ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - تجديد ارادت
تجديد ارادت
سيد مرتضى نجومى
سلام تام و كامل و عام و شامل خداوندى و درود هميشگى و بركات پيوسته او بر حجت و خليفه خداوند و ولى او در پهنه زمين و گستره عام خلقت، فرزندزاده نبوت و بازمانده گزيدگان و عترت، صاحبالزمان باد. آقا!
هرگز دمى زياد تو غافل نبودهايم
يا گفته حرف ترا يا شنيدهايم
ا باز هم به عرض ادبى به آستان مقدس تو پناهندهايم.
آقا! لطف و عنايت خود را چون هميشه و هميشه باز هم شامل حال همه ما بفرما. آقا! همه اختيارات عالم وجود در كف با كفايت شما نهاده شده است. ما چه بگوييم، همه چيز ما، همه هستى و توفيق و فيوضات ما به عنايت و لطف شماست، تو حيّى و قائمى و قيام حيات همه عالم وجود و حيات همه خلائق به بركت وجود و حيات شما و عالم هستى ريزه خوار خوان وجود مبارك شماست. اى آفتاب جهانتابى كه نه تنها گرما بلكه آتش به دل و جان عاشقانت زدهاى و عجبا كه آنان هر چه صفا و وفا و موّدت و ولا دارند از همين آتش عشق و محبت تست.
آتش عشق است اين و نيست باد
هر كه اين آتش ندارد نيست باد
گرماى عالم وجود، نور علم و معرفت عالم هستى از تست. و اگر آفتاب نبود حياتى و جانى در اين كره زمين نبود. حيات و جان همه عالم نه تنها كره زمين از تست. و چه عجب اگر شب كورانى آفتاب پشت ابرها را نبينند و آنان كه دلائل روشن وجود مقدس تو را مىبينند از تابش نور مبارك تو از پشت ابرهاى غيبت، خيره نور جمال تواند.
و اين هم خود مصلحتى است كه خلائق هميشه در شور ظهور تو و حضور تو باشند. و هر آن و هر لحظه منتظر كنار رفتن ابرهاى ظلم و ستم طواغيت زمان و گردنكشان مفسد روى زمين باشند.
چه زيباست تشبيه وجود مقدس در پشت پرده غيبت با آفتاب جهانتاب در پس ابرها. مگر نه آنكه گهگاه خورشيد از پس ابرها جلوهاى مىكند و بعضى روشن و منور و گروهى همچنان محروم مىمانند. خوشا به آن نيكبختان خوش اقبالى كه قدرت و توان و لياقت زيارت تو را دارند و بيچاره كوردلان بىبصيرتى كه هرگز به فيض زيارت تو نائل نيايند. و چه زيباست كلام ملكوتى و ولائى خودت كه فرمودى: