ماهنامه موعود
(١)
بهار آفرين
٢ ص
(٢)
فلسطين پرچم جهاد جهان اسلام
٤ ص
(٣)
از ميان خبرها
٦ ص
(٤)
درجستو جوى آب و نور
٨ ص
(٥)
سپيدترين ترانه هستى
١٣ ص
(٦)
سيماى حضرت مهدى در كلام نبوى
١٤ ص
(٧)
تبليغات ماهوارهاى شيعه
١٧ ص
(٨)
غرب و آخرالزمان
٢٠ ص
(٩)
گلبانگ
٢٧ ص
(١٠)
تبيين امامت در پرتو قرآن و عترت
٢٨ ص
(١١)
ب) نصب الهى
٣٠ ص
(١٢)
ج) نص
٣٢ ص
(١٣)
موعود نوجوان
٣٣ ص
(١٤)
آن وقت «نمى دانم كى؟»
٣٤ ص
(١٥)
بال هاى احساس
٣٦ ص
(١٦)
انتظار منتظر
٣٧ ص
(١٧)
انتظار
٣٧ ص
(١٨)
واژه عشق
٣٨ ص
(١٩)
ياد سبز
٣٩ ص
(٢٠)
بهارى اگر نيست
٣٩ ص
(٢١)
ديدار چهارده قلب و قلب چهاردهم
٤٠ ص
(٢٢)
شيعه يعنى
٤١ ص
(٢٣)
اى خدا
٤٢ ص
(٢٤)
سوار بر اسب
٤٤ ص
(٢٥)
مجموعه اى از برگزيده ترين احاديث مهدوى، هديه اى نفيس براى همه جوانان
٤٧ ص
(٢٦)
يهود و جعل نام فلسطين
٤٩ ص
(٢٧)
بازخوانى امانيسم
٥٠ ص
(٢٨)
ريشه يابى اومانيسم در كابالا
٥٢ ص
(٢٩)
پرستش انسان
٥٣ ص
(٣٠)
نظريه اومانيستى اخلاق
٥٤ ص
(٣١)
تأسيس دنياى اومانيستى
٥٥ ص
(٣٢)
آخرالزّمان در راه است
٥٨ ص
(٣٣)
مرورى بر آخرالزمان
٦٠ ص
(٣٤)
لحظه سرنوشت ساز
٦١ ص
(٣٥)
سقوط غرب
٦٢ ص
(٣٦)
مسجد امام حسن مجتبى (ع)
٦٤ ص
(٣٧)
آقا شيخ مرتضاى زاهد
٧٠ ص
(٣٨)
نگرانى هاى حضرت مهدى (ع)
٧٢ ص
(٣٩)
پرسش شما، پاسخ موعود
٧٨ ص
(٤٠)
الف) طايفه ملائكه
٧٨ ص
(٤١)
ب) طايفه جن
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - مسجد امام حسن مجتبى (ع)

بودند: جيرهخو ارانتان چه كسانى هستند؟ فرموده بودند:». همين طلبه ها «اين دستور خود حضرت بوده و علت آن چه بوده، من احتمال ميد هم ايشان به چشم كمى به طلبه ها نگاه مى كرده لذا حضرت هم فرموده اند به چشم كم به طلبه ها نگاه نكن، اينها جيرهخو اران ما هستند و دعايت را اگر با اينها ببرى جلو، من دعايت را مستجاب مى كنم. اين نظير شهادت بر شهادت است. گاهى اوقات كسى كه شهادت ميد هد خودش نديده است ولى مى گويد من شهادت بر اين شهادت ميد هم. روز قيامت هم برنامه همين است، دوازده امام شهادت ميد هند بر اعمال مردم. مى گويند ما ديديم اين آقا چه كرد، آن آقا چه كرد ... تمام اعمال عمرش را شهادت ميد هند. بعد خداوند مى فرمايند پيامبر هم شهادت بر شهادت امامان ميد هد كه بله، اينها درست شهادت ميد هند.

٣. لازم است كه مسجد پاك باشد، لزومش هم فورى است، درحدى كه فقها نوعاً اين مسئله را مطرح مى كنند كه اگر وارد مسجد شديد و ديديد مسجد نجس شده حق نداريد نماز بخوانيد، بايد اول مسجد را پاك كنيد، با اين همه سفارش هايى كه روى نماز اول وقت شده مى گويند نماز را به تأخير بيندازيد و اگر تطهير مسجد را به تأخير انداخت بسيارى از فقها مى گويند نمازش باطل است و بحث نهى در عبادت را مطرح مى كنند.

من يك نكته اى را به مناسبت نهى در عبادت ميخو اهم اضافه بكنم و آن اين است كه اگر شرايط نماز جمعه صحيح بود و نماز جمعه برپا شد، اقامه نماز جماعت از نظر اصل قربت بى اشكال نيست. ببينيد مثلًا من وارد مسجد مى شوم مى بينم مسجد نجس است ميخو اهم نماز بخوانم: چهار ركعت نماز ظهر به جا مى آورم قربتاً الى الله؟! در حالى كه (الله) مى گويد اين كار را نكن، مى گويد برو مسجد را آب بكش. من كه با اين نماز به خدا نزديك نمى شوم چون او نهى كرده است. بچه شما هم كه نافرمانى شما را مى كند از شما دور مى شود پس بايد بگويد چهار ركعت نماز ظهر ميخو انم تعبداً من الله نه تقرباً الى الله. بنابراين ظهر جمعه چطور من ميخو اهم نماز ظهر بخوانم و بگويم قربتاً الى الله. خداى متعال مى فرمايد اين نماز را نخوان، در نماز جمعه حضور پيدا كنيد. منتها نميخو اهم بگويم حضور در نماز جمعه واجب است اما تأكيد در آن نشده است. مرحوم آيت الله العظمى خويى (ره) به خاطر همين احتياط مى كردند و ميگفتند كه اگر نماز جمعه با شرايطش برپا شد، احتياط واجب مى كردند كه شركت بكنيد و اگر كسى هم نرفت به هر دليلى مثلًا تنبل است يا بيمار است احتياط مى كردند كه اول وقت نماز نايستد. يك مقدار تأخير بيندازد تا حدى كه ديگر نمى رسد به نماز جمعه مثلًا سه ربع ساعت. من كه وجه دقيق شرعى براى اينكه اول وقت بايستد نماز بخواند را نمى توانم پيدا بكنم مگر اينكه كسى امام جمعه را قبول نداشته باشد و بگويد شرايط نماز جمعه درست نيست. كه به فتواى خود آقاى خويى هم همان اول وقت مى تواند نماز بخواند. حضرت امام (ره) احتياط واجب نمى كردند ميگفتند واجب تخييرى است وليكن تأكيد مى كردند كه شركت كنيد به لحاظ مسائل اجتماعى و سياسى كه بالأخره شكوهى‌

٤. امام (ع) توجه به فكر ما دارند. يعنى آن سؤالى كه در ذهن آقاى عسكرى آمده بود فورى گفته بودند. ميخو است بگويد امروز چهارشنبه است آقا هم فورى فرموده اند: امروز پنج شنبه است، چهارشنبه نيست. يا سؤالاتى كه آماده كرده بود. اين احاطه حضرت به فكر ما نكته اى است كه ما بايد بدانيم، اينجا هم كه نشسته ايم فكرمان هم بايد كنترل شود. هم رفتارمان و هم فكرمان. همه جا همين طور است، مؤمن هيچ وقت در فكرش خيانت نمى آيد. كفار به عكس هستند، مخالفين و منافقين.

آن وقتى هم كه اذيت نمى كند ولى در فكرش خيانت است. چرا اذيت نمى كند؟ چون نمى تواند؛ مثل آمريكا. به اصطلاح علمى مى گوييم آنها سوء فاعلى دارند يعنى بد آدمى است. اما عمل بد انجام ميد هد يا نه؟ سوء فعلى هم دارد يا نه؟ دائماً نيست. گاهى اوقات بدعملى انجام ميد هد و گاهى هم يك عملى را انجام ميد هد كه به نفع ما تمام مى شود وليكن مؤمن حسن فاعلى دارد، گاهى هم ممكن است سوء فعلى داشته باشد. اگر چه گاهى در عمل ضربه هم مى زند ولى نيتش ضربه زدن نبود.

٥. تبرك به مكان است. اختلاف هست كه تبرك به مكان به چه چيزى است؟ مثلًا يك مكانى كه حرمت و احترام دارد به چه چيزى است برخى معتقدند كه بركت يك مكان ذاتى است يعنى ذاتاً اين مكان با آن مكان فرق دارد. قول دوم اين است كه تبرك مكان به واسطه ولى خداست مثلًا يك ولى خدا اينجا نماز خوانده يا شهيد شده و .... قول سوم هم اين است كه هر دو است يعنى گاهى بركت ذاتى است و گاهى به خاطر انسان است. راجع به زمان هم همين سه قول وجود دارد. مثلًا