ماهنامه موعود
(١)
شماره چهل و چهارم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
اين جماعت گستاخ
٢ ص
(٤)
روزگار غريبى است!
٣ ص
(٥)
نبوت، امامت و ولايت
٤ ص
(٦)
امام خمينى و خيزش جهانى اسلام
١٠ ص
(٧)
جهان، تشنه اسلام ناب محمدى
١٠ ص
(٨)
ابطال نظريه پايان نقش تاريخى اسلام
١١ ص
(٩)
واقعيت صدور انقلاب اسلامى
١١ ص
(١٠)
اعتراف به شكوفايى جهانى اسلام
١١ ص
(١١)
چشم انداز روشن اسلام در جهان
١٢ ص
(١٢)
معرفت امام و فلسفه آفرينش
١٣ ص
(١٣)
خانه مهدى كجاست؟
١٤ ص
(١٤)
1 دوران زندگى با پدر بزرگوار خود امام حسن عسكرى (ع) (255- 260 ق)
١٥ ص
(١٥)
2 دوران غيبت صغرا (260 تا 329 ق )
١٦ ص
(١٦)
3 دوران غيبت كبرا
١٧ ص
(١٧)
الف) مدينه طيبه
١٧ ص
(١٨)
ب) ناحيه ذى طوى
١٧ ص
(١٩)
ج) دشتها و بيابانها
١٧ ص
(٢٠)
4 دوران ظهور و حكومت مهدى (ع)
١٨ ص
(٢١)
طى الارض امير اسحاق استرآبادى
١٩ ص
(٢٢)
مهدى منتظر (ع) و پايان سير تاريخ ظهور
٢٠ ص
(٢٣)
اعتقاد مشترك اديان سه گانه آسمانى درباره پايان تاريخ
٢١ ص
(٢٤)
اختلاف نظر مسلمانان، مسيحيان و يهود در هويت رهبر موعود الهى و كتاب وى
٢٢ ص
(٢٥)
اختلاف شيعه و سنى درباره رهبر موعود
٢٤ ص
(٢٦)
چگونه امام شايسته مقام امامت مى شود؟
٢٦ ص
(٢٧)
بازتاب بنيادگرايى آمريكايى در سياست خارجى آمريكا
٣٢ ص
(٢٨)
سياست عدم تمركز بر جنوب
٣٣ ص
(٢٩)
جزميت بنيادگرايان
٣٣ ص
(٣٠)
به كجا مى رويم؟
٣٣ ص
(٣١)
سخن آخر
٣٥ ص
(٣٢)
نقد مقاله «بازتاب بنيادگرايى آمريكايى در سياست خارجى آمريكا»
٣٦ ص
(٣٣)
روى اوّل
٣٧ ص
(٣٤)
روى ديگر
٣٧ ص
(٣٥)
گرايش زنان انگليسى به اسلام
٣٩ ص
(٣٦)
گلباران
٤٠ ص
(٣٧)
آينه آيين حق
٤٠ ص
(٣٨)
عطر حضور
٤٠ ص
(٣٩)
اى يار غايب از نظر
٤١ ص
(٤٠)
عدالت موعود (ع)
٤١ ص
(٤١)
شكوفه باران
٤٢ ص
(٤٢)
شاه كليد
٤٢ ص
(٤٣)
رباعى ها
٤٢ ص
(٤٤)
يك هفته بى قرارى
٤٢ ص
(٤٥)
چهل ميليون مسيحى صهيونيست
٤٣ ص
(٤٦)
هم پيمانان جديد
٤٣ ص
(٤٧)
آيا سياست امريكا تحت تأثير قرار مى گيرد؟
٤٣ ص
(٤٨)
زائر غريب
٤٤ ص
(٤٩)
مسيح يهودى و فرجام جهان
٤٨ ص
(٥٠)
2 مسيح يهودى آمريكايى و صهيون
٤٨ ص
(٥١)
دولت يهودى «آرارات» در نيويورك
٥٤ ص
(٥٢)
آينده زمين و انسان
٥٦ ص
(٥٣)
نقش يهود در دوران ظهور
٦٠ ص
(٥٤)
نگاهى به تاريخ يهود
٦٠ ص
(٥٥)
دوران حضرت موسى و يوشع (ع)
٦١ ص
(٥٦)
دوره داوران و سلطه فرمانروايان محلى
٦١ ص
(٥٧)
دوره داود و سليمان (ع)
٦٢ ص
(٥٨)
دوران تجزيه و كشمكش داخلى
٦٢ ص
(٥٩)
دوره استيلاى آشوريان
٦٣ ص
(٦٠)
دوران استيلاى بابليان
٦٤ ص
(٦١)
دوران استيلاى ايرانيان
٦٤ ص
(٦٢)
دوران استيلاى يونانى ها
٦٤ ص
(٦٣)
دوره استيلاى روميان
٦٥ ص
(٦٤)
پرسش شما؛ پاسخ موعود
٦٧ ص
(٦٥)
1 امام مهدى (ع) شبيه ترين مردم به رسول خدا (ص)
٦٧ ص
(٦٦)
2 قاطعيت لازمه گسترش عدالت
٦٩ ص
(٦٧)
3 روايتهاى ساختگى و نسبتهاى ناروا
٦٩ ص
(٦٨)
بايسته هاى تبليغ فرهنگ مهدوى
٧٠ ص
(٦٩)
2 توجه به جايگاه و شأن رفيع امام عصر (ع)
٧٠ ص
(٧٠)
4 گشودن زواياى جديد در طرح مباحث مهدوى
٧٢ ص
(٧١)
5 توجه به آفتها و آسيبهاى انديشه مهدويت
٧٢ ص
(٧٢)
6 پرهيز از درآميختن فعاليتهاى مهدوى با اغراض
٧٣ ص
(٧٣)
7 رعايت اخلاص در عمل و پيراسته داشتن نيت
٧٣ ص
(٧٤)
8 توجه ديدگاهها و نظرات مراجع عظام تقليد
٧٤ ص
(٧٥)
9 توجه به كاركردهاى مجالس و مراسم مهدوى
٧٥ ص
(٧٦)
صلح جهانى؛ از ادعا تا واقعيت
٧٦ ص
(٧٧)
جاده مستقيم به سوى صلح!؟
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ٢ مسيح يهودى آمريكايى و صهيون

اما مشركان در «هارمجدون» تمام نيروهاى شر را عليه نيروهاى خير بسيج خواهند كرد و گرد خواهند آورد. مسيح ظاهر مى‌شود «و از دهانش شمشير برانى خارج مى‌شود تا با آن ملل را از دم تيغ بگذراند و آنها را با عصاى آهنين خويش هدايت كند ... بر پيراهن و رانش نامى نوشته شده است: شاه شاهان و خداى خدايگان» (١١: ١٩- ١٦) شيطان ياران و پيروان خويش و شاهان فرمانبردار اوامرش را گرد مى‌آورد، اما مسيح پيروز مى‌شود و فرشته‌اى از آسمان فرود مى‌آيد و اژدها- شيطان- را گرفته و به جهنم مى‌برد و درب آن را بر رويش مى‌بندد تا براى هزار سال همانجا محبوس شود (١: ٢٠- ٣) به اين ترتيب مملكت خداوند براى هزار سال جاى آن را مى‌گيرد.

پس از گذشت هزار سال، شيطان آزاد و «خارج مى‌شود تا ملل ساكن در چهار گوشه زمين را گمراه سازد»، يأجوج و مأجوج شهر محبوب اورشليم را محاصره مى‌كنند، اما آتشى از آسمان فرو خواهد ريخت و آنها را طعمه خود خواهد ساخت. در آن زمان حكومت آسايش و نعمت ابدى جاى آنها را مى‌گيرد و اورشليم جديد از آسمان نازل مى‌شود كه داراى دوازده دروازه است و بر روى آنها نام اسباط دوازده‌گانه اسراييل نوشته شده است، هيچ‌كس نمى‌تواند وارد شهر شود، مگر كسانى كه به مسيح وفادار مانده‌اند.

«او خارج مى‌شود تا مللى را كه در چهار گوشه زمين به‌سر مى‌برند، گمراه سازد. يأجوج و مأجوج را براى جنگ با كسانى كه تعداد ايشان به اندازه ريگهاى درياست، گرد مى‌آورد. آنها از عرض زمين بالا مى‌روند و قرارگاه قديسيان و شهر محبوب را محاصره مى‌كنند، در اين زمان آتشى از سوى خداوند از آسمان نازل مى‌شود و آنها را فرو مى‌بلعد و ابليس كه آنها را گمراه ساخته است به درياى آتش و گوگرد كه در آن وحوش و پيامبران دروغين قرار دارند، انداخته مى‌شود و شبانه روز تا ابد مورد عذاب شكنجه قرار خواهد گرفت» (رويا ٧: ٢٠- ١٠).

روياى دانيال و روياى حزقيال نيز به‌سان روياى يوحنا و پيشگويى پيرامون فرجام جهان است. اوصاف يوحنا از مسيح نيز، همان اوصاف مسيح يهودى نزد دانيال و حزقيال است و حيوانات چهارگانه «چند چشم» كه در اصحاح چهارم روياى يوحنا ذكر آنها رفته است، با برخى تعديلات و تغييرات در سفر حزقيال نيز آمده و يأجوج و مأجوج و هارمجدون در سفر حزقيال نيز ذكر شده است.

يوحنا بيش از تمام پيامبران با يهوديت در ارتباط بود، به عنوان مثال وى بر خلاف پولس پيامبر، كه به مخالفت با برخى از آداب و رسوم مهم يهوديت مانند حفظ روز شنبه و ختنه برخاست و اعلام كرد، نزد او فرقى ميان هلنى و يهودى و غيره وجود ندارد، يوحنا به كسانى كه «يهودى مسيحى» ناميده مى‌شدند، نزديك‌تر بود. به عبارت ديگر او «مسيحى يهودى» بود و به‌درستى كه رؤياى يوحنا اولين تغيير و تحول را در مسيحيت منعكس كرد. چون ديگرى اثرى از تثليث مقدس را نمى‌بينيم و به جاى آن خداى يكتاى توانا و قادر بر همه چيز يا خداى يهود «يهوه» ظاهر مى‌شود و هنگام داورى در روز رستاخيز بزرگ، اين خود خداوند است كه بر عرش تكيه مى‌زند، نه مسيح؛ يسوع در اينجا از مقام پايين‌ترى برخوردار است و اوست كه به‌سان گوسفندى براى تكفير گناهان جهانيان «قربانى» مى‌شود.[١]

به اين ترتيب روياى يوحنا، تبديل به ركنى اساسى در اعتقادات يهودى شده پروتستانتيسم و مسيحيت صهيونيستى پيرامون ظهور مسيح و برانگيختگى يهود شد.

پايان قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم شاهد، انتشار و گسترش عقيده ظهور مسيح و شروع عصر هزاره خوشبختى (عقيده هزاره) در آمريكا بود.

با پايان يافتن قرن هجدهم، سازمانهاى مذهبى آمريكا با ستيزه‌جوييهاى بزرگى مواجه شدند كه نزديك بود، اعتقادات اصلى مذهبى ايشان را ريشه‌كن سازد.

انقلاب آمريكا كه منجر به صدور «اعلاميه استقلال» آمريكا شد، دولت تازه شكل گرفته را از ايفاى هرگونه نقش مؤثر مذهبى منع كرد. سالها بعد، وقتى انقلاب فرانسه به‌وقوع پيوست، هجوم گسترده‌اى عليه كليسا، روحانيت و قدرت آن انجام داد و باعث شد تا جلوى نفوذ كليسا در تمام مسائل اجتماعى گرفته شود. در آمريكا جنبش عقل‌گرا و مخالف مذهبى به دست افرادى مانند «توماس پين» و «ايتان آلن» و «الياهو پالمر» تشكيل شد كه مؤسسات و مراكز مذهبى مسيحيان را تهديد نمود و به احياى تورات حمله برد و مذهب سنتى را (به تعبير پالمر) «امپراتورى خرافات» ناميد. آمريكا در آن دوره روزانه شاهد امواج جديد مهاجرانى بود كه تهديدى عليه اعتقادات مذهبى و سنتى آمريكا به شمار مى‌آمدند. واكنش آمريكا در قبال اين ستيزه‌جوييهاى لائيك، مدنى و بى‌پروا، اين بود كه عنوان كند، كشور وارد «دومين مرحله بيدارى‌