ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - درجستو جوى آب و نور
مهدى (ع) مخالف وحدت است يا ضرورتى ندارد كه ما براى ديگر جوامع اين معنا را بيان كنيم.
مبلغين و افراد عارف به حضرت (ع) بايد بصير باشند و تبليغ جهانى بكنند. با نوشتن كتاب و نشريات از طرق مختلفه وارد بشوند به خصوص امروز با وسايل جديدى كه آمده در رابطه با امام زمان (ع) اطلاع رسانى كنند. مردم تشنه اين معنا هستند. كم كارى مبلغين ما و تلاش و فعاليت مبلغين كفر باعث شده كه آنها تبليغ كرده اند، تبليغ گمراهى كرده اند، فساد را زياد كرده اند و اين طرف افراد عارف به ولايت و مهدويت كم كارى كرده اند.
امروز بايد تلاش بيش از سابق باشد. در گفت وگوهايى كه با بعضى از معتقدين به اديان ديگر ما اينجا داشته ايم سخن از حضرت مهدى (ع) براى اينها خيلى شيرين بوده است. فرض كنيد كه بعضى مسيحى بوده اند، بعضى بودايى بوده اند صحبت از امام زمان (ع) كه مى شد با اشتياق مستمع بودند و با دقت مى شنيدند. پس افراد عارف به حضرت مهدى (ع)، سربازان امام زمان (ع)، علما، دانشمندان بايد كار كنند، تبليغ كنند، بنويسند و ابعاد جهانى مهدويت را بيان كنند. اهداف حضرت مهدى (ع) را بيان كنند.
اما از بعد داخلى و خصوصى شيعه، اين ديگر معلوم است، جوان شيعه جوان محب اهل البيت (ع) اين خيلى از راه را آمده است. او معتقد به اهل البيت (ع) است، منتها باز اينجا كم كارى شده به تبليغ بسنده كرديم، به خواندن دعاى ندبه، جمعيت هاى فراوان، روزهاى جمعه، زيارت آل ياسين بسنده كرده ايم ولى شرح اهداف حضرت، بيان عظمت حضرت از ديدگاه قرآن و از ديدگاه روايات كم گفته شده است.
جلساتى كه مربوط به حضرت مهدى (ع) است غالباً به توسل به اشك و گريه گذشته است كه البته خوب است، خيلى خوب است اما بايد غير از اشك ريختن و گريه و توسل، مبانى مهدويت بيان شود. آيات الولايه بايد شرح داده شود، آيات مربوط به حضرت مهدى (ع) بايد براى مردم بيان شود. روايات بايد بيان شود. در كنار آن مجالس دعاى ندبه، كتابخانه لازم است. بعد از دعاى ندبه يك منبر يا قبل از آن راجع به حضرت مهدى (ع)، سخنرانى مستند، مستدل شود اينها از كارهايى است كه بايد انجام بدهيم. جامعه ما تشنه آب حيات است و بيش از جوامع ديگر چون عرض كرديم خيلى از راه را رفته ايم راه حب، مودت، محبت به اهل البيت (ع)، محبت به حضرت زهرا (س)، حضرت امير (ع)، ائمه ديگر سلام الله عليهم اجمعين خيلى از راه را رفته ايم، بايد روى بعد مهدويت بيشتر كار بشود.
نقطه شروع بايد كجا باشد كه جذابيت كافى داشته باشد؟
اين بستگى به محيط كار دارد. در خارج مى خواهيم كار كنيم، در داخل مى خواهيم كار كنيم، داخل جامعه شيعى، جامعه اسلامى باز اين هم فرق مى كند و خارج از جامعه شيعى و جامعه اسلامى، اين بستگى به محيط كار ما دارد. مثلًا در خارج اگر بناست كار بشود بايد از بيان انبياء وارد شويم؛ از بيان حضرت مسيح و انجيل، سعادت و خوشبختى را معنا بكنيم و بعد بيان كنيم اين سعادت و خوشبختى كه انسان ها به دنبالش هستند در مكتب حضرت مهدى (ع) است و به اصطلاح يك بحث مقايسه اى بين اسلام و اديان ديگر، مكاتب ديگر، و بگوييم اسلام امروز رهبرش حضرت مهدى (ع) است. اسلام و مسيحيت، اسلام و يهوديت مقايسه شود. نكات مثبت در اسلام، تشيع، نكات منفى اديان ديگر استخراج شود و منتقل شود به يك جوان محقق خارجى، متدين به اديان غيراسلامى، اينها بررسى شود از طريق مقايسه و بعد وقتى خودمان در مقاله، گفتار و نوشتار برترين سيستم را انتخاب كرديم مستدل و مستند بگوييم رهبر اين دين، دين اسلام با اين ويژگى ها و اين نكات مثبت حضرت مهدى (ع) است. اين در محيط خارج، اما در داخ كشور، براى اهل سنت يك جور بايد صحبت كنيم و از جاى ديگرى شروع كنيم. براى اهل سنت بايد ما از كتاب هاى خودشان سرمايه گذارى بكنيم مثلًا حديث «من مات و لم يعرف إمام زمانه»، «من مات و ليس فى عنقه بيعة»، «من مات و لاإمام له»
كسى كه بميرد و بر گردنش بيعت امامى نباشد مردنش مردن جاهليت است.
كه اين حديث به عبارات مختلف نقل شده، در شرح ابن ابى الحديد نقل شده و در صحيح بخارى نقل شده است. اين را مطرح كنيم و بعد بگوييم كه «امام زمان ما كيست؟» الان امام زمان ما كيست؟ آن كسى كه بايد ما با او بيعت كنيم، قلباً با او بيعت كرده باشيم كيست؟ همان طور كه بنده در بعضى مباحثات با اهل سنت اين را مطرح كرده ام. با آن آقاى «عبدالرحمن العلى» كه خطيب رمادى بود از عراق و سنى شافعى بود و شيعه شد اولين سؤالى كه كردم اين بود كه الآن