ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - بازخوانى امانيسم
مؤنث خلق فرمود: آيا چنين آفريدگارى قادر نيست كه مردگان را زندگى دوباره بخشد؟[١]
خداوند مى فرمايد انسان ها بدون بازخواست رها نمى شوند و بلافاصله يادآورى مى كند كه آنان مخلوقات او هستند. زيرا هنگامى كه فرد مخلوق خداوند است، مى فهمد كه در مقابل او مسئوليت دارد و بدون حساب رها نمى شود.
اين ادعا كه انسان ها خلق نشده اند اصل اول فلسفه اومانيستى است. دو ماده نخست بيانيه اول بيانگر اين اصل مى باشد. به علاوه، اومانيست ها اظهار مى دارند كه علم اين ادعاها را تأييد مى كند. آنها در اشتباهند. از زمانى كه اولين بيانيه اومانيست ها منتشر شد، اشتباه بودن دو فرضى كه به عنوان حقايق علمى مطرح كردند جاودانگى جهان و نظريه تكامل به اثبات رسيد.
١. انديشه فناناپذيرى جهان همان زمان به كمك كشفيات نجومى باطل گرديد. كشفياتى چون انبساط عالم و تشعشعات محيطى آن و همچنين محاسبه نسبت هيدروژن به هليوم نشان دادند جهان آغازى داشته و حدود ١٥ تا ١٧ ميليارد سال پيش در نتيجه انفجار بزرگ، از هيچ به وجود آمده است. حاميان فلسفه اومانيسم و ماترياليسم با وجود آنكه نسبت به قبول نظريه انفجار بزرگ بى تمايل بودند، بالاخره مغلوب آن گشتند. در نهايت جوامع، نظريه انفجار بزرگ را كه به معنى آغازمندى جهان است پذيرفتند. چنين شد كه «آنتونى فلو»[٢] از متفكران منكر خدا مجبور به اعتراف گرديد:
بنابراين اعتراف مى كنم كه اجماع معاصر كيهان شناسان موجب شرمسارى منكران خدا مى شود، چون به نظر مى رسد كيهان شناسان به دلايل علمى دست يافته اند كه پيش تر با اثبات فلسفى آن مخالفت مى شد. يعنى جهان آغازى داشته است ....[٣]
٢. نظريه تكامل نيز كه با اهميت ترين توجيه علمى اولين بيانيه اومانيسم به شمار مى رود، طى دهه هاى بعد مجبور به عقب نشينى شد. امروز آشكار گرديده است كه سناريوى نوشته شده درباره مبدأ آفرينش توسط تكامل گرايان ملحد (و بى شك اومانيست) ى چون اى. آى. آپرايين[٤] و جى. بى. اس. هالدين[٥] در دهه ١٩٣٠ فاقد اعتبار علمى است. بنابر اين نظريه، موجودات زنده به طور خود به خود از ماده اى كه خود وجود نداشته به وجود آمده اند. اين موضوع امكان ندارد. چنانچه سنگواره ها نشان مى دهند موجودات نه طى روندى از تغييرات كوچك، بلكه يكباره و با همان ويژگى هاى خاص خود به وجود آمده اند. ديرين شناسان تكامل گرا از دهه ١٩٧٠ خود اين حقيقت را پذيرفتند. زيست شناسى مدرن نشان داده است موجودات برآيند تصادف و قوانين طبيعت نيستند بلكه در هر تركيب از موجودات زنده، نظام پيچيده اى وجود دارد كه از هدفى هوشمند حكايت مى كند و اين گواه آفرينش است.
به علاوه تجربيات تاريخى اين ادعا را كه عقايد مذهبى عاملى ممانعت كننده در راه پيشرفت بشر بوده و او را به تهاجم وا داشته اند، باطل مى كند. اومانيست ها ادعا مى كنند جدايى از عقايد مذهبى باعث شادى مردم و آسايش آنان مى شود، اما خلاف اين ثابت شده است. شش سال پس از انتشار بيانيه اول، جنگ جهانى دوم به وقوع پيوست؛ فاجعه اى كه به موجب ايدئولوژى فاشيستى ماده گرا بر جهان تحميل شد. ايدئولوژى اومانيستى كمونيسم، خشونت و بى رحمى بى مانند خود را ابتدا براى مردم شوروى، بعد چين، كامبوج، ويتنام، كوبا و كشورهاى مختلف آفريقا و آمريكاى لاتين به ارمغان آورد. در مجموع ١٢٠ ميليون نفر زير سلطه رژيم ها و سازمان هاى كمونيستى جان خود را از دست دادند. مشهود است كه نوع غربى اومانيسم (نظام سرمايه دارى) نيز در به بار نشاندن صلح و خوشنودى براى جوامع خود آنها و ديگر مناطق جهان ناموفق بوده است.
شكست استدلال هاى اومانيستى در رابطه با مذهب در زمينه روانشناسى نيز به اثبات رسيده است. افسانه «فرويد» كه از اوايل قرن بيستم سنگ بناى عقايد انكار خداوند را ساخت به كمك حقايق تجربى باطل اعلام شد. پاتريك گلين از دانشگاه جرج واشنگتون در كتاب خود با عنوان خداوند: گواه، مصالحه ايمان و عقل در دنياى پست سكولار[٦] چنين مى نويسد:
ربع آخر قرن بيستم با روانشناسى نامهربان بود. بخش عمده اى از آن را ظهور نظرات فرويد درباره مذهب (به سيل موضوعات ديگر اشاره نمى كنم) تشكيل مى داد كه كاملًا غلط مى باشد. جالب است كه برخلاف ادعاهاى فرويد و مريدانش مبنى بر اينكه مذهب ناشى از اختلالات روانى يا موجب اختلالات روانى است، چنين ثابت شده كه عقايد مذهبى از مهم ترين عوامل سلامت ذهن و خشنودى آن مى باشد. مطالعات پياپى، ارتباط استوار ميان عقايد مذهبى و ممارست در آنها را با رفتارهاى سالم مسائلى چون خودكشى، استفاده از الكل و مواد مخدر، طلاق و افسردگى نشان داده است.
به طور خلاصه بايد گفت توجيه علمى تصور شده براى اومانيسم و وعده هاى آن باطل اعلام شده است. با اين حال هواداران اين نظام فكرى فلسفه خود را رها نكرده اند و هر چه بيشتر در تلاشند به كمك تبليغات انبوه آن را گسترش دهند. مخصوصاً در دوران بعد از جنگ [جهانى] تبليغات اومانيستى شديدى در زمينه علوم، فلسفه، موسيقى، ادبيات، هنر و سينما صورت پذيرفت. شعر «تصور كن» از جان لنن، تكخوان مشهورترين گروه موسيقى به نام بيتلز، نمونه اى از اين دست مى باشد:
تصور كن بهشتى نباشد
اگر سعى كنى آسان است
زير پايمان جهنمى نباشد
و بالاى سرمان فقط آسمان باشد
تصور كن همه فقط براى امروز زندگى كنند
تصور كن هيچ كشورى نباشد
سخت نيست!
چيزى براى كشتن يا كشته شدن وجود نداشته باشد
مذهبى هم نباشد ...
ممكن است بگويى خيالبافم
اما من تنها نيستم