ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - و) معاد در اديان آسمانى
مثل كاه مى سوزاند. آنان مانند درخت تا ريشه خواهند سوخت و خاكستر خواهند شد. اما براى شما كه ترس مرا در دل داريد، آفتاب عدالت با پرتو شفابخش خود طلوع خواهد كرد و شما شاد و سبكبال مثل گوساله هايى كه به چراگاه مى روند، جست وخيز خواهيد نمود. در آن روزى كه من يقين كرده ام بدكاران را مثل خاكستر زير پاى خود له خواهيد كرد. پيش از فرا رسيدن روز بزرگ و هولناك داورى خداوند، من رسولى شبيه ايلياى نبى براى شما مى فرستم، او دلهاى پدران و فرزندان را دوباره به هم نزديك خواهد كرد و اين باعث خواهد شد كه من سرزمين شما را ويران نكنم.[١]
بحث از قيامت در دين يهود به همين موارد نادر و سربسته محدود مى شود اما كتب مقدس دين مسيح از متى گرفته تا مكاشفه يوحنا، در موارد بسيارى به حادثه آخر جهان اشاره مى شود و آن را نويد و بشارتى براى پيروان راستين دين و مؤمنان مى داند. به عقيده پيروان اين دين، در رستاخيز، مسيح بار ديگر رجعت مى كند و همه دشمنان خود و دين خدا را نابود مى كند. او مى آيد تا با آتش جهانى، همه انسانها را پاك كند و غسل تعميدى با اين آتش دهد. در باور مسيحيان، حوادث پايان جهان كه همراه با علائم رعب آور به وقوع مى پيوندد بيشتر به قصد اصلاح جهان و مردمان است، تا اينكه هدف از آن صرفا ويرانى باشد. در اين دين نيز همانند دين زرتشت، در پايان جهان يك منجى ظهور خواهد كرد اما فرق اين منجى كه مسيح است با سوشيانس در اين است كه سوشيانس قبل از حوادث پايان جهان ظهور خواهد كرد اما مسيح پس از آن ويرانى و آتش سوزى خواهد آمد. در دين مسيح خبر از آمدن موجودى منفى و ويرانگر به نام «دجال» است كه مى توان او را معادلى براى ضحاك دانست.
ميرچا الياده در مورد اعتقاد به دجال در آئين مسيح مى نويسد:
اين دجال كه به شكل اژدها يا ديو نمودار شده است يادآور اسطوره قديمى پيكار ميان خدا و اژدهاست كه در آغاز پيش از آفرينش جهان روى داده است و باز در پايان جهان پيش خواهد آمد. از طرفى ديگر وقتى كه دجال همچون مسيح دروغين پنداشته شود فرمانروايى او نمودار باژگونى كامل ارزشهاى اجتماعى، اخلاقى و مذهبى و به بيان ديگر معرف بازگشت به بى نظمى خواهد بود. در طول سده ها، شخصيتهاى گوناگون تاريخى را همان دجال دانسته اند؛ حتى پاپ، توسط لوتر، دجال خوانده شد. اين امر بدان جهت مهم است كه هنگامى كه در دوران آشفته تاريخى شخصى را دجال مى ناميدند اميد به ظهور منجى و مسيح در پس آن عقيده نهفته بود.[٢]
قبل از ظهور اين منجى يا مسيح، آسمانها و زمين دوباره به هم مى ريزد و آشوب و بى نظمى يا كائوس اوليه كه جهان درگير آن بود، دوباره تكرار مى شود كه با آمدن مسيح بار ديگر به نظم و ترتيب و شكلى ايده آل و طلايى باز مى گردد. اكنون بخشهايى از كتب مقدس عيسويان را براى نمونه در اينجا ذكر مى كنيم.
در كتب عهد جديد اولين بار در متى بخش هفتم آيه ٢٢ و ٢٣ سخن از قيامت از زبان عيسى آمده است هنگامى كه مى گويد:
در روز قيامت، بسيارى نزد من آمده، خواهند گفت: خداوندا، خداوندا، ما پيغام ترا به مردم داديم و با ذكر نام تو، ارواح ناپاك را از وجود افراد بيرون كرديم و معجزات بزرگ ديگر انجام داديم، ولى من جواب خواهم داد: من اصلًا شما را نمى شناسم، از من دور شويد اى بدكاران.
در «نامه دوم پولس به تيموتانوس، رهبر كليساى افسس» درباره حوادث قبل از قيامت يا به قول خودش زمانهاى آخر آمده است كه:
اين را نيز بايد بدانى كه در زمانهاى آخر، مسيحى بودن بسيار دشوار خواهد بود؛ زيرا مردم، خودپرست، پول دوست، مغرور و متكبر خواهند بود و خدا را مسخره كرده نسبت به والدين نامطيع خواهند شد و دست به هر عمل زشتى خواهند زد. مردم، سنگدل و بى رحم، تهمت زن، ناپرهيزگار، خشن و متنفر از خوبى خواهند بود و كسانى را كه مى خواهند زندگى پاكى داشته باشند به باد تمسخر خواهند گرفت. در آن زمان، خيانت در دوستى، امرى عادى به نظر خواهد آمد. انسانها، خود رأى، مغرور و تندخو خواهند بود و عيش و عشرت را بيشتر از خدا دوست خواهند داشت. به ظاهر، افراد مؤمن اما در باطن بى ايمان خواهند بود، فريب اينگونه اشخاص خوش ظاهر را نخوريد.[٣]
در «نامه دوم پولس به مسيحيان تسالونيكيان» درباره حوادث رستاخيز آمده است كه:
اما بدانيد كه تا اين دو رويداد واقع نشود، آن روز هرگز نخواهد آمد. نخست شورشى بر ضد خدا برپا خواهد شد. دوم مردى جهنمى كه عامل اين شورش است ظهور خواهد كرد. او با هر چه مربوط به دين و خداست، مخالفت خواهد نمود، حتى وارد خانه خدا خواهد شد و در آنجا نشسته ادعا خواهد كرد كه خداست.[٤]
مسيح درباره قيامت به ياران خويش مى گويد كه:
سرانجام وقتى مژده انجيل به گوش همه مردم جهان رسيد و همه از آن باخبر شدند آنگاه دنيا به آخر خواهد رسيد. پس وقتى آن چيز وحشتناك را كه دانيال نبى درباره اش نوشته است، ببينيد كه در جاى مقدس برپا شده است، آنگاه كسانى كه در يهوديه هستند به تپه هاى اطراف فرار كنند و كسانى كه بر پشت بام مى باشند به هنگام فرار حتى براى برداشتن چيزى داخل خانه نروند و همينطور كسانى كه در مزرعه هستند براى برداشتن لباس به خانه برنگردند. واى به حال زنانى كه در آن زمان آبستن باشند. يا طفل شيرخوار داشته باشند[٥] [...] «بعد از آن مصيبتها، خورشيد، تيره و تار شده، ماه ديگر نور نخواهد داد. ستارگان فرو خواهند ريخت و نيروهايى كه زمين را نگاه داشته اند به لرزه در خواهند آمد. و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه