سپرد تا در هنگام خود با نطفه مادران آنان بياميزد. براى نگهدارى آنان ٩٩٩٩٩ فروهر پاك به پاسبانى گماشته شده اند تا آنكه ديوها به آن دست نيابند. جاى اين گنجينه در درياچه كيانسه است و به قول كتاب بندهش «اين نطفهها مانند سه چراغ در بن درياچه مىدرخشند».
سوشيانسها به طريق خارق العادهاى متولد مىشوند كه شايد بيانگر و تأكيد كننده بر نوعى حس ماورايى و برتر بودن براى مردم باشد. اين نوع داستانهاى خارق العاده در ظهور منجيان در اديان ديگر از جمله دين مسيحيت آمده است.
اسامى سوشيانتها در فروردين يشت در فقرات ١٢٨ و ١٢٩ آمده است كه به شرح زير است:
به فروهر اوخشيت ارته درود مىفرستيم، به فروهر اخشيت نمنگه درود مىفرستيم، به فروهر استوت ارته درود مىفرستيم. به آن كسى كه به سوشيانت پيروزگر موسوم خواهد شد ... او را ازين جهت استوت ارته مىنامند كه به هر آنچه كه در روى زمين جسم وجانى دارد نظرى بيفكند از پرتو او به زندگانى فناناپذير خواهد رسيد. تا آنكه به ضد دروغ از جنس دوپا مقاومت تواند نمود تا آنكه بهدينان در ستيزگى برضد دشمنان ايستادگى توانند كرد.
معانى اسامى سوشيانتها
١. معنى لفظ اوخشيت ارته، كسى كه قانون مقدس را مىپروراند است. امروزه اين اسم را «اوشيدر» يا هوشيدر گويند. كه در كتب پهلوى «خوشيتدر» و «اوشيتتر» هم آمده است.
٢. دومين موعود اوخشيت نمنگه به معناى فزاينده و پرورنده نماز و ستايش است. كه امروزه به صورت اوشيدرماه يا هوشيدر ماه مىآيد. در حقيقت هوشيدر ماه بايد هوشيدر نماز خوانده شود زيرا نمنگه به معناى نماز است.
٣. سومين موعود استوت ارته، به معنى كسى كه مظهر و پيكر قانون مقدس است.
ادامه دارد ...
پىنوشتها:
١. ولايتى است در هند كه از سمت شرق به دريا و از مغرب به گجرات و از شمال به ديار سند محدود است ناحيه اى است مثلث شكل كه مركز آن حيدرآباد مى باشد.
٢ و ٣. ونديداد سومين بخش از بخشهاى پنج گانه اوستاى امروزى است كه از ٢٢ بخش تشكيل مى شود كه به هركدام از آنان فرگرد مىگويند. ونديداد غلط مصطلح كلمه «وى ديو داد» به معناى قانون ضد ديوى است. تدوين ونديداد را به اشكانيان نسبت مى دهند.
٤. نام شهرى در ماوراءالنهر و در نزديكى سمرقند كه آب و هوايى در نهايت لطافت داشته است.
٥. پس از متفرق شدن آرياييان (هند و اروپايى) در بخشهاى مختلف نجد ايران، گروهى از آنان در محلى كه آن را ائيرينم وئجه يعنى كشور نژاد آريايى، سكنى گزيدند. محققان آن را در حدود خوارزم باستان دانسته اند.
٦. جغرافى دانان قديم به دو ماد قايل بودند: ماد بزرگ كه بر همدان و رى و اصفهان تطبيق مى شد و ماد كوچك كه همان آذربايجان است به اضافه قسمتى از كردستان. ماد بزرگ از مشرق تا دروازه درياى خزر ادامه مىيافت و اين دروازه ماد را از پارت جدا مى ساخت. ماد در زمان ساسانيان مبدل به" ماى" شد و در قرون اسلامى آنرا" ماه" ناميدند. چنان كه گفته مى شود ماه نهاوند، ماه بصره. ودر جمع نيز ماهات گفته مى شود.
٧. يكى از دانشمندان و مؤلفان زرتشتى دوره عباسيان كه در منطقه سيرجان مى زيسته است. كتاب منتخبات وى كه از متون دينى زرتشتى به نام گزيده زادسپرم مشهور است.
٨. مردمى كه در هزاره چهارم پيش از ميلاد در نواحى جنوبى روسيه زندگى مى كردند و ساختار اجتماعى بسيار ساده اى داشتند. اين مردم در قرون بعدى از شرق به هند و از غرب به سراسر اروپا مهاجرت كردند و بدين جهت براى آنان نام هندواروپايى را برگزيده اند. از اين تيره وسيع حدود ١٠ قوم نشأت گرفتند كه يكى از اين اقوام قوم هند و ايرانى بودند كه در فلات ايران سكنى گزيدند.
٩. سنت پرستش مهر به دورانهاى بسيار كهن بازمى گردد. مهر در تاريخ اسطورههاى سرزمينهاى ديگر نيز خداى مهمى بوده است و قدمت آن به حدود ١٤٠٠ پ. م مى رسد. نام ميترا در كنار ورونه و ديگر خدايان هندى ديده مى شود. در هند دوران ودايى نام او به صورت ميتره به صورت پيمان و دوستى ظاهر مى گردد. هركه پيمانى را بشكند از در جنگ با ميترا در آمده است و در اين صورت ميتره خداى جنگ خواهد بود. از اين رو سپاهيان در ايران باستان قبل از جنگ به درگاه او نيايشهاى مخصوصى را ادا مى كردند و او آنان را در جنگ يارى مى كرد.
١٠. امپراتور روم كه بين سالهاى ٢٨٤ تا ٣٠٥ بر روم حكم رانده است. او را برابر خدا مى شمردند و درباريان بسيار به تعظيم امپراطور مىپرداختند. او پادشاهى خودكامه بود كه در اثر تندخويىهاى وى جامعه روم دچار نفاق عقيدتى عميقى شده بود.
١١. مشتمل بر سرودههايى خطاب به خدايان باستانى است. مجموعه موجود اين سرودهها ٢١ يشت (جشن) است. كه درباب ٢١ خداست و فروردين يشت هم يكى از آنهاست.