ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - اميرالمؤمنين دارنده سنتهاى انبياى پيشين عليه السلام
اميرالمؤمنين دارنده سنتهاى انبياى پيشين عليه السلام
سخنرانى آيتالله العظمى وحيد خراسانى
ترجمه: حسين رضايىفرد
مهم اين است كه قلبمان را متوجه مظلوميت شخصى كنيم كه مظلومتر از ايشان در طول تاريخ بشريت وجود نداشته و وجود هم نخواهد داشت.
در سيزدهم ماه رجب) مولودى در خانه كعبه پا بر عرصه هستى نهاد، كه زبانها و قلمهاى بسيارى همواره پيرامون ايشان، داد سخن دادهاند؛ ليكن هر آنچه گفته يا نوشته شده و يا گفته و نوشته خواهد شد، نسبت به مقام رفيع ايشان همچون نسبت ميان بال مگس به عقاب بلندپرواز است! و اين سخنى است كه نه در مقام خطابه بلكه با برهان قابل اثبات است.
ما مىدانيم كه خداوند تعالى «لايدرك ولايوصف» است؛ يعنى نه درك شده و نه قابل توصيف است؛ بلكه حتى بنده مخلوقش كه در او سرّ «اسم اعظم» نهفته است نيز برتر از وصف و ادراك افهام بشر است! و تنها راسخين در علماند كه اين مسأله را مىفهمند و فقط آنان هستند كه مىدانند چرا اميرالمؤمنين عليه السلام فوق وصف و ادراك بشر است.
در كتاب بصائر الدرجات، (صفحه ١٣٤) آمده است:
عن أبى جعفر عليه السلام قال: كانت فى على سنّة ألف نبى!
در حضرت على عليه السلام سنت هزار پيامبر وجود دارد.
سند اين روايت در بالاترين مرتبه اعتبار قرار دارد و برخى از «اصحاب اجماع» جزء راويان اين حديث شريف مىباشند. و اما متن روايت مشتمل بر جملهاى است كه حتى به كمال رسيدگان در خرد و معرفت را به تحير و شگفتى واداشته است! اين حديث شريف مىخواهد اين نكته را به ما بفهماند كه فهم و شناخت اميرالمؤمنين عليه السلام متوقف بر شناخت نبوت است، اما نه فقط فهم نبوت بلكه متوقف بر فهم و شناخت هزار نبى است كه يكى از آن هزار نبى حضرت آدم عليه السلام و يكى از آنها ابراهيم خليل الرحمن عليه السلام و يكى از ايشان موسى بن عمران عليه السلام و يكى از آن هزار نبى، عيسى بن مريم، و بقيه پيامبران اولىالعزم عليه السلام است؛ و به عبارتى حضرت على عليه السلام عصاره اين هزار پيامبر است، با اين اوصاف چگونه مىتوان از ايشان سخن گفت و يا مطلبى نوشت؟
ما قادر به درك مقام نبوت به معناى مطلق و عام آن هم نيستيم؛ چرا كه نبى موجودى است كه داراى دو جنبه است: جنبه ملكوتى و جنبه بشرى. جنبه ملكوتى نبى در ارتباط با حق است كه با آن وحى الهى را دريافت مىكند و جنبه بشرى او در ارتباط با خلق است كه با آن به تبليغ وحى مىپردازد. و با اين دو جنبه، نبى نبى مىشود؛ لذا چگونه درك جنبه الهى نبى براى امثال ما