ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ٥ توجه به آفتها و آسيبهاى انديشه مهدويت
كه پايه و اساس محكم و متقنى ندارند، هر چند بسيار جذاب و اثرگذار باشند.
٤. گشودن زواياى جديد در طرح مباحث مهدوى
فراگير شدن شور و شوق انتظار در جامعه ما و گرايش گروههاى مختلف اجتماعى به ويژه اقشار فرهيخته و تحصيل كرده به مباحث مهدوى، ضرورت پرداختن عالمانه و متناسب با خواست و نياز گروه ها و اقشار مختلف اجتماعى به اين مباحث را دو چندان ساخته و رسالت مراكز، نهادها و گروه هاى فعال در اين حوزه را سنگين تر نموده است. بديهى است كه در شرايط حاضر نمى توان تنها با طرح مطالب و مباحث سنتى مهدويت آن هم در قالبها و اشكالى كه پيش از اين مرسوم بوده، نياز روز افزون جامعه به اين مباحث را پاسخ داد. از اين رو بر مبلغان فرهنگ مهدوى لازم است كه با گشودن زواياى جديد در طرح مباحث مهدوى و پرداختن به موضوعات مختلف اجتماعى از منظر فرهنگ انتظار، ارائه اين گونه مطالب و مباحث را هم از نظر محتوا و هم از نظر قالب دچار تحول سازند.
امروزه مى توان از منظر علوم مختلف انسانى، از جمله جامعه شناسى، روان شناسى، علوم سياسى، اقتصاد و حتى از منظر هنرهاى تصويرى چون سينما به ارائه مباحث مهدوى پرداخت و با طرح موضوعات و مسائل جديدى كه تا كنون در اين حوزه مطرح نبوده توجه مخاطبان را جلب نمود. موضوعات و مسائلى چون آينده جهان و جهان آينده، اقتصاد جهانى، عدالت اجتماعى، حكومت جهانى، جهانى شدن، آثار روانى و تربيتى انتظار، آسيب شناسى اجتماعى انتظار، منجى گرايى در سينما و ....
البته ورود به اين حوزه نيازمند دقت، ژرف نگرى و احاطه به مباحث مهدوى از يك سو و علم و اطلاع كافى از مبانى علوم موردنظر از سوى ديگر است و لذا لازم است كانونها و مجامع مهدوى كه قصد ورود به اين حوزه را دارند، پيش ازهر اقدامى با كارشناسان شناخته شده و مورد اطمينان مشورت نمايند، تا خداى نخواسته به دام التقاط يا ابتذال گرفتار نشوند.
٥. توجه به آفتها و آسيبهاى انديشه مهدويت
انديشه مهدويت و انتظار نيز چون هر انديشه و آرمانى آفتها و آسيبهايى دارد كه اگر به آنها توجه نشود و به موقع براى برطرف ساختن آنها اقدام نگردد مى تواند آثار منفى و مخربى داشته باشد. البته اين آسيبها مى تواند در هر زمان متفاوت از زمان ديگر باشد و از اين رو مقابله با آنها نيازمند آسيب شناسى مستمر و روزآمد از سوى عالمان زمان شناس و مراكز فرهنگى و تحقيقاتى حوزوى و دانشگاهى است.
به نظر مى رسد در حال حاضر فرهنگ مهدوى در جامعه ما با آسيبهاى مختلفى روبروست كه مى توان آنها را در ذيل دو عنوان كلى دسته بندى كرد:
١. عوام زدگى و سطحى نگرى؛
٢. روشنفكر زدگى و تأويل گرايى.
امروزه شاهد هستيم كه گروهى از نويسندگان، سخنرانان و گردانندگان محافل و مجالس مذهبى براى جلب توجه عوام و جذب هر چه بيشتر آنها به موضوع مهدويت، با به فراموشى سپردن فلسفه واقعى انتظار و كاركردهاى اجتماعى آن، مردم را صرفا به نقل خواب و رؤيا و حكايتهاى ضعيف و بى اساس مشغول داشته و با بستن باب هرگونه تعقل و تدبر در معارف مهدوى، برداشتهاى سطحى خود از روايات را ملاك تحليل و بررسى پديده ظهور قرار داده اند.
سخنرانيها و آثار مكتوبى كه از سوى اين گروه ارائه مى شوند، مخاطبان جوان خود را از رسالت سنگينى كه در برابر حجت خدا، حضرت صاحب الامر (ع) و مسئوليت بزرگى كه در برابر اجتماع خود دارند، غافل ساخته و آنان را به اين انديشه وامى دارد كه تنها بايد در خلوت خود در جست وجوى امام غائب بود و تلاش كرد كه با به دست آوردن ادعيه، توسلات و ختوماتى راهى براى تشرف خدمت آن حضرت پيدا كرد. قطعا اگر اين قبيل افراد به آرزوى خود دست نيابند و راهى براى ملاقات با امامشان پيدا نكنند دچار دل زدگى و نااميدى مى شوند.
خطر ديگرى كه اين قبيل سخنرانيها و آثار دارد اين است كه اعتقاد به مهدويت را در نزد كسانى كه هنوز به حقايق شيعه و عمق انديشه مهدويت پى نبرده اند، اعتقادى موهوم و آميخته با خرافه جلوه مى دهد.
گروهى ديگر از نويسندگان و سخنرانان كه همه جهان پيرامون خود را تنها با عينك مدرنيسم مى بينند و همه حقايق هستى را با ملاك علوم تجربى و انسانى غربى تجزيه و تحليل مى كنند، به ارائه برداشتهاى روشنفكرانه از قيام و انقلاب مهدى پرداخته و شاخصه هاى دموكراسى ليبرال را ملاكى براى ارزيابى حكومت امام عصر (ع) قرار داده اند. اين گروه تلاش مى كنند كه روايات مربوط به ظهور و حوادث پس از آن را به گونه اى تأويل و تفسير كنند كه با چارچوبهاى به ظاهر علمى