ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - حضرت صاحب الامر (ع) كيست؟
اقيانوس پرتوهاى خورشيد تابان وجودش دست نيافتيم و به قدر ريزه سنگى از ساحل معرفتش نصيبمان نگشت.
امامت مبدأ است و مشتق متلبس به مبدأ آن چيست؟ امام كيست؟[١] بحث زياد است. دقت ما صرفا به ما مجال مىدهد كه برخى از صفات امام را از بيان امام رضا (ع) بخوانيم:
الإمام واحد دهره، لايدانيه أحد ولا يعادله عالم ولا يوجد منه بدل ولا له مثل و لا نظير، مخصوص بالفضل كلّه. من غير طلب منه له ولا اكتساب، بل اختصاص منالمفضل الوهّاب.
امام يگانه روزگار خود است و كسى همتاى ايشان نمىشود و دانشمندى همانند ايشان يافت نشود، هيچ بدل و مثل و نظيرى ندارد و تمام بزرگوارى مخصوص اوست و دارايش مىباشد بىآنكه آن را طلب كرده باشد و يا به دنبال به دست آوردنش رفته باشد بلكه خداوند بخشنده از در اعطاى بزرگوارى آن را به ايشان اختصاص داده است.
دهان مباركى كه اين صفات را براى امام بيان مىكند متعلق به كسى است كه خود به شايستگى داراى چنين ويژگيهايى مىباشد كه او عالم آل محمد (ص) است.
«مخصوص بالفضل كلّه»؛ يعنى تمام فضل و تمام فضلها كه فضل انواع گوناگونى دارد؛ علم يك فضل است، عفت يك فضل است، غيرت يك فضل است و ... و هر كدام از اين فضلها خود درجهاى و مرتبهاى دارد. شجاعت درجاتى دارد و غيرت و عفت هر كدام درجاتى دارند. به امام تمام فضل و بزرگى و انواع آن، آن هم در اعلى مرتبه عطا گشته است. اطلاق اينجا شمولى است و امام (ع) اين مطلب را پس از لفظ عموم كه شامل تعداد و مرتبههاى مختلف مىشود، بيان نمودهاند. و اين است كه اين مقام و فضايل ربانى از جنس فضايلى كه با طلب يا سعى و كوشش به دست مىآيند، نيستند كه عنايتى خاص از ناحيه خداوند مفضل وهاب است. حال كيست كه بتواند به معرفت امام دست يابد يا اينكه بتواند امامى براى خويش برگزيند؟ آرى امام (ع) چنين شخصيتى دارد.
براى امام زمان، ارواحنا فداه، در مجموع روايات و زيارات و ادعيه صحيح ١٨٢ مقام و صفت بيان شده است.
يكى از صفات ايشان «متم نوراللّه» (تمام كننده نور خدا) است كه در باب اين صفت عقل متحير مىشود.
در قرآن دو آيه وجود دارد كه مضمونشان قريب به همديگر است و طى دو مرتبه نازل شدهاند با اين تفاوت كه برخى صيغههاى آن دو با هم يكى نيست. اولى در سوره صف است و دومى در سوره توبه.
آيه اول:
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ\* هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[٢]
مىخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند ولى خدا كامل كننده نور خويش است، اگر چه كافران را ناخوش آيد.
اوست آن خدايى كه پيامبر خود را همراه با هدايت و دين راستين بفرستاد تا او را بر همه اديان پيروز گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.
و آيه دوم:
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ\* هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[٣]
مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند، و خدا جز به كمال رساندن نور خود نمىخواهد. هر چند كافران را خوش نيايد. او كسى است كه پيامبر خود را براى هدايت مردم فرستاد، با دينى درست و بر حق، تا او را بر همه دينها پيروز گرداند، هر چند مشركان را خوش نيايد.
آنقدر وقت نداريم كه به علت بيان اين آيات به اين ترتيب و ارتباط آنها با هم بپردازيم و يا از اينكه چرا كراهت و مقاومت كافران مقدم بر كراهت مشركان ذكر شده است، سخن بگوييم و اينكه چرا در آيه ٨ سوره انفال و ٨٢ سوره يونس سخن از كراهت مجرمان است و در قرآن به غير از مجرمان، مشركان و كافران كراهت نسبت داده نشده است. هرگاه كه به معناى اين دو آيه فهم پيدا كنيم مىتوانيم بفهميم كه حضرت حجةبنالحسن العسكرى (ع) كيستند.
«اليوم اكملت لكم دينكم ...» دينى كه خداوند به وسيله پيامبرش (ص) فرستاد با امامت حضرت امير (ع) كامل شد؛ يعنى در حقيقت خداوند استمرار علم نبوت و تطبيق آن را بر وحى، خود ضمانت كردند. خداوند متعال و رسول مكرم اسلام (ص) به خوبى مىدانستند كه اين امت پس از ايشان، پيمان خود با امام را زير پا خواهند نهاد. حضرت رسول (ص) و اميرالمؤمنين على (ع) فرمودند:
إنّ الأمّة ستغدربك بعدى و أنت تعيش على ملّتى و تقتل على سنتى؛ من أحبك أحبنّى و من أبغضك أبغضنى و إنّ هذه---، موعود، ٢٠٥جلد، مؤسسة فرهنگى هنرى موعود عصر(عج) - تهران، چاپ: ١.