ماهنامه موعود
(١)
شماره پنجاهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
انقلاب زمينه ساز
٢ ص
(٤)
پا به پاى غدير
٥ ص
(٥)
از ميان خبرها
٦ ص
(٦)
اميرالمؤمنين دارنده سنتهاى انبياى پيشين عليه السلام
٨ ص
(٧)
فصل انسانيت
١٣ ص
(٨)
وفا به پيمان؛ فلسفه غدير، شرط ظهور
١٤ ص
(٩)
گشايش در انتظار است
١٩ ص
(١٠)
احتجاج امام على عليه السلام به آيه ولايت
٢٠ ص
(١١)
مقدّمه
٢٠ ص
(١٢)
الف) منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٣)
ب) منابع شيعه
٢٣ ص
(١٤)
1 مناشده يوم الشورى
٢٤ ص
(١٥)
2 مناشده با ابوبكر
٢٤ ص
(١٦)
3 مفاخره قريش
٢٤ ص
(١٧)
4 مذاكره با مهاجران و انصار
٢٥ ص
(١٨)
5 مناظره با ملحدان
٢٥ ص
(١٩)
6 پاسخ پرسشگران
٢٦ ص
(٢٠)
نثار فاطمه در جشن غدير
٢٧ ص
(٢١)
تو بودى و آفتاب بى پايان نجف
٢٨ ص
(٢٢)
5 گسترش خشونت
٣١ ص
(٢٣)
6 مرگ عاطفه و مهر و محبت
٣٣ ص
(٢٤)
7 رواج همجنس بازى
٣٤ ص
(٢٥)
7 افزايش حجم و سرعت سفرها
٣٥ ص
(٢٦)
8 پيروى از شيطان
٣٦ ص
(٢٧)
گلبانگ
٣٨ ص
(٢٨)
امتزاج آسمان و خاك
٣٨ ص
(٢٩)
پايگاه دانش
٣٨ ص
(٣٠)
غدير، امام آبها
٣٩ ص
(٣١)
شوق وصال
٤٠ ص
(٣٢)
اى بهار قلبها
٤٠ ص
(٣٣)
زيارتگه عشاق
٤٠ ص
(٣٤)
بى حضور سبز تو بى حضور سبز تو
٤٠ ص
(٣٥)
فردا روز خورشيد است
٤١ ص
(٣٦)
شمارش معكوس براى تخريب مسجدالاقصى
٤٢ ص
(٣٧)
نومحافظه كاران براى غارت آمده اند
٤٥ ص
(٣٨)
اتحاد نظامى بنيادگرايان مسيحى و فرقه هاى يهودى در توطئه چينى براى تخريب مسجدالاقصى
٤٦ ص
(٣٩)
با گفتار نمى توان
٥٠ ص
(٤٠)
حكايت نيكبختان
٥٦ ص
(٤١)
تجديد ارادت
٥٨ ص
(٤٢)
نظريه اختيارى بودن ظهور
٦٢ ص
(٤٣)
پژوهشى درباره زيارت جامعه
٦٨ ص
(٤٤)
1 درآمد
٦٨ ص
(٤٥)
2 زيارتهاى جامعه و وجه تسميه آنها
٦٨ ص
(٤٦)
3 نسبت اين زيارتها با يكديگر
٧٠ ص
(٤٧)
4 داورى مجلسى دوم درباره اين زيارتها
٧١ ص
(٤٨)
كجاست فصل رهايى؟
٧٢ ص
(٤٩)
پرسش و پاسخ
٧٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - ٤ داورى مجلسى دوم درباره اين زيارتها

به روشنى مى‌توان دريافت كه نسبت بيشتر اين زيارتها با هم «عموم و خصوص من وجه» است. بدين معنا كه در عين اشتراك در پاره‌اى از مواضع و فقرات در مواضعى ديگر با هم اختلاف دارند.

٤. داورى مجلسى دوم درباره اين زيارتها

مجلسى پس از نقل زيارتهايى كه در سطور بالا توصيف شد، بى‌آنكه دليل يا دلايل خود را بيان كند، در مقام ارزيابى و داورى درباره آنها مى‌گويد:

در اين كتاب به عدد معصومين عليه السلام چهارده زيارت جامعه آوردم. ولى برترين و موثق‌ترين آنها دومى [يعنى زيارت موسوم به جامعه كبيره‌] است و پس از آن به ترتيب زيارت اول [يعنى زيارت جامعه صغيره‌]، چهارم، پنجم، ششم [يعنى زيارت امين الله‌]، هفتم، دهم و سوم است.[١]

پى‌نوشتها:

\*. برگرفته از فصلنامه مطالعات اسلامى، دانشكده الهيات دانشگاه فردوسى مشهد، با اندكى ويرايش و تلخيص.


[١]. ابراهيم أنيس و ديگران، المعجم الوسيط، ذيل واژه موردنظر.

[٢]. مشاهد مشرفه حرمت و حكم مسجدها را دارد؛ زيرا علاوه بر اشتمال بر فوائد مساجد، به سبب كسى كه در آن مدفون است، شرافتى افزون هم كسب كرده و اذكار و نماز در آن مكانها از برترين طاعات و عبادات است (سيد محسن امين، مفتاح‌الجنات، ج ٢، ص ٢).

[٣]. محمدمهدى ركنى، شوق ديدار: مباحثى پيرامون زيارت، ص ٧.

[٤]. روى الحسن بن على الوشاء عن ابى‌الحسن الرضا عليه السلام قال: إنّ لكلّ إمام عهداً فى عنق أوليائه و شيعته، إنّ من تمام الوفاء بالعهد زيارة قبوهم، فمن زارهم رغبة فى زيارتهم و تصديقاً بما رغبوا فيه كان أئمتهم شفعائهم يوم‌القيامة. ابوجعفر محمدبن على بن الحسين ابن‌بابويه (شيخ صدوق)، من لايحضره الفقيه، به نقل از: مولى محمد تقى مجلسى، روضة المتقين، ج ٥، ص ٣٦٠؛ ابن‌بابويه، عيون أخبارالرضا عليه السلام، ج ٢، صص ٢٦٠- ٢٦١.

براى آگاهى بيشتر درباره فضيلت زيارت مشاهد پيامبران و امامان عليه السلام ر. ك: مولى محمدتقى مجلسى، همان، ج ٥، ص ٣٥٨ به بعد؛ امين، همان، ج ٢، ص ٢- ٥. گفتنى است كه ترجمه حديث بالا از كتاب شوق ديدار (ص ١١٧) برگرفته شد.

[٥]. ركنى، همان، ص ٢٠٨.

[٦]. درباره اين مطلب ر. ك: محمدحسن آقا بزرگ تهرانى، الذريعه، ج ١٣، ص ٣٠٤.

[٧]. محمدبن مكى العاملى (شهيد اول)، ألمزار، ص ٢٣٦؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٩، ص ١٢٦؛ آقاجمال خوانسارى، مزار، ص ٩٧؛ سيد عبدالله شبر، با اختران تابناك (ترجمه الانوار الّلامعه)، ترجمه عباس‌على سلطانى، صص ٤٤- ٤٣؛ امين، همان، ج ٢، ص ٢٠٨؛ شيخ عباس قمى، مفاتيح‌الجنان، ص ٨٩٩.

[٨]. مثلًا نك: أبو عبدالله محمدبن محمدبن‌النعمان (شيخ مفيد)، ص ١٧٦؛ شهيد اول، همان، ص ٢٣٦.

[٩]. من لا يحضره الفقيه، ج ٢، صص ٦٠٩- ٦٠٨؛ همو، عيون اخبارالرضا عليه السلام، ج ٢، صص ٢٧١- ٢٧٨)، آقا جمال خوانسارى سه فقره (مزار، ص ١٠٢).

[١٠]. مفتاح الجنات، ج ٢، صص ٢١٨- ٢١٠.

[١١]. مفاتيح الجنان، ص ٩١٧.

[١٢]. بحارالانوار، ج ٩٩، ص ٢٠٩.

[١٣]. همان.

[١٤]. إبن بابويه، من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٦٠٨؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج ٢، ص ٢٧١. قس: همان، مشيخة الفقيه، ج ٤، ص ٥٣١.

[١٥]. أبوالقاسم جعفر بن محمد ابن قولويه، كامل الزيارات، ص ٣١٥.

[١٦]. أبو جعفر محمدبن يعقوب كلينى، ألكافى، ج ٤، ص ٥٧٨؛ نيز نك: ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسى، تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ١٠٢؛ مفيد، كتاب ألمزار، ص ١٧٦؛ شهيد اول، المزار، ص ٢٣٦؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٢٧- ١٢٦؛ خوانسارى، مزار، صص ٩٦- ٩٥؛ مفاتيح‌الجنان، ص ٨٩٩. درباره شرح بعضى از مواضع اين زيارت ر. ك: مجلسى، همانجا.

[١٧]. ر. ك: سيد أبوالقاسم موسوى خويى، معجم رجال الحديث، ج ١٩، ص ٥٢.

[١٨]. خوانسارى، مزار، صص ٦٠- ٥٩.

[١٩]. همان.

[٢٠]. عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج ٢، صص ٢٧٨- ٢٧٢؛ من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٦٠٩؛ تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ٩٥؛ بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٣٤- ١٢٧؛ خوانسارى، مزار، ص ٥٩ به بعد؛ مفاتيح‌الجنان، ص ٩٠١ به بعد؛ عزيزالله عطاردى، مسند الاءمام الهادى عليه السلام، صص ٢٥٢- ٢٤٧.

[٢١]. مفاتيح‌الجنان، ص ٩٠١؛ شوق ديدار: مباحثى پيرامون زيارت، ص ٣٢٣.

[٢٢]. بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٥٩- ١٤٦.

[٢٣]. همان، صص ١٤٦- ٩٩.

[٢٤]. كامل الزيارات، صص ٣١٩- ٣١٦؛ بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٦٢- ١٦٠.

[٢٥]. معجم رجال الحديث، ج ١١، ص ١٣٨.

[٢٦]. بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٧٦- ١٦٢.

[٢٧]. ابن‌طاووس، مصباح الزائر صص ٢٤٦- ٢٤٥؛ بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٧٧- ١٧٦؛ مفاتيح‌الجنان ص ٥٧٥.

[٢٨]. شهيد اول، ألمزار، ص ١٤٩؛ تقى‌الدين ابراهيم بن على العاملى كفعمى، ألمصباح فى الادعية والصّلوات والزّيارات، ص ٦٣٨.

[٢٩]. مفتاح‌الجنات، ج ٢، ص ٤٢؛ مفاتيح‌الجنان، ص ٥٧٧؛ قس: خوانسارى، ألمزار، صص ١٠٢- ٩٨.

[٣٠]. مفاتيح‌الجنان، ص ٥٧٥؛ مفتاح‌الجنّات، ج ٢، صص ٤٤- ٤٢.

[٣١]. مصباح‌الزائر، صص ٢٥١- ٢٤٦؛ بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٨٧- ١٧٨؛ مسندالاءمام الهادى عليه السلام، صص ٢٥٩- ٢٥٣.

[٣٢]. بحارالانوار، ج ٩٩، ص ١٨٧.

[٣٣]. همان.

[٣٤]. همان، ج ٩٩، صص ١٩٠- ١٨٧.

[٣٥]. زيارت شونده.

[٣٦]. مصباح الزائر، صص ٢٥٦- ٢٥٤؛ نيز: بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٩٤- ١٩١.

[٣٧]. بحارالانوار، ج ٩٩، ص ١٩٥.

[٣٨]. طوسى، مصباح المتهجّد، ص ٥٧٢؛ بحارالانوار، ج ٩٩، ص ١٩٥.

[٣٩]. مفاتيح‌الجنان، ص ٢٢٦.

[٤٠]. همان، ص ٩١٧.

[٤١]. «مصافقه» به معناى دست به دست هم زدن دو كس به هنگام داد و ستد به نشانه اعلام موافقت است. در قديم رسم بر اين بوده است كه بيعت كننده و بيعت شونده، بسان خريدار و فروشنده، در مقام بيعت دست در دست هم مى‌نهاده‌اند. در اين زيارت آمده است: دست راستت را بر قبر مى‌نهى و مى‌گويى: «هذه يدى مصافقة لك على البيعة الواجبة علينا. فاقبل ذلك منّى يا امامى». (يعنى: اين دستان من است كه به نشانه بيعتى كه بر ما واجب است به سوى تو دراز مى‌كنم. اى پيشوايم، آن را از من بپذير). بدين سبب اين زيارت را «مصافقه» خوانده‌اند.

[٤٢]. بحارالانوار، ج ٩٩، صص ١٩٨- ١٩٧.

[٤٣]. همان، صص ٢٠٤- ١٩٨.

[٤٤]. همان، صص ٢٠٧- ٢٠٦.

[٤٥]. همان، صص ٢٠٨- ٢٠٧.

[٤٦]. همان، ص ٢٠٩.