ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - تجديد ارادت
و أمّا وجه الإنتفاع بى فى غيبتى فكالإنتفاع بالشّمس إذا غيّبتها عن الأبصار السّحاب.[١]
وجود مبارك تو مايه پيوند همه عاشقان تو با هم است. جان و فطرت آدمى عاشق كمال و جمال بىانتهاست و تو مدير و مدبر جانها و مايه پرورش و بيدارى فطرتهايى. و آن جانها و فطرتها كه به يمن لطف و عنايت تو رويش و پرورش يابند، با هم متحد و مبراى از خودخواهيها و خودنمائيهايند. وجود مبارك تو مايه تأليف قلوب آنان و صلح و صفاى عالميان است. و در حسرت اين تربيت و اجتماع و تأليف دلهاست كه با سوز و گداز با تو همنواييم كه:
أين مؤلّف شمل الصّلاح والرّضا.
آقا! اگر شما خاندان عصمت و طهارت نبوديد خلايق همه چون بهايم حيران و سرگردان بودند:
لولا محمّد والأوصياء من ولده لكنتم حيارى كالبهائم.[٢]
از رهگذر خاك سر كوى شما بود
هر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد
لطف و عنايت و دستگيرى شما مايه هدايت جميع خلايق است. و هر كس هر چه دارد از بركت وجود شريف شما و پرورش مبارك تست.
امام صادق عليه السلام فرمود:
ما پيشوايان و حجتهاى خداوند جهانيان، مهتر و سادات مؤمنان، رهبران نيكان، صاحب اختيار مسلمانانيم. ما امان براى اهل زمينيم. همانگونه كه ستارگان امان اهل آسمانهايند. بهواسطه ماست كه آسمان بر زمين فرو نمىريزد بهوسيله ماست كه باران نازل گردد و رحمت پراكنده شود. و بركات زمين خارج شود. اگر ما روى زمين نبوديم زمين اهلش را فرو مىبرد از روزى كه خداوند آدم را آفريد تا به حال هيچگاه زمين از حجت خالى نبوده، يا ظاهر و مشهور و يا غايب و مستور، و زمين تا قيامت از حجت خداوندى خالى نيست.[٣]
آقا! مگر ممكن است شما ما را رها كرده بهحال خودمان واگذاريد. لحظههاى آسايش و زندگى پابرجاى ما از نظر لطف و عنايت شماست. مگر در توقيع شريفت به شيخ الطائفه مفيد- سلاماللَّه عليه- نفرمودى:
إنّا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم و لولا ذلك لنزل بكم الّلأواء واضطلمكم الأعداء فاتّقوا اللَّه جلّ جلاله و ظاهرونا على انتياشكم.[٤]
همانا كه ما در مراعات حال شما سهلانگارى نداريم و از ياد شما غافل نيستيم. وگرنه سختى و بلا بر شما فرود مىآمد و دشمنان شما را از بيخ و بن مىكندند، پس از معصيت خداوند، جلجلاله، بپرهيزيد و به ما كمك كنيد تا شما را نجات بخشيم.
درود و سلام ما بر تو اى سرورى كه از ديدهها غايب و پنهان، اما در شهرها و مجلسهاى مردمان حاضرى. از چشمها نهان و در افكار و دلها حاضرى. تو باقيمانده اخيار و خوبان و وارث شمشير ذوالفقارى. در بيتالله الحرام كه داراى پردههاست ظاهر شوى و به شعار «يا لثارات الحسين» ندا كنى كه: «منم طلب كننده خونها و منم شكننده هر ستمگر جفا پيشهاى»:
السّلام على الإمام الغائب عن الأبصار والحاضر فى الأمصار والغائب عن العيون والحاضر فى الأفكار، بقيةالأخيار وارث ذى الفقار، الّذى يظهر فى بيتالله الحرام ذى الأستار و ينادى: بشعار يا لثارات الحسين أنا الطّالب بالأوتار أنا قاصم كلّ جبّار.[٥]
عزيز ما! تو حاضر جمع مايى، اما نه ظاهر و چقدر فرق است بين حاضر و ظاهر، غائبت گويند، چون ظاهر نيستى، نه آنكه حاضر نباشى، «ألا فمن ادّعى المشاهدة فكذّبوه»[٦]؛ آگاه باشيد هر كس ادعاى مشاهده كرد او را تكذيب كنيد. اين مشاهده چون، «فَمَنْشَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ»[٧]؛ پس هر كس اين ماه را دريابد، بايد كه در آن روزه بدارد. به معناى ظهور و بروز است نه حضور كه تو در محافل دوستانت و در مجالس سوگوارى جد مظلومت، در تشييع شهيدان و بر سر مزار آنان حاضرى، اما نه ظاهر، مگر نه آنكه روايت دارد چون ظهور كنى همگان گويند: «ما اين آقا را بسيار ديدهايم».
ما تو را مىشناسيم وگرنه عمل ما هيچ سودى ندارد و مرگ ما مرگ جاهلى است. پيرو توايم تا درست حركت كنيم و سالم به مقصد رسيم. اوامر و احكام تو را بايد به درستى بشناسيم تا به خوبى پيروى و اطاعت كنيم. هر روز و هر ساعت، هر دقيقه و هر آن با ياد تو مأنوس و به فكر تو مشغوليم و در انتظار رؤيت روى ماه تو، مشتاق ديدار تو و سوخته هجران توايم. در جستوجوى تو در همه جا و هم زمانهاييم، در طلب رضاى تو و دعاگوى ذات شريف و سلامت وجود مبارك توايم. مگر نه آنكه همه نابسامانيها و مشكلات اين دنياى آشفته و تمدن ظالم و سنگدل به ظهور ميمون و حضور مبارك تو مرتفع مىگردد. فرج صالحان و مستضعفان جهان به قدوم و ورود مبارك تست. پس خود، خداوند را قسم ده