ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - ٢ مسيح يهودى آمريكايى و صهيون
خوشبختى در انديشه مسيحيان آمريكا مشاهده مىشود.[١]
از جمله مهمترين طوايفى كه اين ميل در آنها يافت مىشد، طوايف لوترى، تعميديها و برخى از پيروان كليساى ماشيحايى[٢] بودند. بخش وسيعى از اين طوايف به اصل عصمت و لغزش ناپذيرى پيشگوييهاى تورات در مورد يهود (يا اعتقاد به تفسير ظاهرى كتاب مقدس) اعتقاد پيدا كردند، به همين دليل تمام پيشگوييهاى به عمل آمده درباره يهود را، اشاراتى به «اسراييل طبيعى» (يا قلمرو جغرافيايى) يا «امت يهود» مقابل «اسراييل روحى و معنوى» يا «كليساى مسيحى» تلقى كردند.
اين اعتقاد وجود داشت كه خداوند در طول «تاريخ» دو هدف اصلى را مدّنظر خويش داشته است: يكى مربوط به سرزمين و ملت و اهداف زمينىاش كه يهوديت بود و دومى با آسمان و ساكنان و اهداف آسمانى كه همان مسيحيت بود، ارتباط پيدا مىكرد.
و در آخر اينكه، «سرزمين وعده» داده شده به ابراهيم، قبل از ظهور مسيح و پايان تاريخ به او بازگردانده خواهد شد.
اعتقاد به ظهور مسيح و برانگيختگى يهود، يكى از مهمترين اركان آيين يهوديت به شمار مىآيد و اين اعتقاد بهطور كامل در سفر دانيال و سفر حزقيال[٣] قابل ملاحظه است.
در سفر دانيال مىخوانيم:
هفتاد هفته براى ملت تو و اورشليم نوشته شده كه معصيت و گناه را مرتكب نشوند و ارتكاب خطا و اشتباه را پايان دهند و به تكفير گناهان بپردازند و براى هميشه راه خير و صلاح را در پيش گيرند و به ريا و دورويى پايان دهند و وقدس الاقداس (مقدسترين قدس) را تطهير نمايند. بدان و آگاه باش، ميان اداى سخنان يهوه كه به مسيح، پيشواى يهود، دستور بازگشت ايشان را مىدهد و ميان ساخت دوباره اورشليم هفت هفته طى مىشود، پس از آن در آخرالزمان او بازمىگردد و بازار و بندرى مىسازد.
و در سفر حزقيال مىخوانيم:
خداوند متعال چنين فرمود: «الآن اسيران يعقوب را بازمىگردانم و به تمام خانههاى موجود در اسراييل رحم نموده و نام مقدسم را حفظ مىكنم. آنها تمام رسواييها و خيانتهاى خويش را وقتى در اين سرزمين با اطمينان و طيب خاطر زندگى مىكردند و نسبت به من مرتكب شدند، برمىدارند و از اين سرزمين خارج مىشوند، اما كسى به ايشان پناه نمىدهد.
روياى دانيال و روياى حزقيال پيرامون ظهور مسيح و برانگيختگى يهود را در عهد قديم (يهودى) و روياى يوحنا را كه عهد جديد (مسيحى) با آن پايان مىيابد، ملاحظه مىكنيم.
اعتقاد مسيحى ظهور دوباره مسيح و هزاره خوشبختى، بر «روياى يوحنا» كتابى كه در آخر عهد جديد آمده است، سايه افكنده است.
يوحنا در زمان سركوب و قتل و كشتار مسيحيان در امپراتورى روم كه بهدست «نرون» صورت گرفت، مىزيست. در اين دوره مسيحيان در سراسر امپراتورى روم در معرض آزار و اذيت و شكنجه قرار داشتند. بسيارى از اين مسيحيان به دليل ايمان و اعتقاد خود به مسيحيت، داوطلبانه اين مجازاتها را مىپذيرفتند و بدون هيچ گله و شكايتى پذيراى مرگ مىشدند، اما در ميان مسيحيان، افرادى نيز ديده مىشدند كه براى حفظ جان و مال و ثروت خويش حاضر بودند، دست از مسيحيت بردارند. همانگونه كه مسيحيانى نيز بودند كه از دين مسيحيت روى برگردانده و مرتد شدند. در آن سالها، اين كتاب رفت تا دست به دست ميان مسيحيان شهرهاى يونانى آسياى صغير بچرخد و بالطبع چون به زبان يونانى نوشته شده بود، بعدها نام يونانى» Apocalypse «به معنى رؤيا بر آن نهاده شد.
بهنظر مىرسد، كتاب با عبارت «اعلام يسوع مسيح كه خداوند به او قدرتى بخشيده تا به بندگانش آنچه را كه لازم است نشان دهد و ميان او و خداوند فرشتهاى است كه براى بندهاش يوحنا وحى الهى را نازل مىكند.» آغاز مىشود. يوحنا برادران خود را به ايمان خبر مىدهد و پاداش آن را عظيم مىخواند: «فردوس براى كسى است كه بخواند و براى كسانى است كه سخنان پيامبران را گوش دهند و هر آنچه را كه در كتاب نوشته شده حفظ و از آن نگهدارى كنند؛ چرا كه زمان موعود نزديك است».
يوحنا ملاحظه كرد، فرجام جهان نزديك است، پس از آن، رنج و دردها پايان خواهد يافت، اما قبل از آن حوادث عجيب و وحشتناكى بهوقوع خواهد پيوست.
يوحنا به ما مىگويد: «او در جزيره «بتمُس» كه جزيره كوچكى در درياى «اژه» است، به سر مىبرد تا كلمه خداوند را بالا نگه دارد و يسوع مسيح را ببيند». (٩: ١)».
در يكى از روزهاى يكشنبه، كه يوحنا در «خلسه» (حالت سرمستى و شيدايى) بود، آسمان مقابلش شكافته شد و هفت منبر طلايى را مقابل