ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - اختلاف شيعه و سنى درباره رهبر موعود
اختلاف شيعه و سنى درباره رهبر موعود
شيعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسكرى است كه سال ٢٥٦ ق. متولد شد و پدرش [امام] حسن عسكرى بر امامت وى تصريح كرده است. سپس به اذن خدا، او غيبت صغرى و كبرى مانند عيسى نمود. غيبت صغرى هنگامى بود كه خدا، وى را از نيرنگ حكومت عباسى نجات داد. وى از هنگام تولد، مخفى مىزيست و پدرش او را [از ديدهها] پنهان مىكرد، پس از وفات پدرش در سال ٢٦١ ق. شيعيان را توسط وكيلانش (نواب اربعه) راهنمايى مىكرد. نيابت اينان ٦٩ سال (٢٦١ تا ٣٢٩ ق.) به طول انجاميد.
غيبت كبرى، پس از وفات نايب چهارم (على بن محمدالسمرى) آغاز شد. به هنگام وفات، وى به شيعه گفت: نايبى خاصى پس از او نخواهد بود تا خداى متعال، ولىاش را در آخر زمان ظاهر كند.
سنىها معتقدند مهدى هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنيا مىآيد.
تفصيل سخن در اختلاف شيعه و سنى درباره ولادت رهبر موعود و اينكه وى فرزند [امام] حسن عسكرى است يا در آينده متولد مىشود، با تحقيق در اين مسئله ممكن است. پيامبر جانشين و اوصيايى معصوم دارد و نقل سخن پيروان از امامانشان پذيرفته مىشود؛ زيرا مانند پيروان مذاهب ديگرند كه به نقل از رهبران مذهبى خود، مسايل فقهى و تاريخى را روايت مىكنند.
تمامى شيعه از زمان قديم، اتفاقنظر دارند كه پيامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدى را معرفى كرده است. [امام] حسن عسكرى خبر داده است فرزندى دارد كه جانشين وى و مهدى منتظر است.
گواه شيعه بر بيان امامت الهى اهل بيت توسط پيامبر، «حديث ثقلين»[١] و «حديث سفينه»[٢] است. دليل شيعه بر شمار امامان، «حديث اثنىعشر»[٣] است و گواه بر اينكه نخستين امامان الهى، على سپس حسن، بعد حسيناند، «حديث غدير»[٤] و «حديث منزلت»[٥] و «حديث كسا» و «حديث الحسن والحسين سبط من الاسباط» است كه همگى در احاديث معتبر سنى روايت شدهاند.
گواه امامت نه فرزند [امام] حسين، احاديث وصيت در كتابهاى معتبر شيعه است، مانند فرمايش امام باقر (ع) كه كلينى روايت كرده است:
يكون تسعة ائمة من ذرية الحسين بن على، تاسعهم قائمهم.
نه امام از فرزندان حسينبن علىاند، كه نهمى قائم است.
امام صادق فرمود:
آيا مىپنداريد اوصياى ما هر كه را بخواهند وصى مىكنند؟ نه، واللّه! اين عهد و گفتهاى بهجا مانده از رسولاللّه (ص) درباره امامى پس از امامى ديگر است تا به وى [مهدى موعود (ع)] پايان پذيرد.
در خبرى ديگر است:
تا به صاحبالامر ختم شود.[٦]
مشخصه سيره ائمه نهگانه، در اختيار داشتن كتابهاى «جامعه» و «جفر» است كه امام على به نقل از پيامبر، در ديدارهاى خصوصى كه داشتند، نوشت و اخبار غيبى و كراماتى كه از امامان ديده شد كه جز از برگزيدگان مورد تأييد خداوند، ساخته نيست.
برادران اهل سنت كوشيدهاند ادعاى نام بردن امامان و نخستين امام؛ يعنى على (ع)، توسط پيامبر را رد كنند. اينان مىگويند: احاديث نبوى كه گواه ادعاى شيعه است، دلالت ندارد يا سند آن ضعيف است، اما علماى شيعى با سنىها مناقشه كرده، اشتباه اهل سنت را بيان كردهاند.
برخى فرقههاى شيعى به ويژه زيديه، امامت دوازده امام را نپذيرفتهاند، اما علماى شيعى بدانان پاسخ دادهاند.
برخى نويسندگان معاصر نيز مىگويند: مهدى متولد نشده است؛ زيرا فقط يك فرقه از دوازده فرقه پيرو حسن عسكرى، معتقد به ولادت مهدىاند. اين مطالب را «نوبختى» در كتاب فرقالشيعه و اشعرى شيعه در المقالات والفرق گفتهاند.
جواب اينان را به تفصيل در كتاب حول امامة اهلالبيت و وجودالمهدى دادهام.
غيبت به معناى وانهادن عمل به احكام اسلامى نيست
غيبت به معنى توقف عمل به احكام اسلام نيست. چگونه مىتواند چنين باشد، در حالى كه وجود اوصياى پيامبر، براى حفظ اسلام است تا راهى صحيح براى كسانى باشد كه مىخواهند به دين عمل كنند. امامان اين وظيفه را به بهترين صورت انجام دادهاند، بدينسان كه گروهى امين را براى فراگير علوم تربيت كردهاند.
پذيرش حكومت بر جامعه اسلامى توسط امامان، جزيى از فعاليتهاى اينان بود، اما شرط اساسى براى پذيرش حكومت، كه وجود ياورانى شايسته و پيرو امامان است، فراهم نشد. چنانكه امير مؤمنان فرمود:
أما والذى فلق الحبّة و برءالنسمة، لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر ... لألقيت حبلها على