ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - جمعيت شناسى مسلمانان
پيشبينىهاى سازمان ملل، تا سال ٢٠٥٠ م. جمعيت اروپا به ميزان ١٤ درصد كاهش يافته و برابر ٦٣٠ ميليون نفر خواهد شد. همزمان سطح مهاجرت رشد مىكند كه مسلمانان بخش قابل توجهى از آن را تشكيل مىدهند. سهم مسلمانان در جمعيت اروپايى از سال ١٩٥٠ تا ٢٠٠٠ از ١ درصد تا ٣ درصد (از ١٤ تا ٢٠ ميليون نفر) افزايش يافته است. احتمال عضويت تركيه ٧٠ ميليونى به اتحاديه اروپا براى اروپا به معنى انفجار جميعتى خواهد بود. اين كشور از نظر كثرت نفوس در مقام دوم بعد از آلمان قرار گرفته و به ميزان ٢٠ ١٥ ميليون نفر از بريتانيا، فرانسه و ايتاليا سبقت خواهد گرفت. تركيه از نظر جمعيت به تدريج به آلمان نزديك مىشود و دير يا زود از آن سبقت خواهد گرفت (گفتنى است كه ٥٧ درصد آلمانىهاى مخالف عضويت تركيه در اتحاديه اروپا هستند). بعضى كارشناسان و سياستمداران به منظور تيره جلوه دادن اوضاع، پيشبينى مىكنند تا سال ٢٠٥٠ مسلمانان يك سوم يا حتى نصف جمعيت اروپا را تشكيل خواهند داد.
«فريتس بولكنستاين» سياستمدار با نفوذ هلندى و كميسر بازار واحد اروپايى هشدار داد اگر مسائل جمعيتى و مهاجرت اروپا را اسلامى سازى كنند، آزادسازى وين از تركها در سال ١٦٨٣ بيهوده بوده است. تعداد مسلمانان در فرانسه بالغ بر ٥ ميليون نفر شده است. اين رقم در ايتاليا از ٢٤٠ هزار نفر در سال ١٩٩٢ تا ٧٠٠ ٦٥٠ هزار در سال ١٩٩٩ افزايش يافت. آلمان ٣ ميليون مسلمان دارد، بريتانيا بيش از ٨/ ١ ميليون (سرشمارى سال ٢٠٠١)، هلند ٧٣٠ هزار نفر (در سال ٢٠٠٤ نام «محمد»، متداوّلترين نام پسران نوزاد بود). ٧٢٠ ٧١٠ هزار مسلمان در سوئيس زندگى مىكنند. در كشورهاى ديگر نيز جمعيت قابل توجه اسلامى مشاهده مىشود. فنلاند كمتر از همه جمعيت مسلمان دارد. در سال ١٩٩٩ در اين كشور كمى بيش از ١٠ هزار نفر مسلمان زندگى مىكردند كه عمدتاً آوارگان از سومالى بودند.
فنلاند از امپراتورى روسيه جمعيت يك هزار نفرى تاتار را به ارث برده است. در يونان مسلمانان با سرعت سرسامآورى رشد كردهاند. در سال ٢٠٠٣ يك مقام مسئول اين كشور در گفتوگو با نگارنده، تعداد آنها را برابر ٥٠٠ هزار نفر برآورد كرد و گفت رقم واقعى بايد دو برابر بيشتر باشد.
مهاجرت مسلمانان به اروپاى شرقى چندان گسترده نيست. در اين منطقه (و در اروپاى غربى) معمولًا از ورود نمايندگان شمال قفقاز احساس نگرانى مىكنند.
جمعيت بومى مسلمانان بالكان نيز رشد قابل توجهى از خود نشان داده و اكنون برابر ٤ ميليون نفر است (اوايل دهه ١٩٥٠ در يوگسلاوى سابق ١/ ٢ ميليون مسلمان زندگى مىكردند). مسلمانان ٤٠ درصد جمعيت بوسنى و هرزگوين و ٧٠ درصد جمعيت آلبانى را تشكيل مىدهند. اروپايىها به وجود كشورهاى اسلامى در اين قاره عادت ندارند. آلبانى بعد از فروپاشى امپراتورى عثمانى و از جمله در دوران حكومت كمونيستى، هيچ وقت خود را بخشى از جهان اسلام محسوب نمىكرد. تنها بلغارستان وضعيتى مغاير با گرايش عمومى دارد زيرا به علّت مهاجرت گسترده تركها به تركيه، جمعيت مسلمان آن از ٢/ ١٧ درصد در سالهاى ١٩٩٠ تا ٧ درصد كاهش يافته است.
در شهرهاى اروپاى غربى جمعيت بزرگ مسلمانان شكل مىگيرند كه زندگى آنها به وسيله قوانين غيرمكتوب تنظيم شده و ساكنان آنها از حيطه حاكميت حقوق عمومى خارج هستند. براى مثال، مسلمانان مهاجر از شمال آفريقا ٨٥ درصد ساكنان ناحيه «بريكارد» شهر مارسل فرانسه را تشكيل مىدهند. «سن دنى» حومه پاريس، منطقه مسلمان نشين پايتخت فرانسه مىشود. در پاييز سال ٢٠٠٥ همانجا بزرگترين ناآرامىهاى مسلمانان در تاريخ اروپا رخ داد. در ناحيه «روزنگرد» شهر «مالميوى» سوئد، مهاجران (عمدتاً مسلمان) ٨٥ درصد جمعيت را تشكيل مىدهند. در لندن كه حدود يك ميليون نفر مسلمان دارد، ناحيه «وايت چپل» مسلماننشين محسوب مى شود و در برلين ناحيه «كرايتسبرگ» (٢٠٠ هزار مسلمان). به موازات رشد مهاجرت اسلامى، اين گرايش سكونت متراكم حفظ خواهد شد. بديهى است كه مهاجران تازه وارد سعى مىكنند از شرايط زندگى در ميان «خودىها» استفاده كنند تا آغاز زندگى در كشور جديد را براى خود آسانتر سازند.
بديهى است كه مهاجرت مسلمان و (هر مهاجرت ديگرى)، به اروپا كاهش نخواهديافت. زيرا تمايل عادى و قابل فهم انسان به اصلاح شرايط زندگى خود، نيروى محرّك آن است. مهاجرت مسلمانان به غرب، نشان دهنده اساس بحران است. مهاجرت به اروپاى غربى و آمريكاى شمالى، نتيجه عدم تقارن امكانات اقتصادى غرب و اسلام است. اروپا مانند سابق، براى مسلمانان جذابيّت خواهد داشت. به علاوه، آنها كم و كمتر در اين قاره احساس بيگانگى خواهد كرد. رشد مرتب جمعيت خاورميانه، شمال آفريقا، جنوب آسيا و ساير قسمتهاى جهان اسلام نيز از جمله عوامل رشد مهاجرت هستند. رشد خاصّ جمعيت در ١٥ كشور جهان مشاهده مىشود، كه ١١ كشور از اين تعداد (الجزاير، بنگلادش، مصر، اردن، ايران، يمن ليبى، مالى، نيجر، پاكستان و تركيه) كشورهاى اسلامى هستند. كشورهايى كه در اينجا برشمرده شدند، بخش اصلى مهاجرت اسلامى در اروپا را تأمين مىكنند. به عنوان مثال در