ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - صهيونيست- مسيحى ها، آمريكا و اسرائيل
تأثير بسزايى دارد[١] آنها براى اسرائيل كمكهاى نقدى جمع آورى مى نمايند. چندى پيش در مجله اكونوميست درج گرديده بود كه مسيحيان «پنته كوستال»[٢] در ايالت مى سى سى پى در حال توليد گاوهايى (ويژه اى) هستند تا پس از پاك سازى ارض موعود از مسلمانان آنها را در جشنهاى مربوط به اين پيروزيها قربانى نمايند.[٣]
صهيونيست- مسيحى ها، آمريكا و اسرائيل
الف) اهميت سياستهاى جانبدارانه و حمايت گرايانه آمريكا از اسرائيل: ايالات متحده آمريكا هميشه بهترين حامى اسرائيل بوده است. اين كشور هيچ گاه اسرائيل را به خروج از مناطق اشغالى خارج از مرزهاى بين المللى پذيرفته شده فلسطين اشغالى تشويق ننموده و هيچ گاه ضرورت تشكيل يك دولت فلسطينى را آشكار نساخته است. حتى آمريكا بدون هيچ قيد و شرطى هر ساله ٥/ ٥ ميليارد دلار به اسرائيل پرداخت مى نمايد. اين مبلغ هيچ گاه با مبالغ (كمكهاى) دريافتى ديگر كشورها (از آمريكا) قابل مقايسه نيست و هيچ كشورى نمى تواند مانند اسرائيل مبالغ دريافتى را به صورت دلخواه خود هزينه نمايد و داراى چنين آزادى عملى باشد. از زمان تشكيل دولت اسرائيل (در سال ١٩٤٨ م.) تا سال ١٩٩٦ م. اين كشور ٥/ ٦٢ ميليارددلار كمك نقدى از آمريكا دريافت داشته است.[٤] اسرائيل تمامى اين مبالغ دريافتى را صرف خريد تسليحات، توسعه و پيشرفت و همين طور اسكان و استقرار مهاجران يهودى در سرزمينهاى شريعه غربى نموده است.
سياستهاى حمايتى غير متوازن آمريكا و عدم سرزنش سياستهاى توسعه طلبانه اسرائيل در منطقه به طور مستقيم موجب استمرار درگيرى و بحران خاورميانه شده است.[٥]
اسرائيل هنوز پس از گذشت سى سال از قطعنامه ٢٤٢ شوراى امنيت سازمان ملل مصوب ١٩٦٧ را كه حق موجوديت و امنيت كشورهاى منطقه خاورميانه از جمله اسرائيل را به رسميت مى شناسد و اسرائيل را موظف مى كند كليه سرزمينهاى اشغالى طى جنگ سال ١٩٦٧ را به اعراب بازپس دهد، تمكين ننموده و به آن عمل نكرده است. در هر دو عهدنامه سازمان ملل (بيانيه مربوط به سرزمين هاى اشغالى) و عهدنامه ژنو كه به امضاى آمريكا و اسرائيل رسيده است تصريح شده است مناطقى كه با زور اسلحه اشغال گرديده اند بايد بازپس داده شوند. آمريكا از سال ١٩٦٧ به اين طرف با حمايتهاى مالى خود از اسرائيل موجب گرديده تا قوانين بين المللى توسط اسرائيل ناديده گرفته شده و پايمال گردد؛ چرا كه كمكهاى مالى اعطايى آمريكا به اسرائيل صرف اسكان مهاجران يهودى و استمرار اين سياست و مسلح شدن هر چه بيشتر اين كشور مى گردد. اگر نبود كمكها و حمايتهاى مالى و ديپلماتيك آمريكا، اسرائيل بسيار پيش از اين مجبور به عقب نشينى از سرزمينهاى اشغالى مى شد.[٦]
ب) تأثير مسيحيان بر سياستهاى جانبدارانه آمريكا از اسرائيل: حدود ٤٠ ميليون مسيحى پيرو دكترين «بخشوده شدگان» و يا «هزاره گرايان»[٧] در آمريكا زندگى مى كنند كه با كليساهاى بنيادگراى اوينجليك مرتبط اند.[٨] به زعم آنها حمايت بى قيد و شرط از اسرائيل و صهيونيسم جزء اعتقادات دينى آنهاست. عموما كليساهاى بنيادگراى ايونجليك و يا رهبران سازمانها، همزمان در مسائل سياسى نيز سر و صدا راه مى اندازند. در ميان اين گروهها، دو گروه به مراتب بيش از ساير گروهها داراى نفوذ و قدرت تأثيرگذارى هستند كه يكى از آنها گروه «ائتلاف مسيحى» و ديگر «اكثريت اخلاقى» است. رهبران اين گروهها، پت روبرتسون، رالف ريد،[٩] و جرى فالول به هر وسيله ممكن حمايت بى قيد و شرط خود از اسرائيل و صهيونيسم را بر زبان آورده اند.[١٠]
رهبران بنيادگرا (فاندامنتاليست) علاقه كليسا را به امور سياسى جلب نموده و در اين رابطه نيز عموما موفق هستند. به همين علل جامعه مسيحى راست افراطى در موفقيت و انتخاب نمايندگانى كه جانبدار اسرائيل هستند بسيار مؤثر است.
مهم تر از ميزان آراء رأى دهندگان بنيادگرا، خرسند شدن رهبران آنها از حضور در مقامات و مسئوليتهاى حكومت است كه از گذشته تا كنون همچنان ادامه دارد. نمونه اى كه در اين رابطه بسيار تأمل برانگيز است نفوذ اين رهبران بنيادگرا بر روى رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق آمريكا در طول حيات سياسى اوست. ريگان در مناسبتهاى متعددى علاقه زايدالوصف خود به تئولوژى «بخشوده شدگان» را علنا اعلام داشته بود.
محورها و اصول برگرفته از تئولوژى «بخشوده شدگان» كه در سياست خارجى آمريكا قابل مشاهده است عبارتند از:
- سياست جانبدارى از اسرائيل؛
- آمادگى جهت نبرد هسته اى (نبرد آرماگدون)؛
- مقابله با اتحاد شوروى كه در تفسير كتاب مقدس از اين دولت به عنوان رهبر نيروهاى