ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - و) معاد در اديان آسمانى
كرد.
برانگيختن مردمان در زمان سوشيانس بدين صورت خواهد بود كه در بندهش آمده است:
استخوان از مينوى زمين، خون از آب، موى از گياه و جان از آتش بازخواسته مى شود. همچنان كه در آغاز آفرينش آنها را پذيرفته بودند. نخست استخوانهاى كيومرث برانگيخته مى شود و بعد استخوانهاى مشى و مشياله و بعد استخوانهاى ديگر مردمان. در مدت پنجاه و هفت سال دوران سوشيانس، همه مردگان برانگيخته خواهند شد. از نورى كه با خورشيد است نيمى براى كيومرث و نيمى براى مردمان ديگر بسنده خواهد شد. بعد از آن مردمان يكديگر را مى شناسند. روان، روان را و تن، تن را مى شناسد كه اين پدر من و اين برادر من و اين همسر من است و اينان خويشان نزديك منند.[١]
شكل ظاهرى و سن و سال مردمان در آن جهان جاودانه آخرت، متفاوت است. آنانى كه در اين دنيا گوشت خورده باشند به سن چهل ساله و آنان كه گوشت نخورده باشند به شكل جوان پانزده ساله، كه سن آرمانى زرتشتيان است، ظاهر خواهند شد. مردانى كه در اين جهان ازدواج نكرده باشند سپندارمذ (ايزد بانوى زمين) به آنها رخ مى دهد و بانوانى كه در اين دنيا همسرى اختيار نكرده باشند اهورامزدا به آنها شوهر مى دهد ولى اينان هر دو دسته از داشتن فرزند، تا ابد بى بهره خواهند ماند[٢].
ميتراپرستان معتقد بودند هنگامى كه جهان به پايان رسد، جسم نيز در سعادت ابدى سهيم است؛ همانگونه كه روح از آن بهره مى برد. به عقيده آنان پس از آن كه زمان، دور خود را طى كرد، مهر، همه مردگان را برمى انگيزد؛ نيكان را بى مرگ و جاودان مى كند اما بدكاران به همراه اهريمن در آتش نابود مى شوند. پس فرق عمده اين مذهب با دين زرتشتى در اين است كه در عقايد اين دين، گنهكاران و بدان، نه تنها در آتش و عذاب جاودان نمى مانند بلكه نابود مى شوند و با اهريمن در نيستى و فنا مى افتند. به عقيده آنان، جاودانگى به عنوان بزرگ ترين پاداش فقط از آن نيكان است و بس.
در مذهب التقاطى «مانى»[٣] به رستاخيز و معاد، اهميت زيادى داده شده است. به نظر مانويان، جريان پيوسته آزادسازى نور، همچنان تا پايان جهان ادامه دارد. انوار آزاد شده از راه «ستون روشنى» يا «راه شيرى» به ماه مى روند و از ماه به خورشيد مى رسند. آنها بدر ماه را پر از پاره هاى روشن نورهاى آزاد شده مى دانستند كه از اول تا پانزدهم هر ماه، ادامه مى يابد و در نيمه دوم از ماه به خورشيد مى رود و كم كم ماه باريك مى شود؛ زيرا انوار روشن از آن تخليه مى شوند. آن انوار سپس از خورشيد به «بهشت نو» يا «بهشت موقتى» مى روند و تا رستاخيز، در آنجا مى مانند. اين كار تا هنگامى ادامه مى يابد كه آخرين بازمانده هاى ذرات نور آزاد شوند[٤]
مانويان معتقدند كه در روز رستاخيز، عيساى نورانى، چون داورى دادگر ظهور مى كند. دو فرشته كه يكى حامل زمين و ديگرى حامل آسمان است بار خود را مى افكنند و تشويش و هرج و مرج در اركان عالم پديد مى آيد كه ١٤٦٨ سال دوام مى يابد. برخى اين تشويش و اضطراب را آتش سوزى عظيمى دانسته اند كه همه اركان گيتى را به كام خويش مى كشد. تمام ذرات نور كه استخراج آن از ماه ممكن باشد، بيرون كشيده مى شوند و اجزاى نورى كه قابل نجات هستند به شكل يك تنديس به آسمان مى روند و ديوان و گناهكاران، جدا جدا در يك كومه يا گلوله گرد آمده در ته يك خندق ژرف مدفون مى شوند. سپس سدى محكم ميان دو عالم نور و ظلمت كشيده مى شود و عالم نور براى هميشه در آرامش و صلح خواهد ماند[٥]. همامه(Humama) ، روح تاريكيها، كه همان اهريمن است در ظلمت خواهد افتاد و نور و ظلمت كه دو اصل ازلى اند به حال و وضع آغازين خود؛ يعنى انفكاك مطلق برمى گردند و جدايى هر دو براى هميشه قطعى خواهد شد. «بهشت جديد» به «بهشت اصلى» مى پيوندد و انوار نجات يافته به ديدار «پدر بزرگى»؛ يعنى «زروان» نائل مى شوند[٦].
و) معاد در اديان آسمانى
تصور اديان آسمانى يهود، مسيح و اسلام بدون معاد امرى غير ممكن است به خصوص در دين اسلام كه معاد يكى از سه ركن اساسى دين است و بدون اعتقاد بدان، دين كسى كامل نمى شود.
در اسفار نخستين عهد عتيق سخنى از رستاخيز نيست همانگونه كه خبرى از جهان پس از مرگ نيست. اما در كتب متأخر مانند زكريا، ميكاه و ملاكى كه سومى آخرين كتاب از مجموعه كتب عهد عتيق است در مورد قيامت سخنانى به ميان آمده است كه پيشگويى اين پيامبران است.
ميكاه نبى در كتاب خويش كه خطاب به قوم اسرائيل است، پايان جهان را بدينگونه بازگو مى كند:
و اما در روزهاى آخر، كوه خانه خداوند[٧]، مشهورترين كوه جهان خواهد شد و مردم از سراسر دنيا به آنجا آمده، خواهند گفت: «بياييد به ديدن كوه خدا برويم و خانه خداى اسرائيل را زيارت كنيم. او راههاى خود را به ما خواهد آموخت و ما مطابق آن عمل خواهيم كرد؛ چون شريعت و كلام خداوند از اورشليم صادر مى شود». خداوند در ميان قومها داورى خواهد كرد و به اختلاف بين قدرتهاى بزرگ در سرزمينهاى دوردست پايان خواهد بخشيد. ايشان شمشيرها و نيزه هاى خود را درهم شكسته، از آنها گاوآهن و اره خواهند ساخت. دولتها، ديگر به جان هم نخواهند افتاد و خود را براى جنگ، آماده نخواهند كرد. هر كس در خانه خود در صلح و امنيت زندگى خواهد كرد، زيرا چيزى كه باعث ترس شود وجود نخواهد داشت. اين وعده را خداوند قادر متعال داده است.[٨]
ملاكى نبى از پيامبران بنى اسرائيل است كه حدود چهارصد سال قبل از نبوت عيسى (ع)، قيامت را چنين توصيف مى كند و آمدن آن را به مردمان بشارت مى دهد:
خداوند قادر متعال مى فرمايد روز داورى مثل تنورى شعله ور فرا مى رسد و همه اشخاص مغرور و بدكار را