ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - نبوت، امامت و ولايت
از اهم اين آثار اين است كه خداوند او را اسوه قرار مىدهد به طورى كه قول و فعل و تقريرش[١] حجت مىشود و مىتوان همان را گفت كه او گفته و همانگونه رفتار كرد كه او رفتار كرده و از سكوت او در برابر اعمال ديگران و نهى نكردن آنها صحت آن اعمال را برداشت كرد و عمل كردن آنها صحت آن اعمال را برداشت كرد و عمل كردن بر چنين مبنايى حجت است و روز قيامت مورد مؤاخذه قرار نمىگيرد.
\* اينها كه فرموديد در مقام تشريع است، در مقام تكوين چه آثارى را مىتوان مشاهده كرد؟
در مقام تكوين اهم آن همان است كه مىفرمايد: «لولا ذلك (الحجة) لساخت الأرض باهلها»[٢] براى توضيح اين مطلب من غالباً اين مثال را طرح مىكنم كه يك باغبان وقتى باغى را ايجاد مىكند و در فضايى چند درخت مىكارد، اين درختها كه رشد مىكنند و ميوه مىدهند در كنار آنها علفهاى هرز هم از زمين سر در مىآورند. يك عابر كه از كنار اين درختها رد مىشود نمىگويد حاصل زحمت آن باغبان اين علفهاى هرزه بوده بلكه مىگويد باغبان اين درختها را كاشته و به طفيل درختها اين علفهاى هرز هم رشد كردهاند. اگر امام نبود خدا اين نظام هستى را نمىآفريد. خدا اين نظام را براى ائمه (ع) اداره مىكند كه «ماخَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[٣] و بقيه هم حكم طفيلى دارند. در نظام تكوين اين طور است كه اگر امام نبود بقيه هم نبودند.
\* مراتب و شئونات امامت و ولايت كدامند؟
روايتى در عيون اخبار الرضا (ع) آمده كه چهل امتياز براى ائمه (ع) برشمرده است و از آن جامعتر زيارت جامعه كبيره است. زيارت جامعه در واقع يك دايرةالمعارف امامشناسى است كه نوع عناوين و عبارات آن هم از قرآن گرفته شده است. اگر كسى خوب و دقيق اين زيارت را مطالعه كند مىفهمد كه امتيازات يك ولى چيست و چه آثار و بركاتى از وجودشان نشأت مىگيرد.
\* امهات اين امتيازات كدامند؟
يكى از هدايت است: «أشهد أنّكم الأئمة الراشدون المهديّون المعصومون المكرّمون المقرّبون المتّقون الصادقون ...»[٤] اينها همه شئون امامت است. يا آن عبارت موجود در خطبه امام سجاد (ع) كه هر چند در برابر يزيديان اسم حكومت را نمىآورند ولى به طور ضمنى و غير صريح شرايط حاكم را طرح مىكنند و مىگويند ما اين شرايط را داريم: «أيّها النّاس أعطينا ستّاً و فضّلنا يسبع: أعطينا العلم و الحلم و السماحة و الشجاعة و المحبّة فى قلوب المؤمنين»[٥]
حكومت كردن چند چيز لازم دارد؛ اول علم چرا كه اگر علم نباشد همه را بر باد مىدهد.
دوم حلم و شرح صدر كه اگر كسى ظرفيت روحى، بالايى جهت هضم مشكلات نداشته باشد باز هم نتيجه همان مىشود. حضرت موسى (ع) هم از خدا شرح صدر و حوصله خواست و گفت: «رَبِّاشْرَحْ لِي صَدْرِي».[٦] حتى يك معلم معمولى هم اگر شرح صدر نداشته باشد نمىتواند مسائل را تحمل كند چه رسد به امام كه وظيفه تعليم همه مردم را بر عهده دارد.
سوم سماحت، امام بايد اهل بذل و بخشش و سخاوتمند باشد و به همه فقرا كمك كند. همانند حضرت على (ع) و حضرت عيسى (ع).
ويژگى چهارمى كه امام سجّاد (ع) مطرح مىكنند فصاحت است. اكثر خطبهها و سخنرانىهاى حضرت على (ع) شبيه معجزه بوده و از اين طريق اهداف خود را بيان مىكردهاند. پيامبر اكرم (ص) هم مىفرمودند: «أنا أفصح من نطق بالضاد»[٧]؛ «من فصيحترين كسى هستم كه [حرف] ضاد را بر زبان رانده است» معناى اين سخن اين است كه من فصيحترين عرب هستم؛ چرا كه فقط در زبان عربى حرف ضاد به كار مىرود.
ويژگى پنجم شجاعت است. امام بايد تاب و مقاومت در برابر تمام حملات و هجومها را داشته باشد و از رويارويى با مشكلات نهراسد.
آخرين ويژگى حاكم، نفوذ مردمى است. مودت در قلوب مؤمنان و پيروان براى شخص حاكم يك سرمايه است و همين مودت بود كه پيامبر از امت راجع به خاندان خويش ظلب كرد و فرمود: «قُلْلا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى»[٨].
\* آيا اين امتيازات منحصراً در ائمه (ع) است يا بقيه هم مىتوانند به آنها دست يابند؟
برخى از اين ويژگىها مىتوانند اكتسابى هم باشد. امّا نه به آن حدّت و شدّت كه در ائمه (ع) وجود دارد و نه اينكه كسى بتواند همه آنها را با هم به دست بياورد. بسيار بعيد است كه مجموعه اينها در يك نفر جمع بشود.
\* چطور مىتوان اين ويژگىها را به دست آورد؟
به رياضت و تمرينهاى فرد بستگى دارد و انسان بايد خودش را به نحوى بسازد تا اين فضايل را كسب كند.