ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - نقد مقاله «بازتاب بنيادگرايى آمريكايى در سياست خارجى آمريكا»
نقد مقاله «بازتاب بنيادگرايى آمريكايى در سياست خارجى آمريكا»
محمد السماك
هنگامى كه مقاله دكتر دن لايدينز را از ديدگاه اسلامى مطالعه مىكردم، نتوانستم، نگويم: آمين. و هنگامى كه او بنيادگرايى مسيحى آمريكا را مورد بررسى قرار مىداد، احساس كردم، مىتوانم همين منطق مورد استفاده توسط وى را در تحليل و بررسى اصولگرايى يا بنيادگرايى اسلامى نيز بهكار ببرم.
الف) فقط در جامعه ديكتاتورى اصل داشتن ديد ثابت و تغييرناپذير نسبت به جهان كه اين مكتب بر آن تكيه دارد، حفظ مىشود.
ب) پيشفرضهايى كه عنوان مىكند، زندگى تمام غير بنيادگرايان زندگى پربارى است، اما ايمان اندكى دارند و حضور خداوند را واقعا در حيات و زندگى خويش تجربه نمىكنند.
ج) اعتقاد به اينكه، مدرنيسم[١] تهديدى عليه فهم سنتى مذهب مىشود.
د) تصميم بر گسترش حوزههاى منفك مربوط به ايشان و رد تمام كسانى كه خارج از اين حوزههاى بسته قرار دارند و كافر فرض نمودن ايشان.
من با اين نظر او كه عنوان كرد، بنيادگرايان به بحث و گفتوگوها به عنوان چانهزنى بر سر «حق و حقيقت» نگاه مىكنند و يا حتى تمام حقايقى كه به آنها ايمان دارند، موافق هستم. در حالى كه ما، غير بنيادگرايان، ديد كاملًا متفاوت نسبت به آنها داريم. ما اعتقاد داريم، بحث و گفتوگو، فرهنگ پژوهش و تحقيق پيرامون حق را تشكيل مىدهد، از ديد ديگر، مابقى بايد با ما متفاوت باشند والا ديگر، نمىتوان به آنها «ديگران» اطلاق كرد.
دكتر لايدينز به اين نتيجه مىرسد كه: «مسيحيان و مسلمانان و ديگر مؤمنان اديان مىبايست در اوضاع و احوال جهانى كه در آن بهسر مىبريم، دقت و تأمل كنند. اين امكان وجود ندارد كه مؤمنان بگويند، جهان به دو بخش تقسيم شده است، يك بخش آن را مؤمنان و بخش ديگر آن را افراد ديگر اشغال كردهاند. نمىتوان تعدد وكثرت اديان را كه به يكسان در يك دولت، جامعه و حتى در يك خانواده به چشم مىخورد، ناديده انگاشت.»
اين نتيجه كه لايدينز به آن دست مىيابد، سؤال بزرگى مطرح مىكند: چه تفاوتى ميان كسى كه مىگويد جهان به دو بخش تقسيم مىشود: بخشى كه مؤمنان به اسلام در آن به سر مىبرند و بخشى كه ديگران آن را اشغال مىنمايند و منظور كسانى هستند كه آنها را كافر و دشمن اسلام توصيف مىكند، با كسى كه مىگويد، جهان به دو بخش تقسيم شده است: نيكوكارانى كه با ما هستند و بدكارانى كه عليه ما هستند، وجود دارد؟
بنيادگرايى نتيجه و حاصل يك آيين نيست، بلكه با تمام اعتقادات مذهبى و غير مذهبى همسان است. خطر بنيادگرايى در اين نهفته است كه آنها به خود اجازه مىدهند، به نام خداوند سخن گويند و او را وادارند، به هر آنچه ايشان اعتقاد دارند، عمل كند.
هنگامى كه لايدينز اين نوع از لاهوت تفرقه ميان مؤمنان ديگر (يا اديان ديگر) را وضع مىكند، ما نمىتوانيم بر نزاع و اختلافى كه از آن حاصل مىشود،