ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - درجستو جوى آب و نور
قرآن كريم نيز مى فرمايد:
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا.
[آنانكه در راه ما مجاهده كردند، راه هايمان را به آنان مى نمايانيم.]
تا هم از طريق دانش رسمى و مدرسه اى و كلاسيك، مطالعه و هم از طريق دانش الهامى و الهى بتوانيم به اين كنوز و گنج ها و گنج معرفت حضرت مهدى (ع) خصوصاً برسيم.
اينكه عرض كردم در باب حضرت مهدى (ع) بايد از آيات كمك بگيريم يا از روايات استفاده بكنيم بدين خاطر است كه ما فكرمان، انديشه مان خالى از اشتباه نيست. ممكن است در شناخت بدون تمسّك به كتاب آسمانى قرآن و روايات معتبره به خطا و اشتباه بيفتيم. براى اينكه مصون باشيم در شناخت امام زمان (ع) از خطا و اشتباه بايد به قرآن پناه ببريم.
خالق حضرت مهدى (ع) خوب حضرت مهدى (ع) را مى شناسد و خوب هم معرفى فرموده، بعد از خداى متعال رسول گرامى (ص) كه محيط هستند، مقامشان بالاتر از مقام حضرت مهدى (ع) است. ائمه هدى (ع) در گفتارشان خطا و اشتباه ندارند غلّو نمى كنند آنچه هست واقعيت ها را بيان مى كنند و ما براى فرار از خطا و اشتباه در شناخت امام زمان (ع) بايد به قرآن و روايات پناه ببريم: «فيهم كرائم القرآن و هم كنوز الرحمن.»
جوانى كه مى خواهد با حضرت مهدى (ع) آشنا شود از چه راهى و از كجا بايد شروع كند؟
بايد بگويم بحث مهدويت جدا از بحث امامت عمومى و ولايت عمومى اهل البيت (ع) نيست و همچنين جدا از بحث رسالت و نبوت نيست. حضرات ائمه (ع) به خصوص حضرت مهدى (ع) در همان خط و مسير رسول اكرم (ص) كار مى كنند. حضرت امير (ع) در خطبه آخرينشان فرمودند:
ايها الناس إنّى قد ثبتت لكم المواعظ التى وعظ بها الانبياء اممهم.
مردم! من همان مطالبى را براى شما مى گويم كه انبياء براى امت هايشان گفتند.
حضرت مهدى (ع) مطلبى فراتر از مطالب ائمه هدى (ع) بيان نمى كنند. سنت و روش حضرت مهدى (ع) همان سنت و روش رسول گرامى (ص) است. راه همان راه است، اگر كسى درباره حضرت مهدى (ع) سؤال بكند بايد ببينيم كه اين سؤال كننده آيا در شناختن بقيه ائمه (ع) كار كرده است يا نه؟ ادله اى كه براى امامت و ولايت حضرت مهدى (ع) هم هست. ولايت تكوينيه و ولايت تشريعيه، كمالات حضرت، علم حضرت، قدرت حضرت، بصيرت و نورانيت حضرت؛ البته حضرت مهدى (ع) ويژگى هايى دارند كه اين ويژگى ها هم در آيات مربوط به ايشان بيان شده است، هم در روايات مربوط به ايشان كه غير از جنبه هاى عمومى يك خصوصيت و ويژگى هايى براى حضرت هست كه اينها بايد رويش بحث شود صحبت شود و تشريح بشود.
اساساً گفت وگو راجع به حضرت مهدى (ع) در شرايط حاضر، چه ضرورتى دارد و يا ترويج اين عقيده نسبت به ساير عقايد ما در ميان پيروان ديگر مذاهب اسالمى داراى مزيت ويژه اى هم هست؟
بحث درباره حضرت مهدى (ع) مخالف با وحدت بين طوائف مسلمين نيست. مخالف اتحاد نيست براى آنكه توجه داريد سخن از امام زمان (ع) سخنى است كه در كتب اهل سنت آمده است.
اهل سنت روايات فراوانى درباره حضرت مهدى (ع) از رسول گرامى (ص) نقل كرده اند و حتى وهابيت كه با شيعه رفاقت ندارد و بعضاً خلاف شيعه و عقايد شيعه تبليغ مى كنند و گاهى شيعه را متهم مى كند به بعضى مطالب خلاف، اينها هم در بحث مهدويت با ما شركت دارند و بحث امام زمان (ع) حتى بحث اسلامى نيست، نه بحث شيعى است و مذهبى و نه بحث اسلامى و دينى به معناى اسلام رسول اكرم (ص)، بلكه اين بحث همه اديان است:
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ ...؛
[همانا پس از ذكر در زبور نگاشتيم ...]
و آيات و روايات ديگر. بشارت هاى كتب آسمانى درباره ايشان كه در تورات آمده، در انجيل هم آمده است. پس اين بحث مخالف وحدت نيست و منافاتى با وحدت ندارد. اما ضرورت اين بحث ضرورت شناخت زندگى است؛ شناخت راه زندگى، راه سعادت، اگر كسى سعادت نمى خواهد و براى خودش و براى جامعه اش، سعادت و خوشبختى قائل نيست هر كه باشد بى خيال از مسئله مهدويت، شناخت امامت و شناخت ولايت است. اما اگر كسى خواهان سعادت است؛ خواهان خوشبختى خويش و جامعه است و ضرورتى براى اين معنا قائل است بايد تلاش كند، كار كند، رنج ببرد، چه رنج تحصيل، خواندن، مطالعه كردن و چه رنج جهاد اكبر و مخالفت با هواى نفس تا نورانيت و معرفت به دست بيايد. چون حضرت مهدى (ع) بنا به عقيده ما «باب الله» هستند؛ باب معرفت خداى متعال هستند. در زمان ما حضرت مهدى (ع) طريق نجاتند؛ سفينه نجاتند؛ مصباح هدايت هستند و معرفتشان، شناختشان شناخت حق تعالى است؛ آئينه ايزد نمايند. شناخت ايشان باعث مى شود كه انسان خدا را بشناسد؛ شناخت خدا يعنى سعادتمند شدن. اگر كسى سعادت را مى خواهد، خوشبختى را مى خواهد بايد با باب الله آشنا بشود. بايد امام زمان (ع) را بشناسد، مكتب امام زمان (ع) مسير سعادت و خوشبختى است. ضرورت اين