ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - سيماى حضرت مهدى در كلام نبوى
خضوع و تواضع حضرت در برابر خداوند
پيامبر اكرم (ص) فروتنى و خشوع حضرت مهدى (ع) را در برابر پيشگاه ربوبى خداوند اين گونه مثال مى زنند:
حضرت مهدى (ع) نسبت به خداوند خاشع و خاضع است، مانند خشوع و خضوع باز شكارى كه هنگام پرواز، بال هاى خود را فرو مى خواباند. ١٢
حضرت مهدى (ع) جانشين خداوند
رسول اكرم (ص) مى فرمايند:
حضرت مهدى ظهور مى كند در حالى كه در بالاى سر او ابرى است كه ملكى بر آن سوار است و فرياد مى زند كه: اين مهدى (ع) جانشين خداوند است از او پيروى كنيد. ١٣
حضرت مهدى عبد صادقى كه به سبب او خداوند، بندگانش را مى بخشد
رسول اكرم (ص) فرمودند:
آن هنگام كه به آسمان هفتم عروج كردم و از آنجا به سدرةالمنتهى و سپس به حجاب هاى نورانى رسيدم، پروردگارم جل جلاله ندايم كرد كه: اى محمد! تو بنده من و من پروردگار تو هستم. همانا تو را بنده، حبيب، رسول و پيامبر قرار دادم و برادرت على (ع) را جانشين تو، همانا على (ع) حجت بر بندگان من است و امام و رهبرى براى مخلوقاتم. به واسطه او دوستدارانم از دشمنانم بازشناخته مى شوند و به وسيله اوست كه حزب من از حزب شيطان شناخته مى شود. به خاطر اوست كه دينم برپا شده است و حدود و احكام دينم حفظ و اجرا مى شود. به خاطر او و تو و فرزندان توست كه بندگانم را مى بخشم و به واسطه قائم (ع) فزندان توست كه با تسبيح، تهليل، تقديس و تكبير و تمجيدم زمين را مى سازم و آباد مى كنم، به واسطه اوست كه زمين را از دشمنانم پاك كرده و دوست دارانم را وارث زمين مى گردانم. به خاطر اوست كه كلمه كسانى كه كفر ورزيدند را پست قرار داده و كلمه خود را برترين مى سازم. با علم و احاطه خود، به خاطر او و به واسطه اوست كه بندگانم را زنده مى سازم و شهرهايم را احيا مى كنم. به سبب اوست كه به تدبير و مشيت من گنج ها و ذخاير آشكار مى سازم و فقط به خاطر اوست كه به اراده ام اسرار و پنهانى ها را آشكار مى سازم و آن را به ملائكه مى سپارم تا تأييد كننده اجراى فرمان هايم و اعلان دينم باشد. او (مهدى (ع)) به حقيقت ولىّ (آيين) من است و مهدى (ع) صديق ترين بندگانم است. ١٤
به حقيقت منزلت و مقامى بس عظيم در پيشگاه مقام ربوبى خداوندگار دارد كه خداوند به واسطه او و پدران گرامى اش باران را بر بندگانش فرو مى فرستد و به واسطه وجود آنان است كه آسمان نگاه داشته شده است و بر زمين نمى افتد. ١٥
براى ظهورش دعا كنيم و مشتاقانه منتظرش باشيم كه حضرت اميرالمؤمنين (ع) نيز پس از توصيف كمالات حضرتش آهى كشيدند و با دست، اشاره به سينه خود كرده و فرمودند: «چقدر مشتاق ديدار اويم.» ١٦
پى نوشت ها:
______________________________
(١). سخنرانى رهبر معظم انقلاب در حريم مطهر رضوى (ع)، ١/ ١/ ٨٥.
(٢). صدوق، محمدبن على بن بابويه، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٤١١؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ٥١، ص ٧٣.
(٣). مجلسى، همان، ج ٣٧، صص ٢١١ ٢١٣.
(٤). حر عاملى، محمدبن حسن، إثبات الهداة، ج ٣، ص ٧٠٠؛ صافى گلپايگانى، لطف الله، منتخب الأثر، ص ٣١٢.
(٥). الغيبة، ص ١١٣؛ صدوق، محمدبن على بن بابويه، امالى، ص ٣٨٤؛ حر عاملى، همان، ص ٣١٢.
(٦). ابن ابى الحديد، ج ٧، ص ٦٤.
(٧). نهج البلاغه، نامه ٤٥٦.
(٨). حر عاملى، همان، ج ٤٣، ص ٣٠٤؛ أربيلى، كشف النعمة، ج ١، ص ٥٢؛ حر عاملى، همان، ج ٣، ص ٥٥٢.
(٩). مجلسى، همان، ج ٢، ص ٦٩٤؛ أربيلى، همان، ج ٣، ص ٢٧١؛ صافى گلپايگانى، همان، ص ١٤٧.
(١٠). يا مولاى، شقى من خالفكم و سعد من أطاعكم.
(١١). صدوق، همان، ج ٢، ص ٤١١؛ مجلسى، همان، ج ٥١، ص ٧٣؛ حر عاملى، همان، ج ٣، ص ٤٨٢.
(١٢). عقد الدّرر، ص ٣٨.
(١٣). مجلسى، همان، ج ٥١، ص ٨١؛ حيلة الأبرار، ج ٢، ص ٧١٦؛ صافى گلپايگانى، همان، ص ١٤٧.
(١٤). مجلسى، همان، ج ١٨، ص ٣٤١؛ صدوقى، همان، ص ٥٠٤؛ صافى گلپايگانى، همان، ص ١٦٧.
(١٥). فرازى از زيارت جامعه كبيره.
(١٦). نعمانى، الغيبه، ص ٢١٢؛ مجلسى، همان، ج ٥١. ص ١١٥؛ حر عاملى، همان، ج ٣، ص ٥٣٧.